صادرات بنزین به ونزوئلا یک پیروزی ارزشمند در شکست حلقه تحریم‌ها است غیرمستقیم‌ها چگونه می‌توانند به بانک وکالت فروش سهام عدالت بدهند؟ ماهیگیری خودروسازان از آب گل آلود بازار/سودِ سرمایه چندهزار میلیاردی مردم با قرعه کشی به جیب خودروسازها می رود خبرسازی عجیب و مغرضانه خبرگزاری شفقنا! وقت کشی برای تعیین حق مسکن کارگران آخرین خبر‌ها درباره شیوع جهانی کووید-۱۹/ برزیل بعد از آمریکا دومین کشور از لحاظ بیشترین موارد ابتلا به کروناست آصفری: تشکیل سفارت مجازی؛ مقدمه تشکیل سفارت رسمی کشور‌های اسلامی در فلسطین مسلمانان کشورهای دیگر عید فطر را چگونه برگزار می‌کنند؟ آخرین اخبار از افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی در سال ۹۹ رایگان فیلم ببینید
دوشنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۴۹
کد خبر: 70160
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۰
حکایت طلبه های جهادی در بحران؛

خروج روحانیت از حجره به میدان!/ رسانه هایی منفعت طلب در مقابل طلبه های خدمت رسان

باید گفت افزایش لحظه به لحظه فعالیت های اجتماعی روحانیت نشان از آن دارد که می توان امیدوار بود پایه های اعتقادی و دینی مردم مستحکم تر شود و جامعه به سمت یک جامعه ای با آرمان های انسانی برخواسته از مبانی مشخص ایدئولوژیک حرکت کند تا به این واسطه خطر مقطعی بودن و یا زیر پا ماندن انسانیت در شرایط بحران گریبانش را نگیرد.

به گزارش دیار آفتاب؛ رابطه دوسویه انسان و جامعه از بدیهیاتی است که وجود نقص در هر سوی آن، به سوی دیگر نیز ضربات جبران ناپذیری وارد می سازد. انسان با منش، افکار و رفتارش است که جامعه و حتی رویدادهای آن را رقم می زند و از طرفی این مجموعه فعل و انفعالات اجتماعی است که می تواند در شکل گیری افکار و رفتارهای انسان تاثیر گذار باشد.

بدون شک عوامل درونی و بیرونی متعددی هستند که می توانند بر شکل گیری ساخت های اجتماعی و فردی تاثیرگذار باشند. باید گفت جامعه تاثیر از افکار و رفتارهایی می گیرد که بتوانند در ابعاد مختلف خود را قدرتمندانه به آن عرضه کنند و گوی رقبت را از رقبا خود بربایند. هر تفکر و رفتاری که به ارزش های انسانی و اخلاقی نزدیک تر باشد و از سویی دیگر در نگاه مادی، برای مردم منفعت به همراه داشته باشد، می تواند خود را به عنوان تفکر و رفتار حاکم بر جامعه معرفی کند.

مسئله قابل تأمل در دنیای امروز قدرت، تسلط و نفوذ رسانه ها بر جوامع است. به شکلی که این رسانه ها هستند که واقعیت ها را می سازند و آنها هستند که از مردم می خواهند که چگونه بیندیشند. به نوعی رسانه سعی دارد خود را به عنوان یکی از رقبای اصلیِ تفکرات و رفتارهای کهن هر جامعه معرفی کند. به عبارتی رسانه (در ساختار و محتوای غرب زده اش) با دست گذاشتن روی تمایلات و قوای نفسانی انسان سعی بر هیپنوتیزم او و در اختیار گرفتن افکار و رفتارهایش دارد. اوست که تعیین می کند مردم چگونه فکر کنند، چگونه رفتار کنند و چگونه زندگی کنند و آرام آرام جامعه نیز بر اساس همین مجموعه رفتارها و افکار شکل بگیرد. رسانه گاهی ارزش های انسانی را هم زیر پا می گذارد اما آن قدر سطح منفعت طلبی شخصی را افزایش می دهد و بر اساس آن نیاز سازی می کند که اصلا افراد انسانی سوالی در خصوص چرایی نفی و نهی انسانیت نداشته باشند.

