گزارش تصویری| ضد عفونی اراک با همکاری حوزه بسیج شهید مدنی و دامپزشکی استان بازی ویژه تلفن همراه «تکاور»+لینک دانلود تصایر/ توزیع ماسک تولید شده توسط جهادگران در بیمارستان تامین اجتماعی شازند توجه به بازار مصرف از مهمترین عوامل تحقق «جهش تولید» است انیمیشن/ مقابله با کرونا در مواجهه با عابر بانک‌ها نامه ۵۰ اقتصاددان به روحانی برای مدیریت تبعات اقتصادی کرونا «بنی گانتز»؛ فرمانده صهیونیست شکست خورده از حزب‌الله کیست؟ + تصاویر همه آنچه که باید در مورد بسته معیشتی، زمان و مقدار واریز در سال ۹۹ بدانید جزئیات تصمیمات دولت برای مقابله با کرونا و حمایت از مشاغل آسیب دیده دولت‌های اروپایی برای راهزنی از یکدیگر رقابت می‌کنند/ اتحادیه اروپا یا اتحادیه دزدان اقلام بهداشتی؟
شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۲
کد خبر: 68997
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۴
یادداشت؛

وقتی اصلاح طلبان «بچه های بالا» می شوند!!!

دیروز «تدبیر و امید» بود و امروز «معترضیم» و خدا هم تا انتخاباتِ بعد بزرگ است. روزیِ این چهار سال که ردیف شد، چهار سالِ بعد بساط دیگری بر خیابان های شهر به پا می کنیم و بعدش بیانیه پشت بیانیه که ایّها الناس فلان است و بهمان.

به گزارش دیار آفتاب؛ کسی پرسید بنرهای تبلیغاتی اصلاح طلبان در اراک از کجا می آید؟ دیگری پاسخ داد: بنرها از بالا می آید، بالاتر از آنی که فکرش را می کنیم! پول هایش هم از بالا می آید، باز هم بالاتر از آنی که فکرش می کنیم!

آنانی که بخشی از جامعه را لقب بچه های بالا داده بودند حالا خود واقعا بالا نشین شده اند؛ یعنی از ابتدا هم خودشان بالا نشین بودند، فقط می خواستند بالا نشینی‌شان لو نرود! آنقدر بالا که کسی جرأت ندارد بپرسد خروجی بیش از 30 سال بالا نشینی‌تان چه بوده است. آنقدر بالا که کسی نمی تواند بپرسد پول بنرهایتان از کجا آمده و پول ستادهایتان چه؟ اگر هم بپرسد مخالف آزادی است! مخالف جمهوریت عمل کرده است. در این بین نظارت را هم که گویا کیلویی خدا تومان در قله قاف می فروشند و از دسترس همگان خارج است؛ البته شاید هم «بچه های بالا»ی اصلاحات، قله قاف را فتح کرده اند!

شاید در ستادشان چاه زده اند و طلای کثیف استخراج می کنند و می فروشند و پول کثیف می گیرند! شاید هم خیرینِ خاص به خط شده اند و پشت هم چک سفید امضا می کشند و می گویند التماسِ دعای فراوان! شاید هم در ینگه دنیا به واسطه رئیسشان آشنا دارند و با چمدان کمک برایشان می رسد. نمی دانیم و در این فضای ولنگارِ بدونِ ناظر، فقط اللهُ اَعلم.  

برای «بچه های بالا»ی اصلاحات پاسخ گویی، هم چون سوزنی در شبانگاه کویری پهناور گم شده است و یابنده را پفکی نمکی جایزه می دهند! اصلا در این مکتبِ تبلیغاتیِ «بچه های بالا»ی اصلاحات، شفافیت سیری چند؟ انصاف سیری چند؟ مردم هم که دیگر کارشان از سیر گذشته و اشک به پیاز زندگی می ریزند!

گویا آنانی که از «تدبیر و امید» و این دست شعارها گفته بودند، معتقدند که شعار حرف مفت است و سر هر کوچه بازاری می شود آن را بساط کرد و جای جنس مرغوب به ملت غالب.

دیروز «تدبیر و امید» بود و امروز «معترضیم» و خدا هم تا انتخابات بعد بزرگ است. روزیِ این چهار سال که ردیف شد، چهار سالِ بعد بساط دیگری بر خیابان های شهر به پا می کنیم و بعدش بیانیه پشت بیانیه که ایّها الناس فلان است و بهمان.

این روزها کم مانده است که «بچه های بالا»ی اصلاحات، دستور آویختن بنر بر گردن مردم را هم صادر کنند و شعار بدهند که برای تغییر آمدیم و ما کُلُّهُم معترضیم و اگر کسی مانع شود فریاد برآرند که آخ، آزادی ذبح شد! البته بر اساس همان اصلشان که شعار حرف مفت است و بعد از انتخابات تاریخ مصرفش تمام می شود، کار پیش می برند؛ همانطور که شعارهایشان در 94 و 96 آنقدر ماند تا فاسد شد! البته شاید هم این بار قرار است تاریخ انقضاها را تمدید کنند و بهره ببرند از این شعارهای عجیب و قریب.

هنرشان این است که دست پیش را بگیرند و پس نیفتند. جای جلاد و شهید را در دور قبل عوض کردند و جای پاسخ گو و معترض را در این دور. اصلا آب که سر بالا برود قورباغه که هیچ، عالم و آدمِ خطاکار و ضعیف العمل هم ابوعطا می خواند. می گویی نه، نگاه کن و ببین که چگونه مسببین وضع موجود صدای اعتراض به آسمان رسانده‌اند.

وای بر عروسک های خیمه شب بازی ای که در دستان «بچه های بالا»ی اصلاحات قرارگرفته اند. بچه های بالایی که در این میان تنها بهره بردارانِ عملکرد عروسک های خیمه شب بازی هستند.

انتهای پیام/

captcha