وعده ربیعی برای تصویب حق مسکن کارگران/ مصوبه شورای عالی کار روی میز کمیسیون اقتصادی دولت شهید بابایی، خلبانی که شوق پرواز او را آسمانی کرد تصویب قانون مالیات بر خانه های خالی / چه خانه هایی مستثنی از پرداخت مالیات هستند فیلم| بارگیری 150جهیزیه در اراک برای اهدا به زوجهای جوان کم بضاعت گزارش تصویری| آماده سازی 150 جهیزیه برای زوج های نیازمند در اراک مجلس شفافیت را از خود شروع کرده است/ شفافیت به اعتماد بیشتر مردم به‌نظام و مسئولین کمک خواهد کرد کرامت و سربلندی ملت ها در گرو پایبندی به ارزش ها است کمک مومنانه کار بسیار پسندیده ای است/افراد متمکن اگر فرصت کمک به نیازمندان را غنیمت نشمارند، باخته‌اند لزوم ارائه مشوق‌های لازم به خانواده‌ها برای فرزند آوری بیشتر 9 کاروان شادی در شهرهای استان مرکزی به حرکت در می‌آید
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۲۶
کد خبر: 74332
تاریخ انتشار: ۱۵ تیر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۸
پای صحبت عضو هیئت مؤسس انجمن قلم ایران به مناسبت روز قلم؛

نویسندگی در ایران شغل نیست و اصلی ترین علت آن کتاب‌نخوانی مردم است/ دستگاه‌های فرهنگی برنامه‌ای برای ترغیب مردم به مطالعه ندارند

حسن بیگی عضو هیئت مؤسس انجمن قلم ایران، گفت: اصلی ترین علتی که باعث می شود نویسندگی به عنوان یک شغل در کشور ما شناخته نشود عدم علاقه مردم به کتاب و مطالعه است که تا این نقیصه برطرف نشود وضعیت همین است که می بینیم.

به گزارش دیار آفتاب؛ روز چهاردهم تير ماه به پيشنهاد انجمن قلم ايران و تصويب شوراي فرهنگ عمومي، به عنوان روز قلم در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيد.

به همین مناسبت با ابراهیم حسن بیگی، یکی از اعضای هیئت مؤسس انجمن قلم ایران و نویسنده بیش از 140 جلد رمان، داستان کوتاه و داستان کودک و نوجوان به مصاحبه نشستیم.

او با نوشتن رمان‌هایی مانند اشکانه، ریشه در اعماق، نشانه‌های صبح و معمای مسیح در حوزه دفاع مقدس و رمان‌های محمد (که به بیش از پنج زبان ترجمه شده‌است)، قدیس (که یکی از آثار پرفروش اوست) سال‌های بنفش و رمان شب ناسور در حوزه انقلاب و دین شناخته می‌شود.

  • برخی افراد، نویسندگی را حرفه ای آموختنی و نوعی مهارت می دانند و معتقدند با خواندن کتب مختلف و گذراندن کلاس های تئوری در محضر بزرگان می توان نویسنده شد. بنظرتان نویسندگی نوعی حرفه است یا حاصل ذوقی درونی؟

نمی توان به صورت قطعی به این سوال پاسخ داد. چرا که هر دو دسته افراد را داریم. هم افرادی هستند که نویسندگی در ذاتشان بوده و پدر یا مادرشان اهل قلم بوده اند و هم افرادی مثل من هستند که نه به صورت ذاتی بلکه با مطالعه کتاب و مشاهده تئاتر و فیلم و ... به سمت هنر سوق داده شدند. به واقع من در روستا به دنیا آمدم و زمانی که به شهر نقل مکان کردیم، با پدیده های نو ظهوری مثل تئاتر و سینما رو به رو شدم و همین باعث جذب من به هنر، خواندن و سپس نوشتن شد. به هر حال عده ای به صورت اکتسابی و عده ای دیگر به صورت ذاتی نویسندگی را آغاز می کنند.

  • برای نوشتن آثار، قدم اول را از کجا آغاز می کنید؟ به بیان دیگر، چه چیز باعث می شود شروع به نوشتن کتابی کنید و نهایتا یک اثر شکل بگیرد؟

معمولا عنوان می شود که شعر حالتی جوششی دارد و باید جرقه ای در ذهن شاعر زده شود تا سروده شود. تجربه شخصی بنده در داستان نویسی نشان می دهد برای نوشتن یک اثر علاوه بر جوشش و الهام درونی، کوشش و تلاش شخص نیز سهم مهمی در تولید آن دارد. گاهی اوقات جمله یا تصویری انگیزه اولیه طرح یک داستان شده و گاهی اوقات نیز تصمیم اولیه باعث شروع داستان نویسی می شود و نهایتا یک اثر خلق می شود.

  • فضای مجازی را مکمل کتاب می دانید یا رقیب آن؟ برخی تیراژ پایین کتابها نسبت به دهه های اخیر را ناشی از حضور پر رنگ رسانه ها و فضای مجازی می دانند، نظر شما در این رابطه چیست؟

فضای مجازی می تواند در مطالعه کمتر تاثیرگذار باشد چرا که وقت عده ای از جوانان را به خود مشغول می کند؛ ولی این مسئله همه ماجرا نیست. اصلی ترین علت این است که مردم جامعه ما، اهل مطالعه نیستند. نقش دولت و دستگاه های فرهنگی از جمله وزارت ارشاد، صدا و سیما و ... در کتاب نخوانی هم بی تاثیر نیست. در واقع نهادهای فرهنگی باید ضرورت مطالعه و نتایج بدِ مطالعه نکردن را به مردم گوشزد کنند.

