شناسایی 104 مورد مبتلا به کروناویروس در 24 ساعت گذشته شکست نمایندگان فوتبال استان مرکزی در روز ِ توقف صدرنشینان افتتاح ۷ پروژه محرومیت زدایی در شازند ۷۰ گروه جهادی در شازند مشغول فعالیت های محرومیت زدایی هستند ۴۸۰ پروژه محرومیت زدایی در دستور کار بسیج سازندگی استان مرکزی قرار دارد اینفلوئنسرهایی که با احساسات مردم جیبشان را پر می کنند مجادلات مردم را ناراحت می‌کند همه باید در مقابل دشمن یکصدا باشیم/مردم از مجلس و دو قوه دیگر انتظار بیان حق و پیگیری آن رادارند مجلس یازدهم به‌جای شعار در عمل کارآمدی خود را ثابت می کند گفت‌وشنود تسنیم با مقام بانک مرکزی|چرا بعد ۴۰سال تورم را حل نکردیم؟ شاپور محمدی: روی تورم ۲۲درصد هم‌قسم شدیم؛ مشکل عرضه است؛ تردید در دوام دلار ۲۲هزاری تصمیم‌ نهایی درباره زمان برگزاری کنکورها امروز اعلام می‌شود
دوشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۹ - ۰۴:۲۲
کد خبر: 64110
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۷
افول به سبک آمریکایی ؛

ماجرای تمدنی در وقت اضافه/ تمدنِ بدون پشتوانه نرم افزاری، محکوم به شکست است

آمریکایی ها هر جا که پا می گذارند نامی از ایران و حامیانش وجود دارد و کوچک ترین و فقیر ترین کشور ها چون یمن نیز در مقابل او قد علم کرده و این هیمنه ظاهری را با چالشی اساسی روبه رو ساخته است. گویا که آمریکا در وقت اضافه بازی ای قرار دارد که خود به راه انداخته و در صدد است که به هر شکلی خود را پیروز این رقابت کند اما باید گفت که این بار نیز قرار است قدرتمندی به دست مستضعفین نابود شوند.

به گزارش دیار آفتاب؛ تمدنی که پشتوانه فکری نداشته باشد و یا به قولی قدرت نرم افزاری و سخت افزاری اش پتانسیل هم پوشانی یکدیگر را نداشته باشند روزی با حکم نابودی رو به رو خواهد شد. تمدن ها قبل از هر چیز باید بتوانند که پاسخ سوال های مردمشان در خصوص فعل و انفعالات اجتماعی را بدهند. پاسخ هایی که برآمده از یک مبنای فکری مشخص و حساب شده ای باشد. مشکلی که بسیاری از تمدن ها با آن روبه رو بوده اند توجه صرف به مسائل سخت افزاری و دوری آنها از پشتوانه لازم برای جهش های معنوی و روحی افراد جامعه بوده است.  تکیه تمدن ها به پیش رفت های سخت افزاری و بالیدن به این رشد آن ها سرگرم شرایطی کرده است که خود و اعضای جامعه را با چالشِ پوچیِ در افکار رو به رو می کند.

امروز آنچه که از آمریکا می بینیم رشد یک پارچه سخت افزاری است. رشدی که بدون پشتوانه فکری و به نوعی در راستای پوشش نقاط ضعف نرم افزاری آنها شکل می گیرد تا جامعه، چه جامعه محدود به مرز جغرافیایی آمریکا و چه جامعه جهانی، آن چنان متمرکز بر رشد سخت افزاری و ظاهری این تمدن شود که سوالی در خصوص پشتوانه این قدرت سخت افزاری نداشته باشد و  به عبارتی به همان داشته های سخت افزاری خود مشغول و سرگرم باشد و به قول اندیشمندان به مرحله ای از فراموشی برسد.

