حالت تاریک
دوشنبه, 09 شهریور 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن دیار آفتاب | diyareaftab.ir هستید؟
وقتی «اجبار» جایگزین «استعداد» می‌شود
هدایت تحصیلی یا سرگردانی؛

وقتی «اجبار» جایگزین «استعداد» می‌شود

در حالی که «هدایت تحصیلی» باید فرآیندی برای شناسایی استعدادهای درخشان و هدایت آن‌ها به مسیرهای مناسب شغلی باشد، در استان مرکزی به کلاف سردرگمی تبدیل شده که خانواده‌ها را در میانه‌ای از تصمیمات اجباری رها کرده است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» گزارش‌های میدانی و مراجعات مکرر به ادارات آموزش و پرورش، نشان‌دهنده نارضایتی عمیقی است که ناشی از سیاست‌گذاری‌های «سهمیه‌بندی‌شده» به جای «استعدادمحور» است. در این میان، فشار برای ثبت‌نام در رشته‌های فنی و کاردانش، آن هم در شرایطی که موانع اقتصادی و فرهنگی سد راه خانواده‌هاست، این پرسش را مطرح می‌کند: آیا هدف، آموزش است یا صرفاً پر کردن آمارهای دولتی؟

وقتی «هدایت» به «اجبار» تغییر چهره می‌دهد

تابستان که از نیمه می‌گذرد، استرس والدین در استان مرکزی به اوج می‌رسد؛ نه از بابت امتحانات، بلکه از بابت ثبت‌نام. راهروهای ادارات آموزش و پرورش این روزها شاهد حضور والدینی است که با چهره‌های برافروخته، از یک «اجبار پنهان» سخن می‌گویند. گویی فرم‌های هدایت تحصیلی که باید نقشه‌ای برای آینده دانش‌آموز باشد، به ورقه‌هایی برای تحمیل تصمیماتِ سیستم آموزشی تبدیل شده است.

دانش‌آموزانی که بر اساس علاقه و برنامه‌ریزی شخصی، رویای رشته‌های نظری را در سر می‌پرورانند، ناگهان خود را در بن‌بستی می‌بینند که خروجی‌اش تنها ثبت‌نام در رشته‌های فنی و کاردانش است. این «هدایت تحصیلی» نیست؛ «سرگردانی تحصیلی» است. دانش‌آموز ۱۵ ساله‌ای که با رویاهای متفاوت وارد مقطع متوسطه دوم می‌شود، اکنون با این واقعیت تلخ روبروست که «ظرفیت» مدارس نظری پر شده و او چاره‌ای جز انتخاب رشته‌های فنی ندارد.

یکی از اصلی‌ترین دلایل مقاومت شدید خانواده‌ها در استان مرکزی، «هزینه‌های پنهان» و آشکار تحصیل در هنرستان‌هاست. مسئولان آموزش و پرورش ممکن است بر رایگان بودن تحصیل تأکید کنند، اما واقعیت در هنرستان‌ها چیز دیگری است. رشته‌های فنی و کاردانش، نیازمند تجهیزات، مواد اولیه مصرفی و ملزومات کارگاهی هستند که تأمین آن‌ها بر دوش خانواده‌ها می‌افتد.

در شرایطی که وضعیت معیشتی بسیاری از خانواده‌های استان مرکزی تحت فشار تورم است، تحمیل رشته‌ای که نیاز به خرید تجهیزات گران‌قیمت دارد، عملاً به معنای بستن راهِ آموزش است. والدین می‌پرسند: «چگونه انتظار دارید فرزندمان را در رشته‌ای ثبت‌نام کنیم که هزینه‌ی ابزارآلات و قطعاتش در ابتدای سال تحصیلی، معادل حقوق یک ماه کارگر است؟» وقتی دولت نمی‌تواند تجهیزات آموزشی هنرستان‌ها را به روز و رایگان تأمین کند، چرا باید دانش‌آموزان را به اجبار به سمتی سوق دهد که توان مالی همراهی با آن را ندارند؟

بحران فرهنگی؛ چرا هنرستان‌ها «مقصدِ دوم» هستند؟شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین شکستِ سیاست‌گذاری آموزشی در ایران و به تبع آن در استان مرکزی، ناکامی در تغییر نگرش نسبت به آموزش‌های مهارتی است. هنوز هم در ذهن بسیاری از خانواده‌ها و حتی جامعه، هنرستان «مقصد دانش‌آموزان ضعیف» تلقی می‌شود. تا زمانی که این نگاه فرهنگی تغییر نکند، اجبار و فشار اداری تنها نتیجه معکوس خواهد داشت.

