بازتاب نظر رهبر انقلاب پیرامون چند همسری در فضای مجازی رسول دانیال زاده ابر بدهکار بانکی از آلمان به کشور بازگردانده شد سونامی ورشکستگی شرکت‌های زنجیره‌ای در انگلیس/ سیاست های سردرگم در ماجرای برگزیت کار دست اقتصاد بریتانیا داد سوداگری در بازار خودرو/ پراید 47 میلیونی و پژو پارس 100 میلیونی خریدار ندارد آقای روحانی خانه شما در ولنجک متری چند؟/ از حقوق های نجومی تا فسادهای میلیادری؛ یک سوزن هم به خودتان بزنید بخش‌نامه‌های خلق‌الساعه دولت سم مهلک تولید/ امکان ورود ۵ هزار میلیارد تومان به چرخه تولید با اصلاح ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی مشتریان خارجی پَر!‏/ تصمیم دولت صادرات قطب سرب و روی کشور را 50 درصد کاهش داد دستگیری سرشبکه آمدنیوز در دل دشمنان هراس انداخت/ اگر برخورد با مفسدان نباشد جامعه به اعتماد و باور به اقدام نظام نمی‌رسد شیوه انتخاب خانوارها برای دریافت بسته حمایتی/ دولت با مبارزه با فساد مقابله نمی‌کند اعتراف وزیر کشور به دقیق بودن دغدغه آیت الله جنتی
پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ - ۰۰:۰۲
کد خبر: 63364
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۱
اربعین، جلوه ای از تمدن های هدفمند؛

امام حسین(ع)، قهرمانِ ماجرای تمدن

امام حسین(ع) قهرمان ماجرای تمدن است. قهرمانی که بزرگترینِ وقایع را با تکیه بر هدفی بلند رقم زده است. قهرمانی که گویا قرار است نشانی از تمدن اسلامی باشد و مرحله پایانی تمدن نیز به نام او رقم خواهد خورد و عالم را صدایی فرا خواهد گرفت که می گوید «يَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَين قتل عَطشاناً» ...

به گزارش دیار آفتاب؛ آرمان، اصلی ترین و محوری ترین نیاز هر تمدنی است. عدم تعریف آرمان های بزرگ جامعه را در سر درگمی نامعلومی فرو می برد و منجر به طی مسیری ناهمسو و حتی علیه انسانیت می گردد. از طرفی فعال کردن ظرفیت های اجتماعی یکی از دغدغه های با اهمیت هر تمدنی است چرا که در حفظ و پویایی تمدن مورد بحث موثر خواهد بود. اما نکته مهم تر از این، جهت دهی به ظرفیت های فعال شده است. ظرفیت های جامعه اگر در مسیر مشخص و تعریف شده ای فعال نشود نه تنها سود آور نخواهد بود بلکه جامعه انسانی را روبه تباهی خواهد کشاند. در یک جمله باید گفت که آرمان های مشترک هستند که جهت دهی مشترکی به ظرفیت ها می دهند و آرمان یک تمدن است که به آن تمدن جهت می دهد.

اگر بخواهیم جامعه غربی و حرکت آن را بعد از انقلاب صنعتی به عنوان یک تمدن بشناسیم، دقیقا با مطالب بیان شده در بالا روبه رو خواهیم شد. به اصطلاح تمدنی که شاید قبله افکار و اندیشه های بسیاری از مردمان و صاحبان کرسی تصمیم گیری و تصمیم سازی در کشورهای دنیا باشد. اما نگاهی به سیر  این تمدن ما را با ابعادی از به هم ریختگی و بی هدفی پنهان و آشکاری روبه رو می سازد. نکته جالب این جاست که، این تمدن شاید برای تعالی، علیه خود نیز قیام می کند و جنگ های جهانی را به راه می اندازد! و نه تنها مردمان خود که بلکه میلیون ها انسان را به کام مرگ می کشاند. همین تمدن است که نهایت بشر را در دموکراسی و آزادی تعریف می کند اما در مصداق های فراوانی خود در این نسخه پیچیده شده ناکام و نقض کننده اصلی است.

