یک کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی مطرح کرد:
ملی شدن صنعت نفت؛ تبلور اراده ملی
یک کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی گفت: ملی شدن صنعت نفت تبلور اراده ملی در مسیر استقلال و عبرتهای تاریخی است و نقش محوری اتحاد میان رهبری سیاسی و مذهبی را برجسته نشان میدهد.
قاسم فراهانی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» گفت: نهضت ملی شدن صنعت نفت یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است که ریشه در دههها استثمار منابع خدادادی توسط شرکت نفت انگلیس و ایران داشت. قرارداد ۱۹۳۳ که در دوران پهلوی اول امضا شده بود، سهم ناچیزی از درآمدهای نفتی را به ایران اختصاص میداد و کنترل کامل استخراج، پالایش و فروش را در اختیار بریتانیا باقی میگذاشت.
کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی بیان کرد: با پایان جنگ جهانی دوم و بیداری افکار عمومی، مطالبه برای استیفای حقوق ملت و پایان دادن به نفوذ استعماری در جنوب ایران به یک خواست عمومی و ملی تبدیل شد. در این میان، دکتر محمد مصدق به عنوان چهرهای ملیگرا و رهبر جبهه ملی، نقشی محوری در هدایت این جنبش ایفا کرد.
وی افزود: او با استدلالهای حقوقی و تکیه بر اصل حاکمیت ملی، نفت را نه فقط یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری برای کسب استقلال سیاسی کشور میدانست. تلاشهای مستمر او در مجلس شورای ملی و افشاگریهایش درباره فساد و دخالتهای شرکت نفت در امور داخلی، باعث شد تا گروههای مختلف سیاسی و مذهبی حول محور قطع دست بیگانگان از منابع ملی با یکدیگر متحد شوند.
فراهانی اظهار کرد: نقطه اوج این مبارزات در اسفند ماه ۱۳۲۹ رقم خورد؛ زمانی که پس از ترور حاجعلی رزمآرا، نخستوزیر وقت که از مخالفان اصلی ملی شدن بود، فشار افکار عمومی به حداکثر رسید. در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۲۹، مجلس شورای ملی لایحه ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد و چند روز بعد در ۲۹ اسفند، مجلس سنا نیز بر آن مهر تأیید زد. این اتفاق تاریخی، مالکیت و مدیریت تمام تأسیسات نفتی در سراسر کشور را از اختیار بریتانیا خارج کرد و رسماً در اختیار دولت ایران قرار داد.
کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی تصریح کرد: واکنش بریتانیا به این اقدام، تند و همهجانبه بود؛ آنها علاوه بر شکایت به دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل، ایران را تحت محاصره اقتصادی و تهدید نظامی قرار دادند. با تخلیه کارشناسان انگلیسی از پالایشگاه آبادان و تحریم خرید نفت ایران، صادرات کشور عملاً متوقف شد. با این حال، دکتر مصدق با حضور در دادگاه بینالمللی لاهه توانست یک پیروزی حقوقی بزرگ به دست آورد و ثابت کند که این دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوای میان یک دولت و یک شرکت خصوصی را ندارد.
ملی شدن نفت غرور و خودباوری ملی را در جامعه تقویت کرد
وی عنوان کرد: در دوره نخستوزیری مصدق، دولت تلاش کرد با اجرای سیاست اقتصاد بدون نفت، کشور را اداره کند تا در برابر فشارهای بینالمللی و تحریمها تسلیم نشود. مردم با خرید اوراق قرضه ملی و تحمل سختیهای معیشتی از این آرمان حمایت کردند. اگرچه مدیریت فنی تأسیسات عظیم نفت بدون حضور متخصصان خارجی با چالشهای فراوانی روبرو بود، اما مهندسان و کارگران ایرانی توانستند چرخهای این صنعت را زنده نگه دارند و حس غرور و خودباوری ملی را در جامعه تقویت کنند.
فراهانی خاطرنشان کرد: اما این مسیر با دخالت قدرتهای خارجی در قالب کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به بنبست رسید. سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا و ایالات متحده با سازماندهی نیروهای مخالف داخلی و تحریکات خیابانی، دولت قانونی مصدق را سرنگون کردند. با بازگشت محمدرضا پهلوی به قدرت و زندانی شدن رهبران نهضت، اگرچه نفت به ظاهر ملی باقی ماند، اما با امضای قرارداد کنسرسیوم، عملاً بخش بزرگی از کنترل تولید و فروش نفت دوباره به کنسرسیومی از شرکتهای بزرگ غربی واگذار شد.
کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی ادامه داد: علیرغم فرجام تلخ کودتا، نهضت ملی شدن نفت تأثیری شگرف بر جنبشهای استقلالطلبانه در سراسر جهان، از جمله ملی شدن کانال سوئز در مصر، بر جای گذاشت. این واقعه به نمادی از اراده ایرانیان برای تعیین سرنوشت خویش و ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ جهانی تبدیل شد.
وی تاکید کرد: امروزه ۲۹ اسفند همچنان به عنوان یک روز بزرگ در تقویم رسمی ایران گرامی داشته میشود که یادآور فداکاری نسلهای گذشته برای حفظ کرامت، استقلال و تمامیت ارضی کشور است.
فراهانی گفت: آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی به عنوان رهبر مذهبی جریان ملی شدن نفت، نقشی کلیدی در بسیج تودههای مردم و ایجاد مشروعیت دینی برای این نهضت ایفا کرد. حضور او در صحنه سیاسی باعث شد تا قشر وسیعی از جامعه سنتی و مذهبی ایران که پیش از آن تمایل چندانی به فعالیتهای حزبی مدرن نداشتند، به حمایت از جبهه ملی و دکتر مصدق برخیزند. او با صدور فتاوا و بیانیههای متعدد، ملی شدن صنعت نفت را یک تکلیف شرعی و واجبی دینی برای مقابله با سلطه کفار بر منابع مسلمین توصیف کرد.
کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی افزود: در دوران نخستوزیری رزمآرا که مانع اصلی تصویب قانون ملی شدن نفت بود، مخالفتهای صریح آیتالله کاشانی در کنار نطقهای پرشور مصدق در مجلس، فشار اجتماعی عظیمی ایجاد کرد. او با سازماندهی تجمعات بزرگ در میدان بهارستان و مساجد تهران، عملاً قدرت مانور را از دربار و دولتهای وابسته به بریتانیا گرفت.
وی گفت: این همافزایی میان رهبری سیاسی (مصدق) و رهبری مذهبی (کاشانی) باعث شد تا نهضت از یک حرکت نخبگانی به یک انقلاب فراگیر مردمی تبدیل شود. اوج تأثیرگذاری او در وقایع ۳۰ تیر ۱۳۳۱ متجلی شد. پس از استعفای دکتر مصدق و روی کار آمدن قوامالسلطنه، کاشانی با صدور بیانیهای تند و تعیین ضربالاجل برای شاه، اعلام کرد که اگر مصدق به قدرت بازنگردد، دهانه تیز انقلاب را متوجه دربار خواهد کرد. این فراخوان منجر به قیام خونین مردم و بازگشت پیروزمندانه مصدق به کرسی نخستوزیری شد که یکی از بزرگترین پیروزهای تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.
فراهانی توضیح داد: پس از وقایع ۳۰ تیر، کاشانی به ریاست مجلس شورای ملی انتخاب شد که نشاندهنده اوج قدرت سیاسی او بود. با این حال، از همین دوران به تدریج شکاف میان او و مصدق پدیدار گشت. اختلاف نظر بر سر اختیارات ویژه نخستوزیر، انتصابات دولتی و چگونگی تعامل با حزب توده، اتحاد پیشین را متزلزل کرد. کاشانی معتقد بود که مصدق در برخی تصمیمگیریها به نیروهای مذهبی بیتوجهی میکند و اختیارات بیش از حدی را برای خود مطالبه مینماید.
کارشناس مسائل سیاسی استان مرکزی بیان کرد: در نهایت، جدایی این دو رهبر تأثیرگذار، جبهه متحد ملی را تضعیف کرد و فضا را برای اجرای نقشههای بیگانگان فراهم ساخت. اگرچه نقش تاریخی کاشانی در آغاز و پیشبرد نهضت انکارناپذیر است، اما تفرقه میان جناح مذهبی و ملی در ماههای منتهی به مرداد ۱۳۳۲، از عوامل اصلی آسیبپذیری دولت در برابر کودتا محسوب میشود. این تجربه تاریخی نشان داد که پیروزی در برابر قدرتهای استعماری نیازمند وحدت استراتژیک میان نیروهای تحولخواه داخلی است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!