حالت تاریک
یکشنبه, 14 تیر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن دیار آفتاب | diyareaftab.ir هستید؟
وداع تاریخی ملت ایران با «آقای شهید ایران»
دیار آفتاب گزارش می‌دهد؛

وداع تاریخی ملت ایران با «آقای شهید ایران»

پس از ۱۲۶ روز انتظار، هزاران نفر از ساعات پایانی جمعه‌شب با حضور در مصلای امام خمینی(ره) تهران، در مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب شرکت کردند و آخرین بدرقه‌ای باشکوه را رقم زدند.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» ۱۲۶ روز گذشت تا سرانجام صبح شنبه ۱۳ تیرماه فرا رسید؛ روزی که ملت ایران برای آخرین بار با «آقای شهید ایران» دیدار کنند. اما مردم حاضر نبودند حتی یک لحظه از این فرصت را از دست بدهند.

آغاز تجمع از ساعات پایانی شب

ساعات پایانی شب گذشته، در حالی که برنامه رسمی مراسم وداع برای ساعت ۶ بامداد اعلام شده بود، موجی از مشتاقان و دلدادگان رهبر شهید انقلاب در مقابل درهای مصلای امام خمینی (ره) تهران تجمع کردند. 

در پیاده‌روهای منتهی به مصلای تهران در نیمه‌شب پدری که فرزندانش را در آغوش کشیده و روی فرشی از اخلاص، به انتظار صبحِ وداع نشسته است، عشقی که خستگی نمی‌شناسد و خواب را بر چشم‌ها حرام می‌کند تا اولین نفر در صفِ بدرقه باشند.

 

این جمعیتِ خواب‌زده در گوشه و کنار مصلا، زودتر از شروع رسمی و باز شدن درها خود را به داخل رسانده‌اند. نه به عنوان کادر اجرایی، که به عنوان دلدادگانی که از جا ماندن واهمه دارند.

واقعیت این است که همه ما طعم تلخِ جا ماندن و دیر رسیدن را چشیده‌ایم. حالا مثل مارگزیده‌ای که از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد، نگرانیم؛ نگرانِ اینکه نکند باز هم خواب بمانیم و از وداع آخر جا بیفتیم. این حضورِ زودهنگام، تلاشِ خستگی‌ناپذیرِ دلی است که دیگر تابِ یک حسرتِ دوباره را ندارد.

این جمعیتی که دسته دسته یک جا نشستند بعضی‌هایشان عوامل اجرایی هم نیستند به خیالشان زرنگی کردند از گوشه و کناری چندساعتی زودتر آمدند داخل. تعارف نداریم اینها هم می‌دانند ما همه روز ۹ اسفند بود که جا ماندیم حالا مثل مارگزیده‌ها از ریسمان و سیاه و سفید می‌ترسیم نکند باز نباشیم، خواب باشیم از قافله جا بمانیم.

خبرنگاران حاضر در محل گزارش دادند که از ساعت ۲ بامداد، خیابان‌های اطراف مصلای مملو از جمعیتی شدند که پای پیاده خود را به پشت درها رساندند. این حضور خودجوش و پیش از موعد، نشان از اشتیاق عمیق مردم برای آخرین دیدار با پیکر مطهر امام مجاهد داشت.

فشار جمعیت در مقابل درها موجب شد تا مسئولان برگزاری مراسم تدبیری فوری اتخاذ کنند. درهای ضلع شرقی و درهای ضلع شمالی مصلای تهران پیش از زمان اعلامی ساعت 6 به روی مشتاقان زیارت باز شد. 

لحظه ورود مردم، حال و هوای مصلی تغییر کرد. صحن مصلی که روز گذشته مثل بوم سفید بود، اما حالا با طلوع صبح قطره‌قطره رنگ سیاهِ عزا روی بوم می‌ریزد. پرچم‌های سه‌رنگ ایران و سرخِ یالثارات، در میان دریایی از لباس‌های مشکی، تپش می‌کنند.

با طلوع خورشید، صحن مصلای به کربلا بدل شد. پرچم سه‌رنگ ایران و پرچم سرخ «یا لثارات الحسین(ع)» بر فراز گنبد مصلی به اهتزاز درآمدند. در میان دریایی از پیراهن‌های مشکی، این پرچم‌ها می‌چرخیدند و یاد روشنی صورت آن پیرمرد را زنده نگه می‌داشتند. 

در میان این همه جمعیت، یک صندلی خالی جلب‌ توجه می‌کرد. تصویری که قلب‌ها را فشرد: «هر کجا می‌نگرم جای تو خالیست…».

عادت نداشتیم مصلی را بدون رهبری روایت کنیم. راستش را بخواهید، ته دلمان هنوز نمی‌خواهیم باور کنیم. رفتنت رو هنوز کسی باور نداره؛ منتظریم یکی بگه خبر دروغه.

 

آغاز رسمی مراسم؛ سرود ملی و قرارگیری تابوت

با آغاز رسمی مراسم، سرود ملی کشورمان در مصلای امام خمینی تهران به گوش رسید. لحظه قرار گرفتن تابوت رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان در جایگاه، همراه با سلامی غم‌انگیز بود: «السلام علیک یا اباعبدالله». آیه‌ای از سوره سبا بر بالای جایگاه نصب شده بود: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» — بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید.

مردم در ساعت اول صبح در حالی که مصلای پر از جمعیت است در خیابان‌های اطراف مصلای می‌توان دید در مترو مردم با شعار مرگ بر آمریکا مسیر را طی می‌کنند تا خود را به مصلای برسانند.

علاوه بر مردم سراسر ایران، گروه‌های مختلفی با لباس‌های محلی خود حضور داشتند. لرهای غیور ایران با لباس محلی، علمدار ولایت لرستان، و حتی گروهی از پاکستانی‌ها برای وداع با قائد شهید امت اسلامی خود را به مصلی رساندند. و حتی تصویر مردی که از گرجستان با یک پرچم همین ساعت‌های اول صبح خود را به مصلای تهران رسانده است.

این حضور گسترده، پیامی روشن داشت: «حول محور ولایت یکپارچه‌ایم؛ این حضور نشانه اتحاد ماست.»

حاج محمدرضا بذری با روضه‌ای سوزناک از امام حسین (ع)، دل‌ها را به لرزه درآورد: «روضه جسمت اگر بود غمی ناخوانده، لااقل پیراهنت دست نخورده مانده.» حاج محسن محمدی‌پناه نیز با نوای «باید برخاست»، حماسه را به عزاداری آمیخت: «باید برخاست... رویا یعنی، دوباره حسین می‌آید، خورشیدی از تبار حسین.»

 

پیام یک ملت بعثت‌یافته

پایان ۱۲۶ روز دلتنگی، لحظه‌ای تلخ اما همراه با حماسه بود. این خیل عظیم جمعیت آمده تا بگوید: «آمدیم تا کمترین کاری را که از دستمان برمی‌آید برای خدمت به آقایمان انجام دهیم.» وداع با کسی که جای خالی‌اش در هر نگاهی به چشم می‌آید.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!