جدیدترین خرید پرسپولیس کیست؟ / لژیونر ایرانی هم در لیست گل محمدی! دانشجویان در جهاد علمی و فرهنگی همان رسالت رزمندگان در دفاع مقدس را برعهده دارند باید فاصله با دانشگاه کاهش یابد/ به دنبال تقویت زمینه‌های حفظ و جذب نخبگان هستیم پرونده ای هنوز برای «روحانی» در دادگستری تشکیل نشده است/ اعاده دادرسی در پرونده «سیف» و «عراقچی» منتظر تصمیم دیوان عالی کشور است  بدون فوتی و شناسایی ۳۱ مورد مبتلا به کرونا ویروس در استان مرکزی  توافق اجباری پزشک و منشی؛ استثمار با تعریف جدید/ وقتی اعتراض برابر با اخراج است، بازرسی‌ها به کار نمی‌آید اروپا ناامید از برجام پلاس/ افکار عمومی ادعای تازه غرب درباره مذاکرات را نمی‌پذیرد بدبختی اقتصاد ایران از دست لاکچری‌بازها/ بعضی‌ها سالی 6 ماشینِ گران می‌خریدند امتحانات نیم سال اول همه مدارس استان حضوری است امیرعبداللهیان: توافق باید جامع باشد که مردم به طور ملموس نتایج آن را احساس کنند
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ - ۲۲:۴۷
کد خبر: 91234
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۱۹
رهبر انقلاب در کتاب انسان 250 ساله؛

ارتباط شیعه و تشکیلات شیعه در زمان امام یازدهم بسیار قوی بود/ هر چه به پایان دوره امام حسن عسکری پیش می رویم، غربت بیشتر می شود

هرچه به پايان دوره حضرت عسكرى جلوتر مى‌رويم، اين غربت بيشتر مى‌شود. (اما) حوزه نفوذ ائمه و وسعت دايره شيعه در زمان اين سه امام -از حضرت جواد تا حضرت عسكرى- نسبت به زمان امام صادق و امام باقر شايد ده برابر است؛ و اين چيز عجيبى است.

به گزارش دیار آفتاب؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی هایی متعدد از زندگانی سیاسی مبارزاتی اهل بیت(ع) سخن گفته است. این بیانات ارزشمند در کتابی با عنوان انسان ۲۵۰ساله گردآوری شده که مطالعه آن بسیار مفید فایده است. به مناسبت سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) بخشی از این بیانات را تقدیم می کنیم:

بايد به اين نكته در زندگى ائمه توجه داشته باشيد كه اين بزرگواران، دائم در حال مبارزه بودند؛ مبارزه اى كه روحش سياسى بود. زيرا كسى هم كه در مسند حکومت نشسته بود مدعى دين بود. او هم ظواهر دين را ملاحظه مى‌كرد. حتى، گاهى اوقات نظر دينى امام را هم مى‌پذيرفت. مثل قضايايى كه در مورد مأمون شنيده ايد كه صريحا نظر امام را قبول كرد. يعنى اِبايى نداشتند كه گاهى نظر فقهى را هم قبول كنند. چيزى كه موجب مى‌شد اين مبارزه و معارضه با اهل بيت وجود داشته باشد، اين بود كه اهل بيت، خودشان را "امام" مى‌دانستند. مى‌گفتند: "ما اماميم".

اصلا بزرگترين مبارزه عليه حكام همين بود. چون كسى كه حاكم شده بود و خود را امام و پيشوا مى‌دانست، مى‌ديد شواهد و قراینى كه در امام است، در حضرت هست و در او نيست و اين موجود را براى حكومت، خطرناك مى‌شمرد؛ چون مدعى است. حكام، با اين روح مبارزه مى‌جنگيدند و ائمه عليهم السلام هم مثل كوه ايستاده بودند. بديهى است كه در اين مبارزه، معارف، احكام فقهى و خلقيات و اخلاقياتى كه ائمه ترويج مى‌كردند، جاى خود را دارد. تربيت شاگرد بيشتر و ارتباطات شيعى، روزبه روز گسترده تر شد. شيعه را اينها نگه داشت. شما مرامى را در نظر بگيريد كه 250 سال عليه آن حكومت شده است، اصلا بايد هيچ چيزيش نماند، بايد به‌كل از بين برود؛ ولى شما ببينيد الان دنيا چه خبر است و شيعه به كجا رسيده است.

اين نكته را بايد در اشعارى كه درباره امام صادق، امام هادى و امام عسكرى(ع) خوانده مى‌شود، به خوبى ديد. اينها مبارزه مى‌كردند و براى همين مبارزه هم جانشان را از دست دادند. راهى است كه رو به هدفى مشخص ادامه دارد. گاهى يكى برمى‌گردد، يكى از اين طرف می رود. اما هدف یکی است. اين بزرگواران، از امام حسين(ع) كه پايه را گذاشت، موفقتر بودند. چون بعد از شهادت امام حسين(ع) هیچ کسی نماند. اما در زمان امام هادى(ع) شما نگاه كنيد؛ تمام دنياى اسلام را ائمه عليهم السلام زير قبضه گرفته بودند. حتى بنى‌عباس هم درماندند. نمى‌دانستند چه كار كنند؛ رو به شيعه آوردند.

