نشست کمیسیون امنیت‌ ملی با مسئولان وزارت‌خارجه/باقری درباره مذاکرات به نمایندگان گزارش می‌دهد خطیب‌زاده: نه تعجیل داریم و نه اجازه می‌دهیم کسی با وقت و انرژی ما در وین بازی کند/ دور بعدی مذاکرات آخر هفته جاری هوای اراک در وضعیت قرمز قرار گرفت 185میلیارد ریال برای پرداخت حقوق فرهنگیان استان در اولویت قرار گیرد/ سند تحول بنیادین آموزش و پرورش برای اولین بار در اراک اجرایی می شود تزریق دوز سوم واکسن کرونا به افراد بالای ۴۰ سال آغاز شد اعتبار مالی ۸۵۴ طرح مصوب در سفرهای استانیِ رئیس‌جمهور چگونه تهیه می‌شود؟ تیم مذاکره‌کننده ایرانی از پشتوانه کارشناسی قوی برخوردار است/آشفتگی غرب از مواضع صریح و بسته‌های پیشنهادی رفع کلیه تحریم‌های ایران کلاهبرداری ۵ میلیاردی ادمین‌های قلابی/ دلار به افق وین/ پاتک سوم به کووید ۱۹ هشدار لیگ به فرهاد و یحیی / این همه مقاومت مقابل VAR برای چیست؟ / استقلال و پرسپولیس سند رو کردند جوان‌سازی جمعیت، با طرح و برنامه قابل اجرا نیست/ مشوق‌های طرح جوانی جمعیت چقدر چاره‌ساز است؟
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰ - ۱۲:۰۶
کد خبر: 77
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۵
فاطمه رضایی

اقتصاد مقاومتی؛ پدیده ای نو یا میراث نسل های گذشته؟

چندین سال تحقیقات هسته ای، اورانیوم های غنی شده، چندین سال راهپیمایی و دفاع از حق مسلم‌مان به علاوه خون چهار شهید همه را دادیم تا تحریم ها را بردارند. تا باز هم بتوانیم با گوشت برزیلی و برنج هندی قرمه سبزی بپزیم و حافظ بخوانیم.
به گزارش دیار آفتاب ؛ به نقل از زرخبر، تاریخ گواهی می دهد، به برگ برگی که از دفترش گذشته است قسم می خورد، گاهی با اشک صفحاتی را ورق می زند که در هر گوشه ای از این خاک، صنعتی می چرخید و مردم هنری داشتند و نان هنر خویش می خوردند.

از اجناس مختلف و البسه چیزی در دنیا نبود که تولید کننده اش نباشیم حتی ما داشتیم و دیگران نداشتند. شاید کسی آن موقع نمی دانست اقتصاد مقاومتی چیست؟ اصلا شاید آن زمان چیزی به نام اقتصاد مقاومتی وجود نداشت اما مردم کاری را انجام می دادند که درست بود. کاش اجدادمان اینها را برایمان به ارث می گذاشتند.


من از اجدادمان گله مندم، چرا باید از نسل‌ها پیش تهیه آبگوشت و کله پاچه و قرمه سبزی را بدانیم و نسبت به غذای ایرانی تعصب داشته باشیم، لقمه ای نان و پنیر را به صد هزار صبحانه فرانسوی و انگلیسی نمی دهیم، اما به راحتی کیف و کفش آنها را جای کالای ایرانی می خریم و آن قدر از این خرید راضی هستیم که با افتخار آن را به فخر می فروشیم.


من از اجدادم گله مندم، باید به ما می آموختند که تا کالای خودی هست، حق دست بردن سمت کالای فرنگی را نداریم. آنها کم کاری کردند باید بیشتر و اقتصادی تر به ما می آموختند. چگونه است که گوته، ورن و همینگوی را در مقابل سعدی و حافظ و آل احمد هیچ می دانیم اما در مقابل اجناسشان زانو میزنیم.

چرا؟ چرا اینگونه ما را تربیت کرده اید؟ کشور کره بازار لوازم صوتی، تصویری و گوشی های همراه را قبضه کرده است. لوستر و چراغ‌ها و لوازم تزیینی خانه را چین گرفته است. از عطر و لوازم آرایشی و لباس فرانسه و ایتالیا تا دلتان بخواهد موجود است. پارچه ها و پرده‌ها همه ترک هستند و دیگر لوازم برقی آرایشی و ... را آلمانی ها تقبل کرده اند. چای و برنج و غلات را از سایر دول به ما می رسانند.


شاید اگر به جای شما اجداد دیگری می داشتیم حالا مانند شما با پارچه ها و چرم ایرانی خودمان را می پوشاندیم. چای و برنج شمال می خودیم و عطر ایرانی خودمان را معطر می ساختیم.


تحریم بودیم و این همه اقلام بیگانه در کشور بود چند روز دیگر تحریم ها را بر می دارند تا سایر کشورها هم بازاری در ایران بیابند. چندین سال تحقیقات هسته ای، اورانیوم های غنی شده، چندین سال راهپیمایی و دفاع از حق مسلم‌مان به علاوه خون چهار شهید همه را دادیم تا تحریم ها را بردارند. تا باز هم بتوانیم با گوشت برزیلی و برنج هندی قرمه سبزی بپزیم و حافظ بخوانیم.


اگر یادمان داده بودید از کالای تولید کشور حمایت کنیم هیچوقت اینگونه تمام نمی شد. کاش یادمان داده بودید...کاش...
 

نویسنده: فاطمه رضایی

انتهای پیام/ک

captcha
آخرین اخبار