استفاده 70درصد از شهروندان استان مرکزی از ماسک/ برگزاری مراسم عزاداری محرم در فضای سرپوشیده، ممنوع شکست تمدید تحریم تسلیحاتی علیه ایران انزوای سیاسی آمریکا را نمایان تر کرد میزان فوت ناشی از کرونا در استان مرکزی در مردادماه 2.5برابر تیرماه شده است/ بسیج در نظارت بر برگزاری صحیح عزاداری، تبلیغات اسلامی را کمک کند مرگ راکب موتورسیکلت در برخورد با خودرو پس از دو هفته شکنجه در استخبارات عراق، حکم اعدامم صادر شد/ وحدت، رمز پیروزی رزمندگان ایرانیِ اسیر در زندان های رژیم بعث نفت خریداری شده توسط مردم کجا و چگونه مصرف خواهد شد؟ 4 در 93؛ دربی مرگ!/ زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند؟ تصاویر/ برداشت سیب زمینی از مزارع همدان سپاه پاسداران: توافق امارات و رژیم صهیونیستی حماقتی تاریخی و محکوم به شکست است زیان انباشته در «بانک شهر» 7 برابر شد/ شرکت زیان‌ده با صف خرید سنگین در بورس
شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۶
کد خبر: 74190
تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۰
نقدی بر یک بدعت خطرناک در صدا و سیما؛

وقتی اینفلوئنسرها جای هنرمندان را می‌گیرند/ صداوسیمایی که قافله را به «مجازی ها» باخته!

روند جذب اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در آثار تلویزیونی، حکایت از یک بدعت خطرناک در رسانه ملی دارد.

به گزارش دیار آفتاب؛به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ چند سالی است که باب شده، بازیگران و بعضی ستاره‌های سینما با پول‌های کلانِ سرمایه‌گذاران و اسپانسرها می آیند و مسابقه‌ای یا برنامه‌ای را اجرا می کنند و با گرفتن پول های کلان شاید، صدا و سیمایِ افتاده در رقابت با فضای مجازی را رونقی ببخشند. این روال مدتی مورد نقد صاحبنظران و رسانه‌ها قرار گرفت اما در حالی که هنوز هم این روال ادامه دارد، انگار در این میان باب جدیدی در حوزه فضای رقابت صدا و سیما با فضای مجازی باز شده است، رقابتی که قطعا انتهایی برای آن تصور نمی شود و اگر قرار باشد تصمیم گیری‌های کلان این سازمان تنها با این رویکرد اتخاذ شود راه به بیراهه خواهد رفت.

مدتی است که نقدهایی فراوان و جدی نسبت به عملکرد متفاوت رسانه ملی ارائه می‌شود و آن مربوط به انتخاب به اصطلاح اینفلوئنسرها به عنوان بازیگر در سریال‌های روی آنتن رفته در یکی دوماه اخیر است.

به تازگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در این رابطه گزارشی نوشت با این تیتر که «شاخ‌های اینستگرامی به جای بچه های با استعداد تئاتری!»

در این گزارش اشاره شده بود که؛ «امروز دورهمی با حضور مجید صالحی را از روی آنتن حذف می کنند و چند روز بعد سریالی طنز از شبکه ای دیگر راهی آنتن می شود که یکی از شخصیت‌های اصلی‌اش یک چهره و یا به اصطلاح «شاخ اینستگرامی» است و حالا به صدا و سیما تعهد داده است، یک تعهد حرفه‌ای! »

پس از آن بود که بسیاری از رسانه‌های دیگر نیز به این موضوع پرداخته و از این که صدا و سیما به جای کار دادن به بازیگران باسابقه‌ و یا پیدا کردن استعدادهای تئاتری که سال‌ها در این حوزه زحمت کشیده‌اند، دست به دامن همان اینفلوئنسرها شده اند ابراز ناراحتی کردند. افرادی که در فضای مجازی در حال جولان دادن و افزایش فالوورهای خود اند و اتفاقا به دلیل خالی بودن فضای رقابت، استقبال عموم جامعه را نیز همراه خود دارند.

سازمان صدا و سیما به عنوان رسانه‌ای که حتی یک دانشگاه رسمی نیز برای خود تاسیس کرده است و در این رابطه مدعی است که نیروهای زیادی را تربیت کرده، اما چرا این نیروها برای یافتن استعدادهای هنری باید نهایتا دست به دامان همان رقیبان فضای مجازی شوند؟! یادمان نرود که همین اقدام باعث می شود تا جوانان زیادی راه شهرت و معروف شدن را در فضای مجازی دنبال کنند و اتفاقا از فضاهای حرفه‌ای تر فاصله بگیرند.

در واقع به خوبی صدا و سیما این پیام را به مخاطبان خود رسانده که شما بروید در فضای مجازی فالوور جمع کنید، شناخته شوید و بعد ما از شما یک تعهد 10 ساله می گیریم و اینطور است که بدون هیچ زحمتی، مطالعه‌ای، و یا گذراندن دوره حرفه ای جدی و تنها با کسب فالوور به جمع بازیگران پیشکسوت کشورمان خواهید پیوست!