اينكه آن بزرگوارها در غربت زيادى بودند، واقعا همينطور است؛ دور از مدينه و دور از خاندان و دور از محيط مألوف؛ اما در كنار اين، درباره اين سه امام ‌ـ ‌از حضرت جواد تا حضرت عسكرى ـ‌ نكته ديگرى وجود دارد و آن اين است كه هرچه به پايان دوره حضرت عسكرى جلوتر مى‌رويم، اين غربت بيشتر مى‌شود. حوزه نفوذ ائمه و وسعت دايره شيعه در زمان اين سه امام، نسبت به زمان امام صادق و امام باقر شايد ده برابر است؛ و اين چيز عجيبى است. شايد علت اينكه اينها را اينطور در فشار و ضيق قرار دادند، اصلا همين موضوع بود. بعد از حركت حضرت رضا به طرف ايران و آمدن به خراسان، يكى از اتفاقاتى كه افتاد، همين بود.

شايد اصلا در محاسبات امام هشتم عليه السلام اين موضوع وجود داشته. قبل از آن، شيعيان در همه جا تك و توك بودند؛ اما بى‌ارتباط به هم، نااميد، بدون هيچ چشم اندازى، بدون هيچ اميدى. سلطه حكومت خلفا هم كه همه جا بود؛ قبلش هم هارون بود با آن قدرت فرعونى. حضرت كه به طرف خراسان آمدند و از اين مسير عبور كردند، شخصيتى در مقابل مردم ظاهر شد كه هم علم، هم عظمت، هم شكوه، هم صدق و هم نورانيت را جلوى چشم آنها مى‌گذاشت؛ اصلا مردم مثل چنين شخصيتى را نديده بودند. قبل از آن، چقدر از شيعيان مى‌توانستند از خراسان حركت كنند و به مدينه بروند و امام صادق را ببينند؟ اما در اين مسیر طولانی همه جا امام را از نزديك ديدند. چيز عجيبى بود؛كأنه انسان پیغمبر را مشاهده كند. آن هيبت و عظمت معنوى، آن عزت، آن اخلاق، آن تقوا، آن نورانيت و آن علم وسيع ‌ -كه هرچه مى‌پرسى و هرچه مى‌خواهى، در دستش هست؛ چيزى كه اصلا مردم آن را نديده بودند- ولوله اى راه انداخت.

بنابراين حركت امام رضا عليه السلام و بعد، شهادت مظلومانه آن بزرگوار كارى كرد كه اين فضا دست ائمه عليهم السلام افتاد؛ ائمه هم بنا كردند به استفاده كردن. نامه نگارى‌‌ها و رفت و آمدهايى كه صورت مى‌گرفت، به شكل عادى اتفاق نمى‌افتاد؛ همه اش در زير پوششى از پنهان‌كارى اتفاق مى‌افتاد؛ واِلاّ اگر آشكار بود، مى‌گرفتند دست و پاى افراد را قطع مى‌كردند. مثلا با شدت عملى كه متوكل داشت و رفتن به كربلا را ممنوع كرده بود، آيا اجازه مى‌داد مسائل مردم را راحت خدمت امام بياورند، بعد جوابها را به مردم برسانند؛ وجوهات را بگيرند و خدمت امام بياورند، بعد رسيد بگيرند و به مردم بدهند؟ اينها نشان دهنده شبكه عظيم تبليغاتى و تعليماتى اين سه امام بزرگوار است.

بعد از امام رضا تا زمان شهادت حضرت عسكرى هادى و حضرت عسكرى در همان شهر سامرا، كه در واقع مثل يك پادگان بود ‌ـ يك شهر بزرگ آنچنانى نبود؛ پايتخت نوبنيادى بود كه حوایج روزمره را برطرف كنند، در آن جمع شده بودند ـ‌ توانسته بودند اين همه ارتباطات را با سرتاسر دنياى اسلام تنظيم كنند. وقتى ما ابعاد زندگى ائمه را نگاه كنيم، مى‌فهميم اينها چه‌كار مى‌كردند. بنابراين فقط اين نبود كه اينها مسائل نماز و روزه يا طهارت و نجاسات را جواب بدهند. در موضع "امام" -با همان معناى اسلامى خودش- قرار می گرفتند و با مردم حرف می زدند.

به نظر من اين بعد در کنار سایر ابعاد قابل توجه است. شما مى‌بينيد كه حضرت هادى را از مدينه به سامرا مى‌آورند و در سنين جوانى ‌ـ‌ چهل و دو سالگى ‌ـ‌ ايشان را به شهادت مى‌رسانند؛ يا حضرت عسكرى در بیست و هشت سالگى به شهادت مى‌رسند؛ اينها همه نشان دهنده حركت عظيم ائمه عليهم السلام و شيعيان و اصحاب آن بزرگوارها در سرتاسر تاريخ بوده. با اينكه دستگاه خلفا، دستگاه پليسى با شدت عمل بود، درعين حال ائمه عليهم السلام اينگونه موفق شدند. غرض، در كنار غربت، اين عزت و عظمت را هم بايد ديد.

در هيچ زمانى ارتباط شيعه و گسترش تشكيلاتى شيعه در سرتاسر دنياى اسلام، مثل زمان حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى نبوده است. وجود وكلا و نواب و همین داستان هايى كه از حضرت هادى و حضرت عسكرى نقل مى‌كنند ‌ـ‌ كه مثلا كسى پول آورد و امام معين كردند چه كارى صورت بگيرد ـ‌ نشان دهنده اين معناست. يعنى على‌رغم محكوم بودن اين دو امام بزرگوار در سامرا، و قبل از آنها هم حضرت جواد به نحوى، و حضرت رضا سلام الله عليه به نحوى، ارتباطات با مردم همينطور گسترش پيدا كرد. اين ارتباطات، قبل از زمان حضرت رضا هم بوده. منتها آمدن حضرت به خراسان، تأثير خيلى زيادى در اين امر داشته است.

انتهای پیام/

captcha
آخرین اخبار