کدخدایی: کسانی که قبلا صلاحیت‌شان تائید نشده، در انتخابات ثبت‌نام نکنند کدام گروه های شغلی و سنی واکسن زده اند/واکسیناسیون عمومی از پاییز حضور پرشور مردم در انتخابات از نشانه‌های مقاومت است/ جریان سازش یک فرصت‌سوزی برای فلسطین بود سازوکار واکسیناسیون در استان سریع‌تر و چابک‌تر شود/برگزاری نماز عید فطر در فضای باز /استان مرکزی رتبه اول کشور دربستری ها ابتلای 56799 نفر به کووید۱۹ در استان مرکزی/شناسایی 437 مورد مبتلا به کروناویروس در 48 ساعت گذشته مالیات‌ گرفته شده توسط دولت برای خود بورس خرج می‌شود؟! زحمات کادر درمان در سونامی چهارم کرونا شاهکار بود/ مرکزی جزو استان های پیشرو در واکسیناسیون است رفع تصرف از اراضي دولتی در کمیجان اصلاح‌طلبان تا کم می‌آورند به کارگزاران اتهام می‌زنند/ کل کارنامه روحانی به‌پای اصلاحات است/ یک نفرت ملی علیه روحانی شکل‌گرفته است/ ساده‌لوحی آشنا باعث انتشار فایل صوتی ظریف شد/ اصلاح‌طلبان به محسن هاشمی حسادت می‌کنند تشکیل بسیج سازندگی حاصل اندیشه والای مقام معظم رهبری برای هویت بخشیدن به جوانان است/توزیع ۸۵۰ سری جهیزیه بین زوج های جوان در استان مرکزی
شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۲۰:۰۸
کد خبر: 1429
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۶
خاطرات کدخدای روستای سرآمد فراهان در مبارزه با رژیم پهلوی؛

کدخدای پیشرو در مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی/ طاقت تحمل بی بندو باری رژیم پهلوی را نداشتیم

کدخدای دستجان گفت: در آن زمان اشاعه بی حجابی، فحشا، هوس رانی، ظلم و ستم به مردم ما را می رنجاند و ما طاقت تحمل این رفتارهای غیر اخلاقی را نداشتیم و با آنچه خلاف دستور اسلام بود با پیروی از مکتب خمینی(ره) مبارزه کردیم و پیروز شدیم.
به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از فراهان خبر؛ انقلاب اسلامي ايران، حقيقتي ماندگار که پير و جوان و زن و مرد با الهام از قيام حسينی و نهضت خمینی(ره)، مال و جان خود را ايثار کردند و با جانفشانی و خون جوان وطن با توکل به خدا به پيروزی رسید.
 هرساله در ایام الله دهه فجر به شکرانه عید پیروزی انقلاب اسلامی چهره شهرها و روستاها با نصب پرچم، تصاوير امام(ره) و شهدای انقلاب و لامپ های تزييني سبز، سفيد و سرخ و برگزاري جشن های انقلاب، رنگ و بوی انقلاب مي گيرد.
سرودهاي انقلابی در رسانه ملی و جشن های انقلاب، طنين انداز مي شود.
در اين فضا خاطرات آن روزها در ذهن افرادی که سن و سالي از آن ها گذشته است تداعي مي شود.
نوجوانان و جوانان هم با مشاهده آنچه از رسانه های مختلف منتشر مي شود، به شور و شعور جوانان آن روز غبطه مي خورند.
در شهرستان فراهان در این ایام مبارک، همانند سایر نقاط کشور، جشن های روستایی در نقاط مختلف روستایی حال برگزاری است، امروز جشن انقلاب در روستای دستجان که سرآمد روستاهای فراهان در مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی بود و اولین شهید انقلاب را تقدیم انقلاب کرد، برگزار می شود.
برای تهیه گزارش از زادگاه اولین شهید انقلاب فراهان که در مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی به شهادت رسید، می رویم.