نفوذ این سبک از رسانه در شرایط کنونی جامعه مشهود است؛ رسانه هایی که سعی دارند با جهت دهی به افکار و سبک زندگی مردم دستاوردهای مورد نظر خودشان را کسب کنند. به تعبیری باید گفت امروزه رسانه ها در تلاش اند که بدنه جامعه را نسبت به ساختار های فکری و اجتماعی ای که تا به حال جامعه بر آن ها استوار بوده است بدبین سازند. ساختارهایی که در درجه اول برآمده از اعتقادات و چارچوب های دینی اعضای جامعه بوده و در درجات بعدی از سنت های کهن و تاریخی خود برداشت هایی داشته است و حالا افراد باید از آنها فاصله بگیرند و به سمت نامشخصی حرکت کنند.

اما از طرفی دیگر باید گفت که در شرایط کنونی جریان حزب اللهی بالاخص قشر روحانیت همیشه در تلاش بوده است که جامعه بر همان ساخت های اعتقادی خود باقی بماند و به جای جلوه های شهوانی و نفسانی، جلوه های انسانی به خود ببیند. البته جلوه های انسانی ای که برآمده از ایدئولوژی باشد؛ چرا که در پاره ای از اوقات از هر انسانی می توان توقع خروجی های برآمده از فطرت انسانی داشت اما آن چه که مهم است بدون شک این خروجی ها مقطعی خواهند بود و نمی توان تضمین کرد که به عنوان سازنده ساختارهای اجتماعی و سبک زندگی ثابت مردم تاثیر گذار باشند ولی زمانی که خروجی های رفتاری برآمده از یک مبنا و جهت مشخص باشند می توان امیدوار بود که به مرحله سبک زندگی ثابت برسند.

روحانیت در برهه ای سعی داشت با ارائه بحث های نظری از بهم ریختگی ساختارهای اجتماعی و سبک زندگی مردم جلوگیری کند و با ارائه راهکارهای دینی مانع تغییر در سبک زندگی مردم شود. باید قبول کنیم که با به کارگیری چنین سیاستی فاصله بین روحانیت و جامعه شکل گرفت و رسانه، که این فاصله را تنها راه نفوذ و تسلط خود بر جامعه دینی می دانست بر این طبل کوبید و آرام آرام این فاصله را افزایش داد و خود مدیریت افکار را در اختیار گرفت.

اما باید گفت که فعل و انفعالات سال های گذشته و فهم دقیق رسانه های داخلی و همچنین حوزه های علمیه و روحانیون جوان از شرایط موجود، باعث شده است که با نسل جدیدی از روحانیون و طلاب جوانی روبه رو باشیم که به دنبال بازگردانی سرمایه اجتماعی خود هستند و تحقق این مهم را در فعالیت های اجتماعی یافته اند. این دست از روحانیون یافته اند که برای تحقق ساختارهای اجتماعی بر مبنای اعتقادات و مبانی دینی نیاز است که آنها برای تقابل با سیاست های رسانه ای غرب، خود را به کف جامعه برسانند و به تعبیری به تلفیقی از حجره و خیابان دست یابند.

گویا رسانه در تعبیر غربی آن نیز این تحول بزرگ روحانیت بعد از یک شکاف چند ساله را به خوبی متوجه شده است و حال در تلاش است که مستقیم و غیر مستقیم هجمه های بسیاری را علیه این قشر از جامعه پیاده کند تا مانع پیشروی روحانیت جوان شود اما از آن سو نیز جامعه مورد بحث هم که آسیب شناسی جدی ای نسبت به رفتارهای گذشته اش انجام داده و راه حل را در حضور اجتماعی یافته، سعی دارد که در همه عرصه های اجتماعی خود را به عنوان طلایه دار خدمت به مردم معرفی کند.