نکته قابل توجه این جاست که در طول تاریخ تمدن هایی که در اسارت قدرت سخت افزاری خود فرو رفته اند با توجه به تمامی ضعف های نرم افزاری پس از مدتی شکاف های عظیم موجود در تمدن نمایان شده و ناگهان آن هیمنه با شکستی عظیم روبه رو می شود. اما آنچه که در خصوص هیمنه آمریکا متفاوت از دیگر تمدن هاست، ظهور و بروز بخش سخت افزاری جدیدی به نام رسانه است که این رسانه ها به عنوان بال های یاری دهنده تمدن، در دفاع ا زآن نقش ایفا می کنند و از آن شخصیتی بزرگ می سازند تا با یک جریان سازی رسانه ای بتوانند جامعه جهانی را همچنان سرگرم به حربه های رسانه ای نگاه دارند.

باید گفت در این مسیر با بادکنکی زیبا روبه رو هستیم که شاید در اندازه و رنگ و شکل خاص خود مثال زدنی باشد اما کنکاش درونی آن هیچ چیز را نصیب انسان نمی کند. به واسطه همان درون پوچش است که ناگهان پس از خود نمایی بیش از حد به مرحله انفجار می رسد. شاید شاهد مثال هیمنه آمریکایی را بتوان همان امپراتوری روم باستان و یا شوروی دانست که در اسارت همین هیمنه قرار داشتند ولی نا گهان خود را در شرایط فروپاشی یافتن و با تمام هیمنه ی ظاهری شان نابود شدند. امروز نیز باید گفت بادکنک آمریکایی به حدی بزرگ شده است که هر لحظه امکان انفجارش وجود دارد. شاید به واسطه همان قدرت رسانه ای و هالیوودی این هیمنه در ظاهر حفظ شده باشد اما آنچه که واقعیت می گوید این است که عدم قدرت نرم افزاری و پشتوانه فکری آمریکا را با چالشی اساسی روبه رو کرده و در ادامه خواهد کرد.

آمریکای امروز شاید با برخی از تصمیمات مقطعی دونالد ترامپ از یک اقتصاد داخلی نسبتا نرمالی برخوردار باشد و آمارهایش از ایده آل های آمریکایی خبر بدهد اما واقعیت ماجرا این است که رشد اقتصادی آمریکای فعلی در یک حباب عظیم که در دسترس همگان است در حال رقم خوردن است که هر لحظه امکان سوراخ شدن و یا انفجار این حباب وجود دارد. شاید میزان بدهی اقتصاد آمریکا این مهم را به خوبی به اثبات برساند اما آنچه که بحرانی عمیق تر ایجاد می کند، بحران سرمایه داری است. بحرانی که طی سال های گذشته یک بار با شعار 99 درصدی خود را در خیابان های آمریکا به نمایش گذاشت اما فعلا آرام گرفته است و به عنوان آتشی زیر خاکستر شناخته می شود.

آنچه که امروز قابل بررسی است این است که بسیاری از کشور های متکی به آن سیستم و ساختار فکری با مشکلات عدیده ای رو به رو هستند. امروز میلیون ها نفر در شیلی و فرانسه و دیگر کشورها علیه سیاست های سرمایه داری فریاد می کشند و پایان آن را خواستارند. همین سیاست های سرمایه داری است که خبر از آینده ای تاریک برای آمریکا دارد. آینده ای که در آن، عده ای که همیشه زیر چرخ توسعه له شده اند فریاد بر می آورند و برای نابودی ساختارهای سرمایه داری قدم بر می دارند و هیچ چیز جلودارشان نخواهد بود مانند آن چه که می توان در شنبه های پاریس دید.

اگر از اقتصاد نیز بگذریم؛ نگاهی به شرایط اجتماعی آمریکا نشان می دهد که این کشور به شدت در گرو یک اقدام نژاد پرستانه است. چرا که سیاه ها همچنان در این کشور تحت فشار هستند و نگاهی به مواضع دونالد ترامپ خود نشان می دهد که این نژادپرستی آمریکایی به بالاترین سطح در میان سیاست مداران آمریکایی نیز رسیده است. این سطح از تحولات اجتماعی در آمریکا در آینده ای نه چندان دور این کشور را با مشکلات بسیاری رو به رو خواهد کرد و به اهرمی در راستای نابودی یک تمدن تبدیل خواهد شد.

