ماجرای عملیات بعد از پذیرش قطعنامه/ اسم این عملیات را خیلی‌ها نشنیده‌اند! شهادت شهید «ضرغام‌پرست» نشانه سبعیت دشمنان کوردل است امید آلومینیوم سازان برای پایان ناکامی، تلاش خودروسازان برای بقا! کاهش فوتی های افرادی که واکسن زده اند/افزایش ظرفیت واکسیناسیون افزایش 50 درصدی بودجه شهرداری خنجین جهانگیری: طعم تلخ مشکلات را چشیده‌ایم /در مقابل فریادهای مردم کاملاً بی‌پاسخ هستیم / این تعهد را می‌دهیم که خسارت مردم پرداخت خواهد شد روایت معصومه آباد از نظر سردار سلیمانی درباره کتاب من زنده‌ام احتمال بازگشت خاموشی‌ها در هفته آینده به دلیل افزایش دمای هوا دولت ائتلافی در افغانستان تشکیل شود/تحرک مشکوک آمریکادر افغانستان گسترش دومینو افزایش حقوق‌ها به سایر قوا/ داستان «فوق العاده خاص» از کجا آغاز شد؟
شنبه ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۵
کد خبر: 75160
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۰

شهید شاخص بسیج کارگری سال 99 را بشناسید

شهید ناصر بختیاری از شهدای شاخص استان مرکزی و شهرستان شازند از سوی سازمان بسیج کارگری کشور به‌عنوان شهید شاخص سال ۹۹ معرفی‌شده است.

به گزارش دیار آفتاب؛ رزمنده غیور و رشید جنگ تحمیلی سردار شهید ناصر بختیاری که از شهدای شاخص استان مرکزی و شهرستان شازند محسوب می شود در سال 99 از سوی سازمان بسیج کارگری کشور به عنوانم شهید شاخص سال برگزیده شده است. در زیر نگاهی به زندگینامه این سردار پرافتخار می اندازیم؛

سال 1336 در خانواده‌ای مذهبی در شهرستان شازند به دنیا آمد. بخشی از تحصیل خود را در این شهر سپری نمود و پس از طی هشت سال تحصیل پر تلاش، برای ادامه تحصیل به شهر اراک مهاجرت کرد.

مشکلات اقتصادی و تنگناهای زندگی او را بر آن داشت تا روزها کار کند و شب‌ها با تنی رنجور و خسته از کار روزانه در کلاس درس حاضر شود. در دوران تحصیل عدم رعایت مسائل اخلاقی و بی حجابی تعدادی از معلمان او را آزار ‌می‌داد. با افزایش روز افزون مظاهر بی بند و باری و فساد اخلاقی در جامعه طاغوتی، در صدد بر آمد با آن به ستیز بر خیزد. فعالیت‌هایی را در این زمینه شروع کرد و با تهیه کتاب و سخنرانی‌های مذهبی، خط فکری و مبارزاتی خود را پیدا کرد. این دوران هم‌زمان بود با اوج‌گیری تظاهرات و مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم خون آشام طاغوت. ناصر همراه دوستان خود با آتش زدن مشروب فروشی‌ها و شرکت فعال در مبارزات با مردم همراه شد.

پس از مدتی، از طرف ساواک مورد تعقیب قرار گرفت. او شبانه خود را به تهران رساند و فعالیت‌های مبارزاتی‌اش را در این شهر ادامه داد. بعد از پیروزی انقلاب اسلا‌می‌ و تشکیل سپاه پاسداران از اولین کسانی بود که به سپاه پیوست. با شروع توطئه‌های دشمن در غرب کشور، برای سرکوبی ضد انقلاب به همراه دیگر رزمندگان، عازم جبهه‌های غرب کشور شد.

بعد از گذشت دو ماه مبارزه و تلاش، مجروح شد و جهت مداوا به تهران اعزام شد. روزهای اول جنگ بود که نبوغ ناصر در هدایت و فرماندهی جنگ نمودار شد و لیاقت او را برای پذیرش فرماندهی برای همگان آشکار ساخت. هنوز از مجروحیت پیشین به خوبی بهبود نیافته بود که کوله‌بار سفر را مصمم و استوارتر از قبل آماده نمود و برای مبارزه با متجاوزین بعثی به جبهه گیلانغرب رفت. در عملیات فتح شیاکوه با قبول مسئولیت فرماندهی نیروهای اعزا‌می ‌از اراک نقش فعالی را ایفا نمود و برای دومین بار مجروح شد. او را برای مداوا به پشت جبهه و سپس به تهران اعزام کردند.

ناصر پس از این که تا حدودی سلامتی خود را باز یافت، پس از زیارت حرم مطهر حضرت رضا(ع) به جبهه‌های جنوب رفت تا در عملیات پیروزمند فتح‌المبین و بیت‌المقدس در سمت فرمانده گردان امام حسن مجتبی(ع) حضوری فعال و رشادتی به یاد ماندنی از خود بر جای گذارد.

