قدردانی روسای دانشگاه های علوم پزشکی از رهبر معظم انقلاب اعلام اسامی داوران هفته سوم لیگ برتر/ «یاسر همرنگ» دیدار آلومینوم اراک و مس رفسنجان را سوت می زنند تردد و نزدیک شدن به تالاب میقان ممنوع است کف حقوق کارمندان و بازنشستگان 3.5 میلیون تومان می‌شود «افتضاح مدیریتی» دولت به مرغ رسید/ افزایش ۱۰ هزار تومانی قیمت در کمتر از ۱ هفته شاخص بورس ۱۶ هزار واحد رشد کرد هشدار بانک مرکزی به نهادهای پولی غیرمجاز نقدینگی در حال ورود دوباره به بازار سهام است فراکسیون جهاد سازندگی و پیشرفت آغاز به کار کرد/ «شاکری» رئیس شد حادثه در معدن سنگ محلات یک کشته در پی داشت
دوشنبه ۰۳ آذر ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۳
کد خبر: 79695
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۰
یادداشت؛

بایدن یا ترامپ،مسئله این نیست

تا زمانی که بسترهای موجود در اقتصاد کشور ما پذیرای تحریم باشد،نظام تحریم‌ها نیز پابرجاست چه با ترامپ چه بدون ترامپ.مسئله‌ی ما ترامپ یا بایدن نیست.

به گزارش دیار آفتاب؛ تحریم‌های فلج کننده و هوشمند از همه طرف به کشور تحمیل می‌شوند و ما نمی‌توانیم منکر اثرات این فشارهای ناجوانمردانه بر معیشت مردم باشیم، اما نباید از این نکته غافل شد که مشکلات بوجود آمده راه حل دارد و اینطور نیست که مسئولان ما دست‌های خود را بالا بگیرند و تصور کنند که نمی‌توان در برابر فشارها ایستادگی و مقاومت کرد.

به هر حال امروز طیفی در سطح مدیران کشور وجود دارند که سرمنشاء مشکلات اقتصادی به وجود آمده را خارج از مرزهای کشور می‌دانند و معتقدند که اگر ما بتوانیم از طریق مذاکره و به عبارتی سازش با تحریم کنندگان، اختلافات خود را برطرف کنیم، مشکلات فعلی اقتصادی کشور هم رفع می‌شود، اما به واقع این ایده، غلط و انحرافی‌ است.

تجربه به ما نشان می‌دهد که گره مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور در پای میز مذاکره و از مسیر سازش نمی‌گذرد و این خسارت مضاعفی است که ما تصور کنیم می‌توانیم با مذاکره مجدد، مشکلات را رفع کنیم. این ادعا به این معنا نیست که ما نمی‌خواهیم با دنیا تعامل کنیم بلکه از این باب است که راه حل مسئله امروز کشور ما مذاکره و سازش نیست و اگر ما در این مسیر گام برداریم نه تنها موفق به حل مسائل نمی‌شویم بلکه بر ابعاد آن افزوده خواهد شد کما اینکه مسائل ما بعد از برجام بیشتر هم شد.

آمدن بایدن می تواند در کوتاه مدت به روند کاهشی نرخ برخی کالاهای سرمایه ای مثل دلار و طلا و سکه منجر شود.دلیل این کاهش هم ربطی به عملکرد ما در داخل ندارد بلکه تأثیر روانی انتخاب بایدن است.اما این تأثیر روانی بلند مدت نخواهد بود و طی چند ماه اثر خود را از دست خواهد داد و بازارها بار دیگر روند افزایشی خود را در پیش خواهند گرفت.من معتقدم اگر رفتار ما در داخل نسبت ساختارهای اقتصادی موجود تغییر نکند،انتخاب بایدن برای ما خسارت‌بار تر از ترامپ خواهد بود.زیرا با آمدن بایدن و احتمال گرایش دولت فعلی در ایران به مذاکره و بازگشت به برجام،ممکن است درآمدهای نفتی و ارزی ما به دلیل رفع برخی محدودیت ها برطرف شود.این موضوع هم به لحاظ روانی انتظارات تورمی را کاهش می دهد و هم به پوشش برخی هزینه های دولت کمک می کند.اما ادامه آن در بلند مدت همان بلائی را بر سر کشور می آورد که در گذشته آورده است و آن وابستگی مجدد بودجه به درآمد های نفتی و تزریق آن به بودجه های جاری و در نهایت رشد پایه های پولی و نقدینگی و در نهایت رشد تورم.این روند ممکن است به تداوم بیماری های فعلی اقتصاد کشور منجر شود.یا اگر این گشایش فرضی به واردات بی رویه در کشور منجر شود و تولید ملی را با مشکل مواجه کند،هیچ ارزشی برای ما نخواهد داشت.

