پارادوکس بازار کار استان مرکزی؛
مرکزی با بیکاری کم، مشارکت اقتصادی ضعیف دارد
بیکاریِ کم در استان مرکزی، به معنای رونق نیست. آمارهای جدید از خروج خاموش نیروهای انسانی از بازار کار و بحران عمیق در ساختار تولید استان خبر میدهند.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پابگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» استان مرکزی در بهار ۱۴۰۵ با نرخ بیکاری ۶/۵ درصدی، همچنان پایینتر از میانگین کشوری ایستاده و رتبه پنجم کشور را از نظر کمترین نرخ بیکاری به خود اختصاص داده است؛ اما رتبه 28 در نرخ مشارکت اقتصادی و رتبه 26 در نسبت اشتغال نشان میدهد تصویر بازار کار استان فقط با نرخ بیکاری قابل تحلیل نیست.
نرخ بیکاری ۶/۵ درصدی، اگرچه مرکزی را در رتبه پنجم کشور از نظر کمترین نرخ بیکاری قرار داده، اما وقتی در کنار نرخ مشارکت اقتصادی ۳۷ درصدی و نسبت اشتغال ۳۴/۶ درصدی قرار میگیرد، تصویر متفاوتتری از بازار کار استان به دست میدهد؛ تصویری که در آن، بیکاری رسمی هنوز مهار شده، اما ظرفیت نیروی انسانی استان بهصورت کامل وارد مدار اشتغال نشده و همزمان ساختار تولید نیز با فشارهای نگرانکننده مواجه است.
دادههای بهار ۱۴۰۵ نشان میدهد نرخ بیکاری استان مرکزی نسبت به بهار ۱۴۰۴ افزایش یافته است.
این شاخص در سال گذشته ۴.۹ درصد بود و اکنون با رشد ۱.۶ واحد درصدی به ۶.۵ درصد رسیده است. در نگاه نخست، ممکن است این افزایش نشانه تضعیف بازار کار تلقی شود، اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد بخشی از این تغییر میتواند ناشی از افزایش نرخ مشارکت اقتصادی نیز باشد.
به بیان دیگر، وقتی افراد بیشتری وارد بازار کار میشوند و در جستوجوی شغل قرار میگیرند، طبیعی است که در کوتاهمدت نرخ بیکاری نیز افزایش یابد، زیرا همه متقاضیان تازهوارد بلافاصله جذب بازار کار نمیشوند.
با این حال، این توضیح بهتنهایی کافی نیست، زیرا همزمان با رشد مشارکت، نشانههایی از فشار بر بدنه صنعتی و زنجیره تولید نیز دیده میشود که میتواند بخشی از افزایش بیکاری را توضیح دهد.
پارادوکس بازار کار استان مرکزی
نرخ مشارکت اقتصادی استان در بهار امسال به ۳۷ درصد رسیده، در حالی که این شاخص در مدت مشابه سال قبل ۳۵.۶ درصد بود. افزایش ۱.۴ واحد درصدی مشارکت، در ظاهر یک علامت مثبت است، زیرا نشان میدهد بخشی از جمعیت در سن کار دوباره به بازار کار بازگشتهاند یا برای یافتن شغل فعال شدهاند.
اما مسئله اینجاست که همین نرخ ۳۷ درصدی، برای استانی با وزن صنعتی استان مرکزی رقم بالایی محسوب نمیشود و رتبه 28 کشور در این شاخص، خود بهتنهایی یک هشدار است.
پایین بودن نرخ مشارکت به این معناست که بخش قابل توجهی از جمعیت در سن کار، اساساً وارد بازار کار نشدهاند؛ نه شاغل هستند و نه در جستوجوی فعال کار قرار دارند.
این وضعیت میتواند ناشی از ناامیدی از یافتن شغل، نبود فرصت متناسب با مهارت، فاصله میان آموزش و نیاز واقعی تولید، یا حتی کاهش انگیزه برای حضور در بازار کار باشد.
بنابراین اگرچه رشد نرخ مشارکت نسبت به سال قبل مثبت است، اما سطح کلی آن همچنان پایینتر از حد انتظار باقی مانده است.
همین وضعیت در نسبت اشتغال نیز دیده میشود. نسبت اشتغال استان مرکزی در بهار ۱۴۰۵ به ۳۴.۶ درصد رسیده، در حالی که در بهار سال گذشته ۳۳.۸ درصد بود.
این شاخص نیز ۰.۸ واحد درصد رشد کرده، اما رتبه ۲۷ کشوری استان در نسبت اشتغال نشان میدهد که هنوز بخش مهمی از جمعیت در سن کار، سهمی از اشتغال رسمی و مؤثر ندارند.