در عملیات بیت‌المقدس که برای آزاد سازی خرمشهر انجام شد او همراه با نیروهایش با فتح پل‌های منتهی به این شهر نقش به سزایی در بازگشت غرور‌انگیز آن به آغوش میهن اسلا‌می ‌ایفا کرد.

روح استوار و پر صلابتش استراحت در پشت جبهه را بر نمی‌تابید. این بود که پس از آزادی خرمشهر که به اتفاق گردان، جهت استراحت به اراک آمده بود، بعد از چهار روز، دوباره به جبهه بازگشت و با آمادگی کامل مسئولیت فرماندهی محور عملیاتی خط مقدم، در تیپ نوبنیاد 17 علی بن ابی طالب(ع) را به عهده گرفت. تلاش شبانه‌روزی وی جهت آماده سازی نیروها و منطقه برای عملیات، وی را سخت به خود مشغول نموده بود؛ فراغت حاصل از این تلاش پیگیر را به مناجات با معبود در خلوت و قرائت قرآن سپری ‌می‌نمود.

در غروب قبل از شروع عملیات رمضان در پشت خاکریز از یکی از دوستان خود کمک خواست تا با ریختن آب بر سر وی غسل نماید. دستان وی بعد از چندین بار مجروح شدن توان خود را از دست داده و توانایی کمک به وی را نداشت. به هنگام غسل کردن با خوشحالی ‌می‌گفت: گویا غسل آخر ‌می‌باشد! و از این بابت خشنود بود. چند ساعت قبل از شروع عملیات با برگزاری آخرین جلسات با حضور دیگر فرماندهان منطقه هماهنگی‌های لازم را به عمل آورده و آماده شروع و شرکت در عملیات بود.

در هدایت عملیات از مهارت و تجربه خاصی برخوردار بود، همانند خلبانی ماهر که به راحتی هواپیما را هدایت ‌می‌نماید، در شب عملیات رمضان برای آزادسازی پاسگاه زید، نیروهای تحت فرماندهی ناصر بختیاری، اولین کسانی بودند که ضمن موفقیت در ماموریت محوطه تا چندین کیلومتر در عمق مواضع دشمن نفوذ کردند و این امر در شب اول عملیات، برای همگان باور نکردنی بود.

سرانجام پس از گذشت چند روز از عملیات رمضان در بیست و چهارم تیر ماه سال 1361 هجری شمسی هم چون مولا و مقتدایش ندای حق را لبیک گفت، و با اصابت گلوله مستقیم تانک بر جسم مجروحش به دیدار معبود شتافت، گو این که طاقت دوری از مولایش علی(ع) را نداشت.

وصیت نامه:

"بسم الله الرحمن الرحیم

... پدرجان ‌می‌دانم که شهادت من برای تو خیلی سنگین و نا گوار است ولی همین بس برای تو ارزشمند که پیش روی حسین(ع) آن سالار شهیدان رو سفیدی که به نظر من بزرگترین سعادت است. پدر جان چاره‌ای نداشتم، مگر ‌می‌شود به ندای خمینی(ع) که همان ندای جدش حسین(ع) است که فرمود: "هل من ناصر ینصرنی"، لبیک نگویم، راستی که، جواب فاطمه زهرا(ع) را چه ‌می‌توانستم بدهم. تو باید افتخار کنی که توانستی امانتی را که خدا بدستت سپرده بود همان‌گونه که رضایش بود، تحویل و تقدیم نمایی. افتخار کن پدرم، چرا که مشت محکمی‌به دهان ضد خمینی(ع)‌ها است و هر چه محکم‌تر، بزن و استوار باش چرا که حق پیروز است و باطل سرنگون، این وعده الهی است وخلاف پذیر نیست.

به امام(قدس الله) بگو: ‌ای امام(قدس الله) عزیز، ناصر که چیزی نبود خود و خانواده‌ام را فدایت ‌می‌کنم که این شعار و عمل تمام حزب الله است و به صدام آن نوکر آمریکا و شوروی و دیگر ابرقدرت‌ها بگو حزب‌الله ‌می‌میرد اما سازش نمی‌پذیرد و تو خود بهتر ‌می‌دانی که حسین(ع) عزیز با یزید جد صدام سازش نکرد و در کربلای عراق درخت اسلام را آبیاری نمود و ما نیز در همان کربلا و در نبرد با فرزند خلف یزید، خون خود را فدای اسلام نمودیم و چه افتخار بزرگی و شما هستید که باید در خط حسین(ع) با یزیدیان بجنگید".

انتهای پیام/

captcha
آخرین اخبار