 متاسفانه ساختارهای معیوب اقتصادی ما پذیرای اثرات مخرب تحریم‌ها هستند و ما باید به جای آنکه همه راه حل‌ها را در مذاکره و سازش خلاصه کنیم باید به اصلاح ساختارهای اقتصاد کشور بپردازیم تا اثرپذیری آنها را از تحریم به حداقل ممکن برسانیم، ما با این ساختارهای معیوب در شرایط غیرتحریمی هم روی رشد اقتصادی و تورم تک رقمی را نخواهیم دید،به عنوان مثال تا زمانی که اقتصاد ما دولتی است و حجم عظیمی از اقتصاد کشور توسط دولت مدیریت می‌شود و حجم زیادی از بودجه‌های سنواتی کشور به شرکت‌های دولتی با حداقل بازدهی اختصاص می‌یابد، ما در برابر تحریم‌ها ضربه پذیر هستیم، هرچه بار اقتصاد یک کشور بر دوش بخش خصوصی باشد در برابر تحریم‌ها، مصون‌تر و مقاوم‌تر است، ما باید طی یک برنامه کوتاه مدت و با رعایت اصول علمی، خصوصی سازی واقعی را محقق کنیم و پای دولت را از تصدی‌گری در اقتصاد قطع کنیم و دولت را در جایگاه سیاست‌گذار، هدایت‌گر و ناظر بنشانیم.نکته بسیار مهم دیگر اصلاح نظام بودجه ریزی کشور است که از دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب است، ما با این شیوه بودجه‌ریزی هر ساله دچار مشکلات اساسی مثل کسری بودجه مزمن هستیم که خود دلیل اصلی تورم‌های دو رقمی در کشور است.

بودجه‌ای که بخش زیادی از درآمدهای آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم به فروش نفت وابسته است و جبران کسری‌های آن نیز از محل استقراض از بانک مرکزی و یا برداشت از صندوق توسعه ملی انجام می‌شود در برابر تحریم‌ها، قدرت مقاومت ندارد.

امیدواریم با جدیتی که مجلس  در قبال بودجه سال 1400 دارد و با عزم دولت شاهد ارائه یک بودجه متفاوت از سال‌های گذشته باشیم، ما برای مقابله با تحریم‌ها باید به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های خود باور و عزم جدی در کاهش فشارها و خنثی کردن آنها داشته باشیم نه آنکه منتظر گشایش در روابط خود با برخی کشورها باشیم.

در خصوص درآمد های ارزی کشور در دوران بایدن هم باید تاکید کرد که اگر چه خوشبینی‌ هائی به افزایش درآمدهای نفتی در کشور وجود دارد اما چند نکته را باید مدنظر داشت؛ اول اینکه براساس تحلیلی که از بازار نفت در جهان وجود دارد امکان افزایش قیمت نفت به شکلی خیره کننده و قابل توجه وجود ندارد و لذا نمی‌تواند به‌اندازه گذشته برای ما ارز آوری داشته باشد.

از سوی دیگر اگر فرض را هم بر رشد چشمگیر درآمدهای نفتی بگذاریم باز هم باید بپذیریم که در ساختارهای فسادزا و رانتی،درآمد سرشار نفتی یک سم است لذا اصلاح ساختارها و رفع بسترهای فساد و رانت و روند ها و رویه های غلط تخصیص منابع ارزی یک ضرورت در اقتصاد ماست که باید هر چه سریع تر صورت بگیرد.

ما باید از تاریخ درس عبرت بگیریم و بزرگترین درسی که تاریخ به ما می دهد این است که آمریکا قابل اعتماد نیست چه دموکراتها باشند و چه جمهوری خواهان.

درس دیگر این است که ما باید از درون قوی شویم و تنها راه مقابله با دشمنی های آمریکا همین است که باید قوی شویم.تنها راهبردی که می تواند به تغییر رفتار آمریکا در قبال ایران منجر شود،قوی شدن ایران از درون است.

در مباحث اقتصادی هم این موضوع صادق است.نظام تحریم های آمریکا تا زمانی که اقتصاد ما از درون ضعیف است،پابرجاست اما اگر ما به سمت اصلاحات اقتصادی و جراحی نظام اقتصادی کشور بپردازیم قطعاً راهکار تحریمی آمریکا کارآمدی خود را از دست خواهد داد و هزینه های آن برای آمریکا بیش از دستاوردهایش خواهد شد.اما اگر اقتصاد ما از درون ضعیف باشد،تکنیک تحریم های هوشمند و حداکثری با آمدن بایدن هم پابرجا خواهد ماند چون کارایی دارد.

لذا تا زمانی که بسترهای موجود در اقتصاد کشور ما پذیرای تحریم باشد،نظام تحریم‌ها نیز پابرجاست چه با ترامپ چه بدون ترامپ.مسئله ی ما ترامپ یا بایدن نیست.

عباس خسروانی

انتهای پیام/

captcha