 از فرمهین به سمت روستای دستجان که در 17 کیلومتری فرمهین قرار دارد حرکت می کنیم، ابتدای ورودی روستا بنر ها خوش آمدگویی و پرچم های به اهتزار درآمده نشان از جشنی برای تجدید بیعت با آرمان های انقلاب امام(ره) و شهداست.
 

 وارد مسجد برگزاری جشن شدیم، اهالی روستا در تکاپوی پذیرایی از میهمانان بودند، از دست اندرکاران جشن سراغ چند تن از مبارزان انقلابی را که در صف اول تظاهرات های انقلابی شرکت می کردند را گرفتیم، همه اهالی کدخدا را معرفی می کردند.
برایم جالب بود، مگر این روستا کدخدا دارد، از یکی از اهالی قضیه را پرسیدم گفت: نه، ایشان در حال حاضر کدخدا نیست، حاج عیسی در زمان قبل از انقلاب، کدخدا روستا بود، او انصاف و مروت با مردم رفتار می کرد که مردم هنوز کدخدای صدایش می کنند و احترام خاصی برای او قایل هستند.
 پیرمردی با کلاه چاردوری با عینکی که به چشم داشت در گوشه ای مسجد آرام مشغول خواندن قرآن بود، پیرمردی خوش برخوردی که سنش حکایت از انبوه خاطراتی بود که در سینه نهان داشت و بدنبال مشتاقی بوده تا آنهارا بیان کند. 
به سراغش رفتم، خودم را معرفی کردم و  و از درباره خاطرات انقلاب پرسیدم، حافظه ی خوبی داشت، شروع به صحبت کرد، تمام جزئیات را به یاد داشت.
او می گوید: در آن زمان که کدخدا بودم، باجی به ماموران رژیم نمی دادم، ماموران برای سرکشی به خانه ام می آمدند، از آنها پذیرای می کردم اما آنها از من مشروب و منقل و بافور می خواستند.
وی با لحنی آرام افزود: من به ماموران اجازه زورگوری به مردم را نمی دادند و زمانی که از من رشوه می خواستند در مقابل آنها می ایستادم.
کد خدا برایمان از کدخداشدنش گفت: قبل از من فرد دیگری، کدخدای ده بود اما مردم از او راضی نبودند، روزی مردم به منزل من آمدند و از من خواستند تا کدخدا شوم، در ابتدا پدرم مخالفت کرد، بعد از رفت و آمد های اهالی روستا و درخواست های آنها به منزلمان، کم کم موافقت کرد، پدرم شرطی برای این کدخدا شدنم گذاشت، شرط پدرم این بود که به ماموران رژیم باج و رشوه ندهم.
در آن زمان روستای دستجان سرآمد روستاهای فراهان در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی بود، مردم روستای دستجان برای تظاهرات به روستاهای اطراف می رفتند و در روستاهای دیگر هم تظاهرات می کردند.
وی از تظاهرات علیه رژیم در روستاهای اطراف فراهان از روستاهای همجوار تا شهر کمیجان خاطراتش را بیان کرد: با اهالی روستا قرار می گذاشتیم برای راهپیمایی به روستاها برویم، قبل از راهی شدن برای راهپیمایی بالای پشت بام می رفتم و با صدای بلند اهالی را برای شرکت در انتخابات فراخوانی می کردم، مردان روستا در میدانگاهی روستا جمع می شدند و وسایل لازم را با خود برمی داشتند.
 

کدخدا که خاطرات آن روزها را خوب به ذهنش سپرده بود، از شهید شدن صفرعلی دستجانی، اولین شهید انقلاب فراهان گفت: زمانی که از تظاهرات علیه رژیم به کمیجان مطلع شدیم، مثل همیشه به سر پشت بام رفتم و اهالی را باخبر کردم، مردان در میدانگاهی روستا جمع شدند، یکی از افرادی برای شرکت در تظاهرات با ما راهی کمیجان شد، صفرعلی بود، صفرعلی بارها در تظاهرات علیه رژیم شرکت کرده بود. کدخدا بیان کرد: وقتی به کمیجان رسیدیم، تظاهرات شروع شده بود، ما هم به جمع تظاهرات کنندگان پیوستیم، روز قبل اهالی کمیجان در درگیری با ماموران رژیم اسلحه ی یکی از ماموران را گرفته بودند، ماموران رژیم بدنبال پس گرفتن اسلحه بودند، اهالی کمیجان هم به ماموران پیغام داده بودند که اسلحه را پس نمی دهند و باید ماموران پاسگاه را تخلیه کنند و بروند.
