سوءاستفاده از اعتماد فامیلی عامل سرقت کارت بانکی خانه صنایع دستی در اراک راه اندازی شد ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه، افول آمریکا را نزدیک‌تر کرده است دستگیری توزیع کننده مواد مخدر در محلات برای رفع مشکلات نباید چشم به بیگانگان و عناصر خارجی داشت/ توجه به مسائل بهداشتی در بیماری کرونا باید مقدم بر درمان باشد احتکار 800 تن جو و ذرت دامی در يك مرغداری اعزام گروه جهادی شهدای اراک به مناطق محروم زاهدان/گروه‌های جهادی پرچم‌داران خدمات‌رسانی در عرصه‌های محرومیت‌زدایی هستند تصاویری از طبیعت پاییزی خنداب قانون انتخابات درست نباشد،کشور تباه می‌شود/نامزدهای۱۴۰۰حزبی باشند ۷۲ ساعت از وعده ربیعی گذشت؛ همچنان منتظر انتشار لیست مصارف حساب خاص از سوی نوبخت هستیم!
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۰
کد خبر: 77527
تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۳۹۹ - ۰۹:۵۵

مصاحبه‌ای برای جنجالی ماندن!/ دیده شدن؛ این‌بار از میانبر شبکه ضدانقلاب

مصاحبه رئیس جمهور سابق کشورمان با یکی از شبکه های نشان دار ضدانقلاب که مستقیما از کنگره آمریکا برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران، بودجه دریافت می کند، سوالات فراوانی را ایجاد کرده است.

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ انتشار دوباره یک مصاحبه از وی، نامش را بر سر زبان ها انداخت؛ اینبار مرجع مصاحبه را به شکلی انتخاب کرده است که جنجالی تر از هر مصاحبه دیگری باشد.

شاید برای خیلی ها هنوز هم غیر قابل باور باشد که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران با رادیو فردا یک رسانه شاخص و پرچم دار ضدانقلاب مصاحبه کرده باشد؛ اما این اتفاق رخ داده و احمدی نژاد در برابر گلناز اسفندیاری خبرنگار سلطنت طلب قرار گرفته و حدودا 12 دقیقه به سوالات این شبکه پاسخ داده است.

قبل از هر چیز باید گفت که در این متن قصدی برای بررسی اقدامات و عملکرد دولت های نهم و دهم وجود ندارد که بررسی آن قطعا با نظرات کارشناسی، پژوهش های علمی و کندوکاو در آمارهای رسمی و شاخص ها ممکن است و در اینجا تنها به بررسی تدارک چنین مصاحبه ای خواهیم پرداخت.

در وهله اول باید به این سوال پاسخ داده شود که چه کسانی و با چه نیتی احمدی نژاد را ترغیب کرده اند که در برابر دوربین رادیو اروپای آزاد بنشیند.

تیم رسانه ای احمدی نژاد سال هاست که وی را به نحوی مدیریت کرده اند که گفت و گوی های وی محدود به چهره های نزدیک به رئیس جمهور سابق باشند؛ برقراری مصاحبه های منولوگ با چهره هایی که در دوران ریاست جموری وی در رسانه های منصوب به دولت همراه وی بودند و البته برگزاری یک نشست خبری جنجالی ، تنها هنر این تیم رسانه ای طی 7 سال گذشته در میان رسانه های داخل کشور بوده است.

همچنین برپایی یک مصاحبه جنجالی با محوریت موسیقی که چندی پیش منتشر و در شبکه های ضدانقلاب به صورت کامل بازنشر شد نیز از دیگر اقدامات رسانه ای پیرامون محمود احمدی نژاد طی سال های گذشته است.

در این میان رسانه های خارجی نیز به تنها رسانه هایی که هنوز منتظرند از رئیس جمهور سابق ایران حرفی در نقض نگاه های کلی کشور بشنوند، همواره در صف مصاحبه با وی بوده اند.

برآیند این اقدامات نشان می دهد که تیم رسانه ای رئیس جمهور سابق درست احمدی نژاد را در جایی قرار می دهد که حاشیه و جنجال حرف اول را در آن بزند؛ رفتاری بازنشر گزیده سخنرانی های احمدی نژاد در فضای مجازی نیز آنرا تائید می کند.

آنها سعی می کنند آن بخشی از سخنان احمدی نژاد را مورد استفاده قرار دهند که وی را اپوزیسیون تر از قبل نشان دهد و حساب وی را از تمامی بخش های نظام جدا کند.

اما نقش خود احمدی نژاد در این فریب رسانه ای بزرگ چیست؟ آیا او رسانه را نمی شناسند و توسط یک تیم رسانه ای بازی می خورد؟

پاسخ به این سوال را باید در رفتارهای چند سال اخیر احمدی نژاد جست و جو کرد؛ وی در سال های بعد از ریاست جمهوری تلاش کرده همان چهره جنجالی سال های ریاست جمهوری اش باقی بماند.

به مناظره طلبیدن رئیس جمهور بعد از خود در سال 92  (جدای از واقعیت های عملکردی دو رئیس جمهور در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) نشان می داد که احمدی نژاد قرار نیست یک فقط یک رئیس جمهور سابق باقی بماند.

حضور جنجالی وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 دوباره همه نگاه ها را به سمت او چرخاند.

او حتی از سناریوهای طراحی شده برای یاران نزدیک خویش هم بهره برد تا باز در کانون توجه ها باقی بماند؛ توجه هایی که به مرور زمان و هوشمندی قوه قضائیه در دوره جدید پیرامون پرونده منصوبان به وی ناکام ماند.

حالا احمدی نژاد دیگر نه پرونده قضائی منصوب به اطرافیانش را برای حاشیه سازی دارد و نه انگیزه سیاسی قابل توجهی برای حضور و تائید دوباره برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری و بازگشت به روند اجرایی اداره کشور!

اما عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بودن نمی تواند خواسته او و تیم رسانه ای اش را برآورده کند؛ او باید همچنان همان احمدی نژاد جنجالی باشد؛ پس نتیجه روشن است؛ برای رسیدن به این خواسته هم می توان بن سلمان را بعد از 6 سال جنایت علیه ملت یمن و دشمنی با ایران، «دوستار صلح» نامید و هم می توان به یکی از ضدانقلاب ترین رسانه های چند ده سال گذشته که مستقیما به از کنگره آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بودجه می گیرد، مصاحبه کرد.

اینجاست که دیگر نه تنها محتوای اظهارات وی در این مصاحبه بی اهمیت جلوه می کند و نه واکنش های پیرامون آن؛ تنها چیزی که اهمیت دارد جنجالی است که دوباره نام رئیس جمهور سابق به بر سر زبان ها بازگرداند.

شاید اگر احمدی نژاد می دانست که این نوع حاشیه سازی ها نه تنها وجهه ای برای او نمی سازد، بلکه هر روز اندوخته های اجتماعی وی را نابود می کند، هرگز تن به چنین رفتارهایی نمی داد، اما نه تنها خودش نمی داند یا نمی خواهد بداند، بلکه اطرافیان وی نیز تلاش می کنند درباره نتایج این رفتارها، مثبت نمایی کنند.

حال باید دید احمدی نژاد تا کجا قرار است این بازی را برای جدا از بدنه اجتماعی اش ادامه دهد؛ آیا در ماه های آینده که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم، باید منتظر ساختارشکنی های جدید تری از وی باشیم؟

انتهای پیام/

captcha