كارشناس مسائل سياسى استان مركزى مطرح كرد:
واکاوی رویکرد سیاست خارجی رضا شاه
كارشناس مسائل سياسى استان مركزى گفت: تحلیل اسناد تاریخی نشان میدهد سیاستهای بیطرفیِ مسلحانه و مدیریتِ بحران توسط رضا شاه، بهجای حفظ استقلال، مسیرِ تسلیمِ بیقیدِ حاکمیت ملی و اشغالِ تمامیت ارضی ایران را هموار کرد.
مسعود خديمى در گفتگو با خبرنگار گروه سياسى پايگاه خبرى تحليلى «ديار آفتاب» گفت: بررسی اسناد تاریخی و گزارشهای دیپلماتیک منتشر شده، نقش رضا شاه در واقعه شهریور ۱۳۲۰ را فراتر از یک تأثیرپذیری ساده و در قامت کنشگری مؤثر در وقوع اشغال ترسیم میکند. این تحلیل در قالب کارکردهای سهگانه علّی، تسهیلگر و واکنشی، ابعاد پنهانِ سقوطِ قدرت در ایرانِ آن دوران را بهخوبی نمایان میسازد که نیازمند بازخوانی است.
كارشناس مسائل سياسى استان مركزى بيان كرد: در نقش علّی، رضا شاه با در پیش گرفتن سیاست بیطرفیِ مسلحانه یا در واقع بیطرفی تهاجمی، بدون ایجاد شبکه پشتیبان دیپلماتیک، عملاً کشور را به سمت نابودی سوق داد. این رویکرد، با اعطای امتیازات اقتصادی به آلمان و ایجاد مقررات دستوپاگیر برای ترانزیت کالاهای جنگی بریتانیا، حساسیت متفقین را به شدت تحریک کرد و ایران را در مدارِ تقابل قرار داد.
وى افزود: در حوزه تسهیلگری، اشتباهات راهبردی شاه در ۴۸ ساعت پایانی، فاجعهبار بود. امتناع از پاسخ صریح به اولتیماتوم متفقین و اصرار بر تمرکز نیروهای نظامی در پایتخت برای جلوگیری از کودتای احتمالی داخلی، مرزها را در برابر نفوذ بیگانه بیدفاع گذاشت. این تمرکزگراییِ امنیتی، عملاً مسیر پیشرویِ سریعِ نیروهای متفقین از بصره و جلفا را بسیار هموار کرد.
خديمى عنوان كرد: همچنین، صدور دستور بسیج عمومی و بلافاصله لغو آن، ارتش را در وضعیتی از سردرگمی مطلق قرار داد که نتیجهاش، باقی ماندن صدها قبضه توپِ سالم در انبارها بود. فرماندهان میدانی که نه اجازه نبرد داشتند و نه مجوزی برای عقبنشینیِ منظم، در برابر تهاجم گسترده متفقین، چارهای جز تسلیمِ مواضع خود به نیروهای بیگانه نیافتند.
كارشناس مسائل سياسى استان مركزى تصريح كرد: در فاز واکنشی، پس از ورود متفقین به تهران، رضا شاه از یک حاکم به یک بازیگر منفعل تغییر ماهیت داد. استعفای او در ۲۵ شهریور، بدون هیچگونه شرطی برای حفظ تمامیت ارضی کشور، راه را برای تحمیل قراردادهای ننگین و گسترش مناطق اشغالی باز کرد؛ اقدامی که حتی تحیر دیپلماتهای بریتانیایی را از سرعت این تسلیم برانگیخت.
وى افزود: علاوه بر این، تلاش برای صدور دستور رادیویی مبنی بر همکاری با اشغالگران، ضربه نهایی بر پیکره روحیه ملی و نظامی ایران بود. این پیام که توسط مأموران بریتانیایی لو رفت، در میان افسران ارتش بهعنوان فرمان خیانت مضاعف تعبیر شد و باعث گردید بسیاری از واحدهای نظامی در شمال کشور، بدون کوچکترین درگیری، مواضع را تخلیه کنند.
خديمى بيان كرد: در نهایت، نقش پهلوی اول در واقعه ۳ شهریور، الگویی کلاسیک از شکست دیکتاتوریهای نوساز است. او که تا آخرین لحظه تصور میکرد متفقین جرأت رویارویی نظامی با ایران را ندارند، بر اثر انزوای اطلاعاتی، ایران را از یک دولت مستقل به یک پایگاه لجستیکی تحت کنترل بیگانگان تبدیل کرد؛ فاجعهای که تاریخ هرگز آن را فراموش نمیکند.
انتهاى خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!