برای استانی که سالها بهعنوان یکی از کانونهای صنعتی کشور شناخته شده، قرار گرفتن در ردههای پایین نسبت اشتغال، پیام روشنی دارد: ظرفیتهای اقتصادی استان به اندازه کافی به اشتغال فراگیر تبدیل نشده است.
در واقع، استان مرکزی در مهار بیکاری رسمی عملکرد نسبتاً قابل دفاعی دارد، اما در افزایش ضریب درگیری جمعیت با بازار کار و تبدیل ظرفیت تولید به اشتغال پایدار، هنوز با شکاف روبهروست.
همین جاست که پارادوکس بازار کار مرکزی خود را نشان میدهد. از یکسو، استان جزو پنج استان دارای کمترین نرخ بیکاری کشور است و این یک نقطه قوت مهم محسوب میشود. از سوی دیگر، رتبه آن در نرخ مشارکت و نسبت اشتغال در بین استانهای کشور پایین است.
این ترکیب آماری نشان میدهد پایین بودن نرخ بیکاری لزوماً به معنای پویایی کامل بازار کار نیست. وقتی جمعیت کمتری وارد بازار کار میشوند، طبیعتاً دامنه محاسبه بیکاران نیز محدودتر میشود و نرخ بیکاری میتواند در سطح پایینتری باقی بماند.
به همین دلیل، در تحلیل بازار کار استان مرکزی نباید فقط به نرخ بیکاری تکیه کرد، بلکه باید این شاخص را در کنار نرخ مشارکت، نسبت اشتغال و کیفیت فرصتهای شغلی تفسیر کرد. در غیر این صورت، بخشی از واقعیت بازار کار در لایه پنهان باقی میماند.
صنعت؛ ستون اصلی اشتغال استان
ساختار اشتغال استان نیز در فهم این وضعیت نقش تعیینکنندهای دارد. بر اساس ترکیب اشتغال بخشهای اقتصادی، ۴۴.۸ درصد اشتغال استان در بخش صنعت متمرکز است، ۴۰.۴ درصد در خدمات و ۱۴.۸ درصد در کشاورزی.
این ترکیب نشان میدهد صنعت همچنان ستون اصلی اشتغال در استان مرکزی است و مزیت رقابتی استان نیز بر همین پایه شکل گرفته است. وجود صنایع بزرگ و مادر، واحدهای فلزی، ماشینسازی، آلومینیوم، زنجیرههای قطعهسازی و دهها بنگاه وابسته، باعث شده مرکزی از نظر ظرفیت تولید صنعتی جایگاه ویژهای در کشور داشته باشد.
اما همین مزیت، یک آسیبپذیری جدی هم در دل خود دارد. هرچه سهم صنعت در اشتغال بیشتر باشد، بازار کار استان نسبت به نوسان در تولید، کمبود انرژی، اختلال در مواد اولیه، کاهش ظرفیت صنایع مادر و رکود در زنجیره تأمین حساستر میشود.
در شرایط فعلی، این آسیبپذیری بیش از گذشته اهمیت یافته است. بخشی از اشتغال استان مرکزی به شکل مستقیم و غیرمستقیم به عملکرد صنایع پایه، فلزات، فولاد، آلومینیوم، مواد اولیه صنعتی و شبکه حملونقل و قطعهسازی وابسته است.
هر گونه اختلال در این زنجیره، از کاهش تأمین مواد اولیه گرفته تا افت ظرفیت صنایع مادر، تأخیر در حملونقل، محدودیت در تأمین قطعات واسطهای و کند شدن سفارشگذاری، میتواند بهسرعت بر سطح اشتغال اثر بگذارد.
بازار کار صنعتی معمولاً بهگونهای عمل نمیکند که با نخستین نشانه بحران، تعدیل نیروی گسترده رخ دهد. در بسیاری از موارد، بنگاهها ابتدا با کاهش اضافهکاری، محدود کردن شیفتها، توقف جذب نیروی جدید، تمدید نکردن قراردادهای موقت و نگه داشتن خطوط تولید در ظرفیت پایینتر، تلاش میکنند فشار را مدیریت کنند.
به همین دلیل، بخش مهمی از تنش بازار کار ابتدا نه در آمار بیکاری رسمی، بلکه در افت کیفیت اشتغال خود را نشان میدهد.
اشتغال ناقص؛ هشدار قبل از بیکاری رسمی
از همین منظر، یکی از مهمترین نکات در تحلیل بازار کار استان مرکزی، توجه به مفهوم اشتغال ناقص و اشتغال شکننده است. کارگری که هنوز در لیست شاغلان قرار دارد اما ساعات کار او کاهش یافته، اضافهکاریاش حذف شده، امنیت قراردادش تضعیف شده یا درآمد واقعیاش افت کرده، در آمار رسمی بیکار محسوب نمیشود، اما در عمل بخشی از فشار بازار کار را تحمل میکند.