چندین و چند دستگاه دولتی و غیر دولتیِ فرهنگی در کشور داریم که وظیفه شان سوق دادن جامعه به فعالیت های فرهنگی و هنری است ولی در عمل فعالیت خاصی از این دستگاه ها مشاهده نمی شود. معتقدم چند دستگاه فرهنگی در عدم رغبت مردم به کتابخوانی موثر است که اصلی ترین آن وزارت آموزش و پرورش و صدا و سیماست. آموزش و پرورش با شیوه غلط آموزشی، دانش آموزانی را که تازه خواندن و نوشتن فراگرفتند را چنان درگیر خواندن خزعبلات درسی می کند که بچه هیچ وقت نه فرصت و نه رغبتی برای خواندن کتابهای غیر درسی نمی کند. لذا آموزش و پرورش نه تنها کمکی به افزایش سرانه مطالعه در کشور نمی کند بلکه مانع اصلی مطالعه در سنین کودکی و نوجوانی است. صدا و سیما هم نهاد دیگری است که صرفا مصرف گرایی را در جامعه ترویج می کند و با تبلیغ اقلام غیرضرور زندگی، ذائقه مردم را به تهیه اقلام غیرفرهنگی سوق می دهد.

  • روند کلی آثار منتشر شده طی سال های اخیر را چطور ارزیابی می کنید؟ آثار چاپ شده را نسبت به دهه اخیر قوی تر می دانید یا رو به افول؟ بنظرتان کیفیت آثار در کتاب نخوانی مردم موثر بوده است؟

قطعا از جریان داستان نویسی که جریان رو به رشد، شاداب و فعال و پر از رقابت است عقب مانده ایم. متاسفانه هیچ کدام از شاخصه های گفته شده را امروز در ادبیات کشورمان نداریم و چاپ شدن یا نشدن اثر و برنده شدن جوایز در مسابقات ادبی و ... تاثیر خاصی در افزایش مخاطب کتاب ندارد. متاسفانه امروزه شاهدیم نوعی بی تفاوتی در جامعه نسبت به پدیده های فرهنگی خصوصا کتاب وجود دارد و همین امر باعث ضعیف تر شدن وضعیت داستان نویسی و ادبیات ما شده است تا جایی که میدان برای برخی نویسندگان کتاب های زرد باز شده و آنان با کتاب سازی، بخشی از بازار را هم بدست گرفته اند.

  • در سال های گذشته با رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر روی برخی کتب، شاهد افزایش فروش آن عنوان بوده ایم. بنظرتان توصیه افراد سرشناس جامعه از هنرمندان گرفته تا سیاست مداران و ورزشکاران، چقدر می تواند در افزایش رغبت مردم به کتابخوانی موثر باشد؟

توصیه افراد تا حدودی می تواند در افزایش مطالعه موثر باشد. خیلی خوب است که اگر افراد سرشناس و چهره، کتابی را مطالعه کردند و خوششان آمد، به دیگران نیز توصیه کنند تا آن را مطالعه کنند. ولی به طور کلی تقریظ های رهبر انقلاب موثر تر از توصیه دیگر افراد است. البته شنیدم ایشان بر روی تعداد زیادی از کتب مطالبی می نویسند اما بعضا با انتشار تقریظ های ایشان بر روی کتاب هایی خاص و نه همه کتابهایی که ایشان تقریظ کرده اند، باعث می شوند تا بدون در نظر گرفتن ارزش ادبی یک اثر، آن عنوان پر فروش شود. این نگاه سودجویانه که اجازه انتشار برخی تقریظ ها را می دهد تا صرفا آن عناوین پر فروش شود، نگاه خوبی نیست. در مجموع، توصیه نامه ها باعث کمک به مطالعه و بازار کتاب و خوشنودی اهالی قلم می شود.

  • مهم ترین دغدغه های این روزهای نویسندگان را چه می دانید؟ آیا به نویسندگی می توان به چشم شغل نگاه کرد؟

بزرگترین دغدغه نویسندگان که همواره وجود داشته، دغدغه معیشت بوده است. فشار زندگی روی نویسندگان هم اثر می گذارد چرا که نویسندگی در کشور ما شغل و حرفه نیست. در واقع کسی در کشور ما صرفا با نویسندگی نمی تواند امورات زندگی اش را بگذراند. این در حالی است که این اتفاق برای مشاغل دیگر نمی افتد و برای مثال کسی که مهندس، پزشک، استاد و ... است با فعالیت در شغلش امرار معاش می کند ولی یک نویسنده به هیچ عنوان نمی تواند به علاقه اش به دید یک شغل نگاه کند. البته اصلی ترین علتی که باعث می شود نویسندگی به عنوان یک شغل در کشور ما شناخته نشود عدم علاقه مردم به کتاب و مطالعه است که تا این نقیصه برطرف نشود وضعیت همین است که می بینیم.

انتهای پیام/

captcha