نگاهی به ارج و منزلت آمریکایی در جهان در مقایسه با گذشته، خبر از یک افول ناامید کننده برای آنها دارد. آمریکایی که در سال های دور نقش تعیین کننده ای در معادلات جهان داشت امروز سعی دارد به پشتوانه قدرت رسانه ای خود همچنان نیز آن میزان از تاثیر را حفظ کند اما واقعیت خلاف آن چیزی است که آنها می اندیشند. واقعیت این است که تنها در یک بخش هزینه گزاف آمریکایی ها برای اجرای طرح خاورمیانه جدید تا به حال نتیجه نداده است و شکست های پی در پی آنان در شرایط منطقه جنوب غرب آسیا بر این بی حاصلی افزوده است. آمریکا نه تنها در منطقه جنوب غرب آسیا بلکه در آمریکای لاتین نیز حرفی برای گفتن ندارد و آن چنان که می پسندد سیاست هایش پیش نمی رود. نمونه مثالش ونزوئلایی است که با حمایت آمریکایی ها تا مرز کودتا و جنگ نیز پیش رفت ولی آن چیزی نشد که آمریکایی ها می خواستند.

نگاه یک طرفه آمریکا به سیاست خارجه در برخورد با معاهدات و قرادادهای بین المللی و حتی برخورد آنها با همپیمانانشان نوعی از  انزوای سیاسی برای آنها به وجود آورده است که با پیشروی در زمان، مطمئنا با افزایش این انزوا رو به رو خواهیم بود؛ چرا که امروز آنهایی که به دنبال آمریکایی ها هستند نیز، ظاهر نسبتا شکیل آن را دنبال می کنند.

در همین راستا تلاش دولت ها در راستای خروج از انحصار دلار و روی آوری به ارز های ملی شاهد دیگری بر افول و فرو پاشی هیمنه آمریکایی هاست چرا که در صورت فرا گیر شدن چنین اقدامی دلار بدون پشتوانه آمریکایی دیگر ارزشی نخواهد داشت و آن روز است که باید منتظر انفجار حباب بزرگ آمریکایی باشیم.

نگاهی به اخبار منتشره از شکست پروژه ای چون F 35 و ضربه وارده توسط جمهوری اسلامی به RQ170 و  گلوبال هاوک آمریکایی و نیروهای آنان در منطقه نمونه های دیگری از شکست هیمنه نظامی آمریکا بوده است. آمریکایی که سنگین ترین تهدید ها را در قبال کره شمالی و ایران انجام داد ولی با گذر زمان اثبات شد که توان انجام عملیات نظامی جدیدی را ندارد و علاقه ای به جنگ با قدرت های نظامی ای چون کره و ایران نخواهد داشت و همه قدرتش در جو سازی های رسانه ای محدود است.

باید گفت آمریکایی که همچنان سعی دارد خود را سردمدار اصلی لیبرالیسم و کاپیتالیسم و بسیار ایسم های دیگر نشان دهد اما خود از تک تک مبانی مکتب های مطروحه عقب افتاده است و فقط رشد پوشالی ای را مد نظر دارد البته از سویی می توان گفت که مبنای اصلی این مکتب ها همین رشد پوشالی و سرگرم کردن جهانیان به ظواهر است چرا که هیچ مبنای عمیق فکری و روحی و مبدا اساسی برای ارائه وجود ندارد.

دنیا امروز با آمریکایی روبه رو است که برای نجات دامنه نفوذ خود دست به هر کاری می زند؛ حتی حاضر دست به دامن تروریست ها و یا اختشاش گران عراقی شود تا برایش کاری کنند اما از هر مسیری که می رود نا گهان با چالش جدیدی رو به رو می شود. آمریکایی ها هر جا که پا می گذارند نامی از ایران و حامیانش وجود دارد و کوچک ترین و فقیر ترین کشور ها چون یمن نیز در مقابل او قد علم کرده و این هیمنه ظاهری را با چالشی اساسی روبه رو ساخته است. گویا که امریکا در وقت اضافه بازی ای قرار دارد که خود به راه انداخته و در صدد است که به هر شکلی خود را پیروز این رقابت کند اما باید گفت که این بار نیز قرار است قدرتمندی به دست مستضعفین نابود شوند...

انتهای پیام/

captcha