سازمان ملل سکوت خود را در برابر جنایت تروریستی افغانستان بشکند رنگ بندی جدید کرونایی شهرستان های استان مرکزی/ زرد و نارنجی اما شکننده! عصبانیت اصلاح طلبها از حضور رئیسی در کنار مردم و ترس از مقایسه با دولت روحانی هدف‌گذاری تأمین ۱۰ هزار مگاوات برق کشور با استفاده از انرژی خورشیدی/۹۰۰ هزار تن پلی‌پروپیلن در کشور تولید می‌شود رویای وام بدون وثیقه/ شلیک خیانت در لبنان/ جمعه خونین قندهار شیشه عمر ژاردیم در دستان یحیی/ الهلال - پرسپولیس؛ بازی ریاضی/ اولین خارجی استقلال ثبت کرد صهیونیست‌ها از هواپیمای مسافربری برای سپر انسانی استفاده می‌کنند روی خوش مردم به خرید لوازم خانگی ایرانی باوجود فراوانی نمونه خارجی/‌‌تولیدکننده دنبال افزایش کیفیت باشد واکسن‌هراسی، شیطنت دشمن برای تضعیف توانمندی ایران/ «برکت» کم‌عارضه‌ترین واکسن فرمانده ارتش: بصیرت و روحیه سلحشوری موتور محرکه اجرای ماموریتهاست
شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۴
کد خبر: 90429
تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۸:۱۸
یادداشت؛

«ولایت فقیه» و «سلطنت»، تفاوت از زمین تا آسمان

در این یادداشت برآنیم تا به بیان برخی تفاوت های بی شمار نظام اسلامی(ولایت فقیه) با نظام مستبد پهلوی(سلطنت) بپردازیم.

به گزارش دیار آفتاب؛ 22بهمن 1357 روزی بود که کشور ایران از چنگال رژیم منحوس پهلوی رهایی یافت و نظام اسلامی پیشبرد امور کشور را بر عهده گرفت. نظامی که ولایت فقیه را جایگزین سلطنت کرد و مردم را به میانه میدان تصمیم گیری آورد تا پیشوند «جمهوری» شایسته «ایران اسلامی» شود.

در این یادداشت برآنیم تا به بیان برخی تفاوت های بی شمار نظام اسلامی(ولایت فقیه) با نظام مستبد پهلوی(سلطنت) بپردازیم.

مشروعیت الهی در مقابل غصب حکومت

پر واضح است که نظام پهلوی کشور را به پشتوانه قدرت های استکباری بدست گرفت و در این راستا از هیچگونه اعمال زور و قدرت و کشت و کشتار دریغ نکرد و نهایتا فردی بر مسند قدرت نشست که هیچگونه مشروعیتی نداشت. این در حالی است که نظام اسلامی به رهبری ولایت فقیه با توجه به آیات و روایات که حکومتداری را شایسته ائمه الهی و در نبود آنان، شایسته جانشینانشان یعنی ولی فقیه می داند، به صورتی کاملا مشروع حکومتداری را آغاز(امام خمینی) و در سالهای بعد ادامه(آیت الله خامنه ای) داد.

مقبولیت مردمی در مقابل کودتا و تحمیل

مقبولیت مردمی دیگر تفاوت عمده نظام اسلامی با رژیم مستبد پهلوی است. رأی 98 درصدی مردم ایران به نظام اسلامی سندی روشن برای این ادعا است در حالی که در رژیم پهلوی هیچگاه نظر مردم ملاک نبود و در همه موارد -از نشستن بر صندلی قدرت گرفته تا تصمیم گیری درباره امور کشور- تنها خاندان پهلوی بودند که تصمیم می گرفتند و حتی در بسیاری موارد تصمیمات اداره کشور در خارج از مرزها و توسط قدرتهای استکباری اتخاذ می شد.

نظارت مجلس خبرگان در مقابل استبداد و عدم نظارت پذیر بودن

یکی از اصلی ترین ویژگی های نظام اسلامی نظارت بر تمامی ارکان حکومت است تا از فساد و استبداد رای جلوگیری شود. این نظارت حتی بر جایگاه ولایت فقیه نیز اجرا می شود و گروهی متشکل از فقها این وظیفه را بر عهده دارند تا بر عملکرد ولی فقیه نظارت کرده و در صورت تخطی او از حیطه وظایفش، حتی تا عزل ولی فقیه پیش بروند. این در حالی است که در نظام استبدادی ستم شاهی، هیچگونه نظارتی بر رفتار و عملکرد شاه اعمال نمی شد و او در مقابل اقداماتش به هیچکسی پاسخگو نبود.

تقوا در مقابل فساد های رفتاری و جنسی

تقوا در عمل و پرهیز از اقداماتی از روی هوای نفس از اصلی ترین ویژگی های ولی فقیه است. او خود را در مقابل مردم و پروردگار مسئول می بیند و از هر اقدامی که بر مبنای هوای نفس، شهوت، قدرت، ثروت اندوزی و ... باشد، خود را حفظ می کند تا شایسته این جایگاه باشد. ولی در مقابل، فساد خانواده پهلوی که بر صندلی شاهی نشسته بودند زبانزد عام و خاص بود تا جایی که حتی اطرافیان آنها(اسد الله علم) زبان به بیان این فسادها باز کرده اند.

شایستگی علمی در مقابل بی سوادی

در بی سوادی پهلوی اول (رضا شاه) و تحصیلات رانتی پهلوی دوم (محمدرضا شاه) تردیدی نیست. پهلوی اول که قبل از نشستن بر تخت سلطنت از او با عنوان رضا قلدر یاد می شد، فردی زورگو در ارتش زمان قاجار بود که به عنوان نظافتچی اصطبل و دربان و خادم سربازان روس و قزاق بود. این فرد که از کمترین سواد علمی بهره می برد بعدها با کمک قدرت های استکباری مستبدانه بر تخت پادشاهی نشست. پهلوی دوم نیز به دانشکده افسری که پدرش با مشورت نظامیان فرانسوی تاسیس کرده بود، وارد شد و در تمرینات و عملیات شبانه و کماندویی کاری جز نظارت انجام نمی داد. او با رانت پدرش در سن ۱۸ سالگی گواهی‌نامه دانشکده افسری را دریافت کرد و به درجه ستوان دومی نائل شد و بعدها با اینکه پدرش او را شایسته سلطنت نمی دانست، با کمک استکبار بر تخت سلطنت نشست.

این در حالی است که ولی فقیه می بایست فردی فقیه باشد که در علم فقه  به رتبه اجتهاد  رسیده و توانایی استنباط احکام شرعی  از منابع معتبر را دارد. این در حالی است که بسیاری از افراد (حتی دشمنان) به درجه علمی و درایت آیت الله خامنه ای و امام خمینی(ره) اذعان داشته اند و آنان را افرادی دانشمند و فرزانه خطاب کرده اند.

انتهای پیام/

captcha
آخرین اخبار