وی از نحوه شهید شدن صفرعلی گفت: بعد از تظاهرات مردم در مسجد برای مراسم چهلم شهدای مشهد جمع شدند، پس از مراسم و صرف ناهار، با توجه به اینکه ممکن بود هر لحظه ماموران به طرف محل مراسم بیایند و درگیری پیش بیاید، اهالی کمیجان اعلام کردند که افاد جوان بماند و افراد سالخورده محل را ترک کنند.
کدخدا با حس عجیبی خاطراتش را بیان می کرد: قبل پراکنده شدن تظاهرات کنندگان، ماموران که بدنبال پس گرفتن اسلحه بودند به طرف مسجد محل برگزاری آمدند، از قبل اهالی کمیجان به همسایگان نزدیک مسجد سپرده بودند که در خانه هایشان را باز بگذارند تا اگر درگیری پیش آمد تظاهرات کنندگان به خانه های اطراف پناه بیاورند.
وی افزود: پیش بینی ها درست از آب درآمد، ماموران رژیم به طرف مسجدی که تظاهرات کنندگان در آن تجمع کرده بودند، آمدند، با ندای مراقبین بیرون مسجد، همه به خانه های اطراف متواری شدند، صدای گلوله به گوش می آمد من و چند تن از اهالی روستای دستجان به منزل یکی از همسایگاه رفتیم، من به بالای پشت بام رفتم، صفر علی برای آگاه شدن از اوضاع به پشت در حیاط خانه ی که به آنجا پناه برده بودیم رفت، ناگاه صدای گلوله ای به گوش رسید و صفرعلی به روی زمین افتاد، بله، صفر علی با برخورد گلوله به قلبش شهید شد.
 مردم روستا از شنیدن خبر درگیری در کمیجان به شدت دلواپس شده بودند، عده ای به سوی کمیجان راه افتاده بودند، با همکاری مردم به هر خفتی که بود، توانستم پیکر صفر علی را برداریم و از کمیجان به سوی دستجان برویم. همه با ندای الله اکبر به پیشواز ما آمدند و پیکر صفر علی را تشیع کردیم و به سوی مسجد بردیم.
کدخدا برایمان از تلاش های اهالی روستای دستجان برای پایین آوردن مجسمه شاه در روستای مشهد ذلف آباد فراهان گفت: روستای مشهد ذلف آباد در آن زمان بین روستاهای فراهان، جایگاهی مرکز فراهان را داشت، در ورودی روستا مجسمه ی بزرگ شاه که سوار بر اسبی بود بر روی ستونی قرار داشت، مردم دستجان در همان روزهایی که مردم انقلابی ایران علیه رژیم شاهنشاهی مبارزه می کردند، هر شب برای پایین آوردن مجسمه به روستای مشهد ذلف آباد می رفتند، مجسمه خیلی محکم روی ستون نصب شده بود، مبارزان خیلی برای پایین آوردن مجسمه تلاش کردند اما نتوانستند مجسمه را پایین بیاورند با فرار شاه به کمک اهالی روستای مشهد ذلف آباد و مبارزان انقلابی مجسمه را شکستند و پایین آوردند، هنوز ستونی که مجسمه روی آن بود، وروذی روستا قرار دارد.
وی با اشاره به علل مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی خاطر نشان کرد: در آن زمان اشاعه بی حجابی، فحشا، هوس رانی، ظلم و ستم به مردم ما را می رنجاند و ما طاقت تحمل این رفتارهای غیر اخلاقی را نداشتیم و با آنچه خلاف دستور اسلام بود با پیروی از مکتب خمینی(ره) مبارزه کردیم و پیروز شدیم.
انتهای پیام/
captcha