یادداشت؛
چرا شفافیت مطلق به ضرر ملت است؟
تحلیلهای حقوقی و راهبردی نشان میدهد که دیپلماسی کلاسیک نیازمند فضای پنهان برای حفظ قدرت چانهزنی و جلوگیری از شکستهای زودهنگام در برابر جنگ روانی دشمنان است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» قاسم فراهانی کارشناس مسائل سیاسی در استان مرکزی در خصوص این موضوع که آیا مردم باید از تمام مفاد مذاکره اطلاع داشته باشند؟ آیا حق دانستن داریم؟ در یادداشتی نوشت: از منظر حقوق بینالملل عمومی، حق دانستن یک حق مطلق نیست. میثاق حقوق مدنی و سیاسی (ماده ۱۹) اجازه میدهد دولتها برای حفظ «امنیت ملی» یا «نظم عمومی» انتشار اطلاعات را محدود کنند.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، رابطه دولت و ملت بر پایه «قرارداد اجتماعی» است؛ مردم به نمایندگانشان وکالت میدهند تا در حوزههای تخصصی (که دیپلماسی پیچیدهترین آنهاست) تصمیم بگیرند. بنابراین، درخواست دانستن «همه مفاد» نه تنها غیرعملی، بلکه ناقض اصل وکالت است؛ آنچه حق مسلم مردم است، نظارت بر خروجی نهایی (توافقنامه مصوب) است، نه ورودیهای مذاکره.
فراتر از دلایل رایج، نظریه «بازیهای دو سطحی» در علوم سیاسی توضیح میدهد: مذاکرهکننده همزمان با دو هیئت (حریف خارجی و افکار عمومی داخلی) روبروست. پنهانکاری فضایی ایجاد میکند تا مذاکرهکننده بتواند در سطح بینالمللی امتیاز بگیرد، اما در سطح داخلی آن را بهعنوان «پیروزی» قالببندی کند. بدون این فضای محرمانه، هر امتیازی در همان لحظه توسط گروههای افراطی داخلی «خاتمه» تلقی میشود و عملاً قدرت چانهزنی تیم مذاکرهکننده صفر میشود.
دشمنان (مثلاً اسرائیل یا آمریکا): این اقدام در حقوق بینالملل نوعی «جنگ روانی» و «فشار افکار عمومی» محسوب میشود. هدف آنها مخاطب ایرانی است؛ یعنی ایجاد تردید در مردم و فشار بر دولت برای ترک میز مذاکره یا پذیرش شروط سختتر. آنها با لو دادن نسخههای انتخاباتی (نه لزوماً نسخه نهایی)، به دنبال «گره زدن دست» تیم ایرانی در مراحل بعدی هستند.
سکوت مسئولان ایرانی: این سکوت، یک استراتژی حقوقی و اطلاعاتی هوشمندانه است. اولاً، تأیید یا تکذیب اخبار پخششده، به معنای پذیرش چهارچوب رسانهای دشمن است (ورود به زمین بازی او). ثانیاً، در حقوق بینالملل، اظهارات رسمی دولتها در رسانهها «تعهد بینالمللی» ایجاد میکند؛ اگر ایران مطلبی را بگوید، نمیتواند بعداً از آن عدول کند، درحالی که دشمن بهعنوان یک منبع ناشناس میتواند فردا حرف خود را عوض کند. این سکوت، انعطافپذیری راهبردی ایران را در پشت درهای بسته حفظ میکند.
مردم نه «باید» که «میتوانند» درخواست کنند، اما درخواستِ جزئیاتِ لحظهای، به ضد خود تبدیل میشود و قدرت ملی را تحلیل میبرد. تفاوت رفتاری دو طرف، نشاندهنده تقابل «رسانهبازاری» در برابر «دیپلماسی کلاسیک» است؛ جایی که سکوت، گاهی پرمعنیترین پیام را دارد.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!