حالت تاریک
شنبه, 30 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن دیار آفتاب | diyareaftab.ir هستید؟
روایت راننده تاکسی از حادثه ۱۸ دی‌ماه اراک
راننده اراکی تاکسی تشریح کرد:

روایت راننده تاکسی از حادثه ۱۸ دی‌ماه اراک

راننده قدیمی خط تاکسیرانی محسنی اراک که خود در صحنه حضور داشته است حادثه ۱۸ دی‌ماه اراک را تشریح کرد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» میثم، راننده قدیمی خط تاکسیرانی محسنی، این روزها حال و روز خوشی ندارد. او که سال‌هاست خیابان‌های اراک را مثل کف دستش می‌شناسد، می‌گوید شلوغی‌های اخیر نه تنها کسب‌وکارش را کساد کرده، بلکه ترس عجیبی به جان او و مسافرانش انداخته. او شاهد صحنه‌ای بوده که از شلوغی عادی خیابان فراتر رفته و به گفته خودش، بوی «خفت‌گیری و زورگیری» می‌داده است. در ادامه، گفتگوی ما با «آقا میثم» را می‌خوانید.

عصر پنجشنبه ۱۸ دی ماه بود. آقا میثم فرمان را سفت در دست گرفته بود. هوا کم‌کم داشت تاریک می‌شد و ترافیک مرکز شهر سنگین.

آقا میثم تعریف می‌کند: «من داشتم مسافرمو جابه‌جا می‌کردم تو مرکز شهر، حوالی خیابان دانشگاه اراک بودم، خیابونا کم‌کم داشت شلوغ می‌شد. اون روزا دیگه عادت کرده بودیم؛ هر روز یه تجمعی، یه شلوغی‌ای. اما این فرق داشت.»

لحظه‌ای مکث می‌کند و از شیشه کثیف تاکسی‌اش به بیرون خیره می‌شود. «شلوغی عادی بود، مثل همیشه، تا وقتی که از دل همون جمعیت انبوه، یهو دیدم چند نفر جدا شدن. جوون بودن، ولی انگار مست بودن یا چیزی تو این مایه‌ها. نگاه‌هاشون سنگین بود، پر از خشونت. صداهاشون خشن و گوش‌خراش. فکر کردیم حتماً با کسی دعوا دارن.»

او پایش را روی گاز فشار می‌دهد تا کمی از ترافیک خلاص شود، اما روایتش همچنان گیر می‌کند در آن پنجشنبه شوم.

«یهو بی‌دلیل حمله کردن به مردم. به پیر، به جوون، فرقی نداشت. من توی ماشین نشسته بودم، قلبم ریخت. از پشت شیشه می‌دیدم که چجوری هل می‌دن، مشت می‌زنن، یکی رو انداختن زمین. یه لحظه حس کردم تو یه فیلم اکشنم، نه وسط اراک! اصلاً درک نمی‌کردم چرا؟ چرا این‌همه عصبانیت؟»

از او می‌پرسم: «به ماشین شما هم آسیب رسید؟»

با دست اشاره می‌کند به یک فرورفتگی کوچک کنار گلگیر. «نه، خداروشکر. من سریع ترمز دستی رو کشیدم و سرم رو بردم پایین. مسافرم هم یه خانم میانسال بود، بنده خدا فقط داشت صلوات می‌فرستاد. جمعیت یهو تنگ شد، انقدر فشرده که انگار دیگه کسی نمی‌تونست نفس بکشه. فقط صدای جیغ و داد میومد. اونایی که حمله کرده بودن، فقط می‌خواستن هرج و مرج درست کنن. هدفشون مشخص نبود. نه شعاری می‌دادن، نه حرفی. فقط می‌زدن و می‌رفتن.»

آقا میثم ادامه می‌دهد: «اینا فرق داشتن با معترض. اونی که معترضه، حرف داره، درد داره، شعار می‌ده. اینا مثل لات و لوت‌های شهر بودن که از شلوغی استفاده کردن. می‌خواستن کیف قاپی کنن، یا یه چیزی رو بزنن بشکنن. اگه اغتشاش اینه، پس اسم اون اعتراضای چند سال پیش چی بود؟ این اسمش زورگیری با استفاده از موقعیته. من به چشم دیدم یکی از اون جوونا چطور کیف دستی یه خانم رو ازش کشید و دوید.»

از او می‌پرسم: «بعدش چی شد؟ امنیت برقرار شد؟»

«آره، بالاخره بعد از نیم ساعت، پلیس رسید و شلوغی خوابید. اما تا مدت‌ها، همون خیابون عین جنگ‌زده‌ها شده بود. شیشه‌های شکسته، مغازه‌های بسته. شب‌ها که می‌رسیدم خونه، زنم می‌گفت: «آقا میثم! امروز نرو سرکار، خطرناکه." ولی مگه میشه؟ خرج و مخارج رو کی می‌خواد بده؟ ما راننده‌ها زندگی‌مون رو همینجا، رو آسفالت خیابون می‌سازیم.»

آقا میثم سری تکان می‌دهد و می‌گوید: «بعد از اون روز هر چند آرامش به شهر برگشته ولی مسافرا خیلی ترسیدن. کمتر میان مرکز شهر. اگه هم میان، تا سوار میشن می‌گن: "آقا میثم، راهتو عوض کن، از کوچه پس‌کوچه‌ها برو، شلوغ نشه یه وقت." این یعنی چی؟ یعنی اعتماد مردم به آرامش خیابون از بین رفته. شغل من شده پر از استرس. به جای اینکه نگران ترافیک باشم، نگران اینم که یهو وسط خیابون، یه عده بریزن تو ماشین و دردسر درست کنن.»

او با حالتی گلایه‌آمیز ادامه می‌دهد: «قبلاً شلوغ می‌شد، می‌فهمیدی برای چیه. ولی الان یهو وسط یه خیابون عادی، یهو می‌بینی اوضاع قمر در عقرب شد. انگار صبر مردم تموم شده و دنبال بهانه‌ان برای تخلیه خشم. اما این تخلیه خشم نباید رو سر من راننده تاکسی خراب بشه که دنبال یه لقمه نون حلال می‌گردم. امیدوارم اوضاع هر چه زودتر آروم بشه. ما فقط دنبال آرامشیم، همین.»

او باقی مسیر را در سکوت رانندگی می‌کند. سکوتی که سنگینی نگاه‌های آن چند نفر در دل جمعیت، همچنان در آن موج می‌زند. این روزها، حتی جابه‌جایی مسافر در اراک هم داستان خودش را دارد؛ داستان خشونتی که بی‌دلیل آغاز می‌شود و نفس شهر را تنگ می‌کند.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!