تمدن غرب با محور قرار دادن انسان و با تزیینی از رشد در علوم تجربی و دزدی های علمی و تاریخی از کشورهای صاحب سبک دراین حوزه ها خود را چون طبلی پر صدا به دنیا معرفی کرد اما در ادامه برای حفظ خود، سرگرم کردن انسانها را لازم دانست و مردمان جهان را هر روز به مسئله ای سرگرم ساخت تا همه پوچی و بی هدفی اش در پشت این زیبایی و یا قدرت ظاهری پنهان بماند. حتی این پوچی و بی هدفی خود را به دیگر تمدن ها هم اطلاق کرد و سعی داشت که دیگر تمدن ها را نیز در چارچوب اندیشه های و یا همان ضد اندیشه هایش تحلیل و بررسی کند.

روزی خون انسان ها لازمه حفظش بود، روزی هویت و شرف انسانی را لگد مال کرد و روزی هم انحطاط را برای انسان به ارمغان آورد و اولویت بخشی به آرزوها و توهمات را در چارچوب شعاری به نام آزادی بر جهانیان ارائه داد. انسان افسرده، خود باخته، بی هویت، بی هدف و بسیاری از این دست صفات، انسانی است که محصول و نتیجه به اصطلاح تمدن غربی است. انسانی که راه نجات خود، از این سر درگمی را در تجاوز به حقوق دیگران، عبور از معیارهای انسانی و مسقف شدن مراحل رشدش به نقره های براق دنیایی می یابد.

این تمدن آن قدر از بی هدفی رنجور است که حتی برای حرکت خود آنچنان که باید نمی تواند قهرمان تعریف کند چرا که قهرمانان برای آرمان ها و بر اساس مبنای فکری تمدن، خود را به جامعه نشان می دهند. همین است که تمدن غربی رو به قهرمان سازی هایی می آورد که در ظاهر نجات انسانیت را هدف دارند اما در معنا علیه انسانیت خود نمایی می کنند.

در مقابل تمدن غرب، می توان در خصوص تمدن اسلامی سخن گفت تمدنی که با مبدایی مشخص و مقصدی تعریف شده خود را به عالمیان نشان می دهد. مبانی ای بر خواسته از حقیقت دارد و آرمانی حقیقی و نه توهمی را تعریف می کند. محورش خداست و برای خدایی شدن، رشد و تعالی جسمی و روحی بشر را تجویز می کند. 

حرکت به سمت آرمان بشری را در گرو نوع دوستی، صلح، عدالت و دوری از اندیشه های ناسیونالیستی و در چارچوب عقل و وحی می داند. مستضعفین عالم برایش دراولویتند؛ اسارت و گرفتاری در امیال را ناخوشایند می داند و تمرکز بر نقطه ای از نور را تعالی بخش. نگاهی چند بعدی دارد و خود را محصور در تک بعد علوم تجربی یا که علوم اجتماعی نمی کند و نسخه ای چند وجهی و  فرا گیر می پیچد.

باید گفت تمدنی است که آرمانی را دنبال می کند، به همین دلیل از سردرگمی های فردی و اجتماعی به دور بوده و مردمانش حتی اگر در عمل متفاوت باشند یک جهت را دنبال می کنند. البته این خاصیت تمدن های همراه با دین است.

اربعین جلوه ای از تمدن های هدفمند است. اربعین ظرفیت فعال شده تمدنی است که جهت گیری ای به سمت هدف دارد و مسیر خود را پله پله و آرام آرام به سمت هدف متعالی خود طی می کند.

اربعین نشان می دهد که ما نمی توانیم برای همه انسان ها عملی یکسان تعریف کنیم اما میتوانیم آنها را در یک جهت به راه بیندازیم و با هر ملیت و  حتی با هر آیین و اندیشه ای که باشند آنها را در چارچوب های انسانی به سمت هدفی بلند و مقدس راهی کنیم.