در استانهای صنعتی، این وضعیت معمولاً مرحلهای پیش از بروز بیکاری آشکار است. به بیان سادهتر، اگر فشار بر تولید ادامه پیدا کند، نخست کیفیت شغل فرسوده میشود و سپس در مرحله بعدی، بیکاری رسمی افزایش مییابد. به همین دلیل، پایین بودن نرخ بیکاری نباید باعث غفلت از نشانههای فرسایش در کیفیت اشتغال شود؛ بهویژه در استانی که نزدیک به نیمی از اشتغال آن در صنعت متمرکز است.
بررسی روند امسال نشان میدهد که بازار کار مرکزی در حال حاضر نه در وضعیت بحرانی کامل قرار دارد و نه در شرایط باثبات و ایمن. رشد مشارکت اقتصادی و افزایش نسبت اشتغال نسبت به سال قبل، دو علامت مثبت مهم برای استان است و نشان میدهد بازار کار هنوز ظرفیت تحرک دارد.
همچنین حفظ نرخ بیکاری در سطحی پایینتر از میانگین کشور، بیانگر آن است که بدنه اقتصادی استان، بهویژه در بخش صنعت، هنوز در برابر فشارها مقاومت نشان داده است.
اما در سوی دیگر، افزایش نرخ بیکاری نسبت به سال گذشته، رتبه پایین در مشارکت اقتصادی، رتبه نهچندان مطلوب در نسبت اشتغال و وابستگی بالای اشتغال به صنعت، همگی زنگ هشدارهایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند.
ارزیابی منصفانه از عملکرد استان آن است که مرکزی توانسته از بروز یک بحران آشکار در بازار کار جلوگیری کند، اما هنوز موفق نشده ظرفیت جمعیت در سن کار را بهطور کامل فعال کند و همزمان اشتغال موجود را از ریسکهای ناشی از فشار بر تولید مصون نگه دارد.
اگرچه نرخ بیکاری ۶.۵ درصدی در مقایسه با میانگین ملی عدد مثبتی به شمار میرود، اما وقتی این نرخ در کنار مشارکت اقتصادی ۳۷ درصدی و نسبت اشتغال ۳۴.۶ درصدی قرار میگیرد، روشن میشود که بازار کار استان به یک لایه عمیقتر از سیاستگذاری نیاز دارد.
سیاستگذاریای که فقط بر تعداد بیکاران متمرکز نباشد، بلکه کیفیت اشتغال، پایداری شغل، ظرفیت واقعی تولید و توان جذب نیروی جدید را هم در بر بگیرد.
از این رو، مدیریت بازار کار در استان مرکزی باید از نگاه صرفاً آماری فاصله بگیرد. تمرکز صرف بر نرخ بیکاری رسمی ممکن است تصویری آرامتر از واقعیت ارائه دهد، در حالی که بخش مهمی از فشار در لایههای زیرین بازار کار جریان دارد.
آنچه اکنون باید در دستور کار قرار گیرد، رصد همزمان نرخ بیکاری، اشتغال ناقص، وضعیت بیمهشدگان، تعداد شیفتهای فعال در صنایع، روند قراردادهای موقت، ظرفیت عملی خطوط تولید و وضعیت تأمین مواد اولیه است.
بدون این نگاه ترکیبی، امکان دارد کاهش کیفیت اشتغال برای مدتی در آمارهای رسمی پنهان بماند و وقتی به شکل افزایش بیکاری ظاهر شود که هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن بالاتر رفته باشد.
در جمعبندی میتوان گفت بازار کار استان مرکزی در بهار ۱۴۰۵ با وجود حفظ یک مزیت نسبی در نرخ بیکاری، با هشدارهای جدی در عمق ساختار اشتغال مواجه است. استان هنوز در مرز بحران قرار نگرفته، اما وضعیت آن را نیز نمیتوان کاملاً مطمئن توصیف کرد. مزیت صنعتی مرکزی توانسته سپری در برابر جهش بیکاری باشد، اما همین تمرکز صنعتی، در شرایط فشار بر زنجیره تأمین و تولید، به منشأ آسیبپذیری تبدیل شده است.
بنابراین واقعبینانهترین توصیف از بازار کار استان این است که مرکزی در بهار ۱۴۰۵ با «ثبات نسبی در ظاهر و هشدار جدی در عمق» مواجه است؛ وضعیتی که برای عبور از آن، باید هم تولید حفظ شود، هم اشتغال موجود تثبیت شود و هم ظرفیتهای خاموش نیروی کار بهتدریج وارد میدان شوند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!