محیط‌های هنرستانی در استان مرکزی، از دیدگاه بسیاری از خانواده‌ها، فاقد استانداردهای مطلوب آموزشی و فرهنگی است. فرسودگی کارگاه‌ها، کمبود مربیان مجرب و حتی نوعِ مدیریت این مراکز، باعث شده که هنرستان‌ها به جای آنکه «کانون‌های تولید و خلاقیت» باشند، به «مراکز نگهداری دانش‌آموزان» تبدیل شوند. طبیعی است که والدین، نگران آینده فرزندشان باشند و ترجیح دهند آن‌ها را در مسیرهای شناخته‌شده‌تر نظری قرار دهند. تا زمانی که دولت فکری به حال «شأن اجتماعی» رشته‌های مهارتی نکند، هیچ بخشنامه‌ای نمی‌تواند میلِ دانش‌آموزان را به سمت رشته‌های نظری تغییر دهد.

 تقابلِ «علاقه» و «سیاست‌گذاری»

هسته اصلی نارضایتی در استان مرکزی، نادیده گرفتن «علاقه دانش‌آموز» است. علم روانشناسی تربیتی و اصول مشاوره‌ی تحصیلی، بر پایه «اشتیاق» بنا شده است. وقتی دانش‌آموزی که عاشق علوم انسانی، تجربی یا ریاضی است، به زور به سمت یک رشته فنی سوق داده می‌شود، نتیجه‌ای جز «دل‌زدگی از تحصیل»، «افت کیفیت آموزشی» و در نهایت «ترک تحصیل» نخواهد داشت.

این سیاست‌گذاریِ از بالا به پایین، عملاً استعدادهای جوان را در نطفه خفه می‌کند. دانش‌آموزان به جای آنکه در رشته مورد علاقه خود به نبوغ برسند، به نیروهای کارِ بی‌انگیزه و ناراضی تبدیل می‌شوند که هیچ‌گاه نه در آن رشته فنی موفق خواهند شد و نه فرصتِ دنبال کردن آرزوهایشان را داشتند.

وضعیت امروز در استان مرکزی، یک هشدار جدی است. تکرار این چرخه، تنها باعث بی‌اعتمادی مردم به نظام آموزشی خواهد شد. برای برون‌رفت از این بحران، چند اقدام ضروری است:

تغییر رویکرد از «سهمیه‌بندی» به «جذابیت»: به جای پر کردنِ اجباریِ ظرفیتِ هنرستان‌ها، باید با تجهیزِ کارگاه‌ها، افزایش کیفیت آموزش و حمایت مالی از دانش‌آموزان فنی، هنرستان‌ها را به مقصدِ اولِ دانش‌آموزان نخبه و علاقه‌مند تبدیل کرد.

واقع‌گرایی در ظرفیت‌سازی: اگر زیرساخت‌های لازم برای پذیرش دانش‌آموزان در مدارس نظری وجود ندارد، راه حل، ایجاد مدارس جدید با مشارکت بخش خصوصی یا دولتی است، نه قربانی کردنِ آینده دانش‌آموزان در رشته‌هایی که به آن علاقه ندارند.

پاسخگویی و شفافیت: ادارات آموزش و پرورش باید فرآیند هدایت تحصیلی را از پشت درهای بسته خارج کنند. والدین حق دارند بدانند چرا فرزندشان، علیرغم داشتن نمرات لازم برای رشته‌های نظری، اجازه ورود به آن را ندارد.

آموزش و پرورش، کارخانه تولید آمار نیست؛ بلکه باغبانِ استعدادهاست. اگر باغبان به جای آبیاریِ گل‌ها، آن‌ها را با زور به سمتی که خودش می‌خواهد خم کند، نتیجه‌ای جز شکستنِ ساقه‌هایِ جوان نخواهد داشت. استان مرکزی نیازمند اصلاحِ فوریِ نگاهِ مدیریتی به هدایت تحصیلی است، پیش از آنکه این سرگردانی، نسلی را به حاشیه براند.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!