قطعا این مسیر راه به جایی نخواهد برد و باعث می شود تا فضای فرهنگ و هنر نیز دستخوش تغییراتی نامطلوب برای آینده شود.

خطر مناسبات رفاقتی، به جای استانداردهای رقابتی

جبار آذین منتقد سینما در این رابطه به خبرنگار «راه دانا» می گوید: «فضای رقابتی در تلویزیون حاکم نیست بلکه فضای رفاقتی حاکم است، بنابراین هر کس به سفره تلویزیون نزدیک باشد جایگاه بهتری هم پیدا خواهد کرد. وقتی تلویزیون درب‌های خود را به روی بازیگران حرفه‌‍ای و یا برنامه سازان و تولیدکنندگان کاربلد می بندد، و با وجود آن که ده‌ها کارشناس و مجری کاربلد در اختیار دارد، اما از عناصری در برنامه هایش استفاده می کند که افراد هیچ تخصص خاصی در آن زمینه ندارند، و یا از برخی افرادی که در فضای مجازی به فعالیت های شبه هنری می پردازد استفاده می کند در واقع حریم هنر و هنرمند را خدشه دار کرده و بیش از گذشته به فرهنگ جامعه و عزت و اعتبار هنرمندان کشور لطمه می زند.»

البته پیام صدا و سیما با این انتخاب اشتباه خود به اینجا ختم نمی‌شود بلکه این قطعا به معنای این است که منِ صدا و سیما که قرار است دانشگاه عمومی باشم، با بودجه‌های کلان، کارمندان زیاد و دستورالعمل‌هایی فراوان، نه تنها در رقابت با فضای مجازی پرچم خود را به نشانه تسلیم بالا می برم بلکه برای تولید خود نیز آنقدر در استعدادیابی ها ناتوان هستم که دست به دامن شاخ های اینستاگرامی شده‌ام!

جبار آذین، منتقد سینما و تلویزیون در ادامه به «راه دانا» گفت: «این کار تلویزیون به هیچ عنوان حمایت از هنرمندان مستعد و جوان نیست، زیرا هزاران هنرمند حرفه ای و جوان در کشورمان وجود دارند و خیلی از آن ها درس آن را خوانده و یا سواد آن را کسب کرده اند اما به راحتی کنار گذاشته شده اند، این نشان دهنده این است که تلویزیون به نوعی کاسبی ارزان قیمت با چهره هایی است که نه در هنر بلکه در فضای استندآپ کمدی و انواع جک ها ولطیفه ها برای خود تبدیل به چهره شده اند، وگرنه فرهنگ و هنر چیز دیگری است و سازمان های متولی فرهنگ و هنر نیز باید به گونه ای دیگر عمل کنند نه مانند کج روی های تلویزیونی!»

خطرات یک بام و دوهوا در جام جم

امیرحسین جوانشیر یکی دیگر از منتقدان در این رابطه به خبرنگار «راه دانا» گفت: «برخی افراد وظیفه دارند تا با دقت فیلمنامه را بررسی کنند و یا در بحث‌های سریال یا انتخاب شاخ‌های اینستاگرامی به عنوان بازیگر و یا بازیگران در قالب مجری دقت کنند، اما به این وظیفه خود به خوبی عمل نکرده و افرادی را در رسانه ملی و برای عموم مردم برجسته کرده و بالا می‌برند که نباید بالا ببرند؛ این یک خیانت است و باید ریشه ای با آن ها برخورد شود.»

وی این نوع تصمیم گیری‌ها را ناشی از ضعف مدیریتی صدا و سیما می داند و ادامه داده است که؛ «ضعف مدیریتی در صدا و سیما کاملا محرز است و مدیریت صدا وسیما کاملا یک بام و دوهواست؛ عده ای بسیار خوب کار می‌کنند اما در بخش های دیگر خیر.»

البته تمام این انتقادات در مورد جوانان با استعدادی که سال‌ها تئاتر کار کرده اما نتوانسته‌اند به خاطر روی بد دیگر سکه، یعنی «باندبازی‌های تیم‌های تولیدی» وارد عرصه بازیگری در تلویزیون شوند، صادق نیست. 

بنظرمی رسدکه صدا و سیما باید در رابطه با استعدادیابی های خود نیز مانند برخی راههای اشتباه چند سال اخیر خود تجدیدنظر جدی داشته باشد و به جوانانی بها دهد که حداقل چندین سال است به صورت حرفه‌ای پا به عرصه هنر گذاشته و قدم به قدم برای جایگاه خود تلاش کرده‌اند. کم نیستند جوانان با استعدادی که چندین سال است بر روی تئاترهای بزرگ شهر خاک صحنه خورده‌اند و یا با عشق و علاقه و دستمزدهای بسیار ناچیز به کمک فیلمسازان جوان رفته اند، اما هنوز هم نتوانستند راهی برای دیده شدن خود پیدا کنند و تلاششان نیز فرصت مطرح شدن و حاشیه سازی در فضای مجازی را ندارند.

انتهای پیام/

captcha