 کافی است به اتفاقات یک سال گذشته کشور نگاهی عادلانه و از روی انصاف داشته باشیم. علی رغم اینکه مطمئنا یکی از آسیب پذیرترین قشرها از نظر اقتصادی روحانیون هستند اما دیده می شود که در لحظه های بحران اولین گروه ها همین افراد بوده اند که وارد میدان شده اند.

نگاهی به ماجرای سیل فروردین ماه 98 نقش آفرینی بدون منت این جریان را نشان می دهد. تلاش های روحانیت در این عرصه نشان داد که این جریان صف آرایی محکمی در برابر رسانه در ساختار و محتوای غربی اش کرده و خود را به مردم رسانده است. در کنار مردم می گرید، در کنار آنها خاکی می شود، در گل می ماند، سیل را تجربه می کند و وقت و زندگی اش را صرف خدمت به مردم می کند. جالب این جاست که حتی در این مسیر لحظه ای عمامه اش را هم کنار نمی گذارد تا فریاد زده باشد که مسیرش را بر اساس ایدئولوژی اش انتخاب کرده است نه الزاما با تکیه بر فطرت انسانی.

ادامه این مسیر در سال 98 را می توان در موضوعات مختلف نیز یافت. روحانیتی که در زلزله آذربایجان به عنوان نیروی خط مقدم نقش ایفا کرد، در برهه ای از سال در کنار مردم به سیاست های اقتصادی اعتراض کرد، در سیل سیستان خود را به میدان جهاد رسانید، در میدان مبارزه با تکفیری ها شهید داد و در انتهای سال با ابتلای جامعه به ویروس کرونا باز هم خود را به عرصه خدمت رساند.

کرونا فرصت دیگری برای جلوه فعالیت های اجتماعی جامعه روحانیت شد. محلی که نشان داد نسل جوان این جریان اجتماعی تصمیم خود را گرفته است که در هر عرصه ای میدان داری کند و خود را به خطوط مقدم برساند. این روزها که نام پرستاران و پزشکان در تیتر اول رسانه ها قرار دارد و به عنوان سربازان خط مقدم مبارزه با کرونا شناخته شده اند، آن چه که جالب توجه است حضور گروه های جهادی متشکل از جامعه روحانیت در کنار تیم پزشکی است که خدمت رسانی به بیماران را بر عهده گرفته اند و این به آن معناست که روحانیت جوان نقش خود را در جامعه پیدا کرده است و برای اثبات اجتماعی خود نیاز به زمان دارد.

انتشار خبر درگذشت همسر و فرزندان یکی از روحانیونی که خود در حال خدمت به بیماران کرونایی بوده است یا روحانی ای که به دلیل کرونا از دنیا می رود و عکس هایش در کمک رسانی به مردم سیل زده سیستان و بلوچستان منتشر می شود، از موضوعات مهمی هستند که نوید یک تغییر بزرگ اجتماعی می دهند. اقداماتی که در برخی از موارد رسانه ها از آن، جا می مانند و برای مقابله با آن ناتوان می شوند و یا دست به اقدامات غیر منصفانه و غیر انسانی ای چون تخریب و مسخره کردن، می زنند.

باید گفت افزایش لحظه به لحظه فعالیت های اجتماعی روحانیت نشان از آن دارد که می توان امیدوار بود پایه های اعتقادی و دینی مردم مستحکم تر شود و جامعه به سمت یک جامعه ای با آرمان های انسانی برخواسته از مبانی مشخص ایدئولوژیک حرکت کند تا به این واسطه خطر مقطعی بودن و یا زیر پا ماندن انسانیت در شرایط بحران گریبانش را نگیرد.

البته در این میان نفوذ رسانه ها در اذهان برخی از اعضای جامعه تا جایی پیش روی داشته که سخت بشود این اذهان را تغییر داد اما نسل جدید روحانیون با گرایش به شیوه الگوسازی اجتماعی سعی دارند که سبک زندگی احسان محور را به جامعه ارائه دهند تا آن زندگی که باید برای جامعه ایرانی محقق شود.

انتهای پیام/

captcha