از طرفی تمدن ها خودآگاه و یا که ناخودآگاه در آزمایش هایی قرار می گیرند تا به رشد مورد نیازشان دست یابند. امروز اربعین محل امتحان تمدن اسلام است تا که رشد فردی و اجتماعی مورد نیازش برای تحقق آرمان بلندی چون حکومت جهانی بر پایه عدالت را فراهم سازد.

باید گفت هدف است که تمدنها را به سمت وحدت و یک پارچگی سوق می دهد و در حداقل ترین حالت ممکن یک نمایش و خروجی مقتدرانه ای از خود به نمایش می گذارد. خروجی ای که نه علیه انسانیت است و نه حتی او را در انحطاط فرو می برد. خروجی ای که رشد دهنده است و انسان را می سازد.

این هدف قهرمان و الگو ساز است. آنان که قصد طی این مسیر را دارند خوب می دانند که قهرمانان حقیقی این تمدن به عنوان الگوهای فردی و اجتماعی به آنها ارائه می شوند و عقلانیت، احساس و هر بعد دیگری که بتوان در بشریت تعریف کرد را برای انسان در نظر می گیرند.

در تمدن های هدفمند همه ابزارها در اختیار هدف قرار می گیرند؛ البته نه به آن معنا که هدف هر ابزاری را به توجیه بنشیند بلکه از این جهت که هدف  ابزار های مورد نیاز خود را تعریف کرده است و در طول تاریخ آنها را محقق می کند و با خود به پیش می آورد. تا به شایسته ترین شکل ممکن آن چه که باید به جامعه جهانی ارائه شود.

اربعین خود نمونه ابزاری است که تمدنی را به سمت آرمانش به حرکت درآورده است. به عبارتی اربعین خود متولد همین هدف است و برای تحقق همین هدف نیز ابزار می شود.

باید گفت تمدن های هدفمند در نفوس انسان های آزادی خواه نفوذ کرده و نه اینکه آنها را درگیر سرگرمی های تعریف شده تمدن غرب سازد بلکه آنها را غرقه در تفکر به حقیقت می سازد و شناخت جهان را آن طور که باید به تو عرضه می دارد.

اینجاست که می توان از ضعف های تمدن غربی در مقابل تمدن اسلامی سخن به میان آورد آنجایی که تمدن غربی خود را تهی از اهداف متعالی می بیند و به عبارتی نه برای انسان بلکه برای موجودی منظم برنامه ریزی می کند. نظمی که زنبور عسل هم می تواند آن را داشته و حتی ذاتا از چنین نظمی برخوردار است. به عبارتی منتهی الامال تمدن غرب زندگی به سبک زنبور عسل است و نه فراتر از آن اما تمدن اسلامی آینده ای روشن و سرشار از نور را برای بشریت ترسیم می کند که همگان و نه فقط قومیتی خاص از آن بهره مند خواهند شد.

امروز کربلا آهن ربایی نیست که فقط قابلیت جذب آهن داشته باشد به عبارتی کربلا مغناطیسی صرف از احساس نیست، بلکه از مغناطیسی چند وجهی برخوردار است که نیاز چند وجهی بشریت را پاسخگوست. امروز اربعین هم نیاز بیش از حد بشر دنیای امروز به معنویت را پاسخگوست و هم از طرفی تجلی گاه وحدت، عقلانیت، انسانیت، نوع دوستی و ...  است. اربعین نشات گرفته از آرمانی است که آن آرمان از مبدا الهی برآمده و مقصدی الهی را نوید می دهد.  

امام حسین(ع) قهرمان ماجرای تمدن است. قهرمانی که بزرگترینِ وقایع را با تکیه بر هدفی بلند رقم زده است. قهرمانی که گویا قرار است نشانی از تمدن اسلامی باشد و مرحله پایانی تمدن نیز به نام او رقم خواهد خورد و عالم را صدایی فرا خواهد گرفت که می گوید «يَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَين قتل عَطشاناً» ...

انتهای پیام/

captcha