فیلم/ وقتی دوربین ها بازیگری اوباش را لو دادند! وداع با شهید مظلوم ناجا در کرمانشاه عملیات فریب؛ جنجال در 97 عملیات در 98 / هشدار 11 ماه قبل رهبر معظم انقلاب چگونه نقشه ضد انقلاب را برملا کرد؟ 12 دلیل بر حکیمانه بودن مواضع رهبر معظم انقلاب در ماجرای سهمیه بندی بنزین علی مطهری: حمایت رهبر انقلاب از تصمیم سران قوا جوانمردانه‌ بود تصاویر/ پاییز در جهان آرامش نسبی پس از یک شب پر تنش/ مردم از اشرار فاصله گرفتند/ آرامش کامل در تهران؛ فروکش‌کردن اعتراضات در شهرهای دیگر/ شهادت مظلومانه یک بسیجی +عکس اولین مرحله یارانه جدید امشب پرداخت می‌شود/ دولت تصمیم سران قوا را عملی کرد/ ۶۰ میلیون نفر مشمول دریافت بسته معیشتی هستند سردار سلیمانی: نیروهای امنیتی با سعه صدر با آشوبگران برخورد کردند/ عوامل اصلی آشوب‌ها دستگیر شده‌اند لزوم‌ عزم قوا برای پاسخ به مطالبات مردم/باهر ناامنی برخوردمی‌کنیم
دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۹
کد خبر: 63298
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۴
نگاهی به پدیده چند سال اخیر بازار کتاب؛

آیا کتاب‌های انگیزشی به دردتان می‌خورد؟

بازار کتاب در سال‎های اخیر با یک پدیده قابل توجه روبرو شده است، پدیده‎ای به نام کتاب‎های انگیزشی. در بازار کتاب ایران و در طبقه‎بندی موضوعی تمامی کتاب فروشی‎های کوچک و بزرگ می‎توانید با انبوهی از این کتاب‌ها روبرو شوید و موضوع مورد علاقه خود را تهیه کنید.

به گزارش دیار آفتاب؛به نقل از سرويس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: برخی از این کتاب‏های انگیزشی به چنان فروش فوق‏ العاده‌ای دست پیدا کردند که در برخی از موارد تجدید چاپ آن‌ها از ۸۰ هم گذشته است. مثال زیاد است، از کتاب به شدت پرفروش و مشهور راز گرفته تا کتاب‏های دیگری نظیر چهار اثر از اسکاول شین و یا قدرت، قدرت جذب و ده‏ها مورد دیگر که به وفور در بازار کتاب یافت می‏شوند و طرفداران بسیار زیادی هم دارند، طرفدارانی که در سرتاسر دنیا پراکنده شده‎اند.

اکثر این کتاب‎ها یک پیام مشترک دارند؛ بر روی رویایتان تمرکز کنید تا به آن‌ها دست پیدا کنید. این دست از کتب انگیزشی بر روی گفتار و رفتار مثبت تاکید می‎کنند و طبق عقیده نویسندگان به هر آنچه که فکر کنیم تبدیل می‏شویم و هر آنچه که بگوییم در واقع تبلوری از وجود آن‌ها را رقم زده‏ایم. آن‌ها به ما راه و روش فکر کردن را یاد می‏دهند، اینکه چگونه و چند دقیقه در روز به رویاهایمان فکر کنیم و چگونه بالاخره به آن‌ها برسیم و باور کنیم خواستن همان توانستن است.

این دست از کتاب‏های انگیزشی که اکثرا هم پرفروش هستند مدام به ما نهیب می‎زنند که چرا باید فکر کنیم ثروت و خوشبختی برای دیگران است؛ چرا خودمان دست به کار نمی‏شویم و برای پولدار شدن اقدام نمی‏کنیم؟ چرا فکر می‏کنیم دستیبابی به خوشبختی و موفقیت‏های بزرگ برای ما فقط باید در حد یک رویا باقی بماند؟

این کتاب‎ها بنابر ادعا‌های بسیار گوناگون زندگی‎های متعددی را متحول کرده و موفقیت‎های شگفت‎آوری را به زندگی افراد مختلف آورده است. واقعا آنچه که در این کتاب‎ها به خصوص کتب راز، قدرت، چهار اثر و قانون جذب وجود دارد واقعی است و مبنای علمی دارد؟ از سویی می‎توان باور داشت که با تمرکز بر روی یک رویا و تلاش در راستای تحقق آن می‎توانیم به همه چیز برسیم؟ در ادامه این موضوع را بررسی خواهیم کرد.

کتاب‌های طلایی

«خوشی غیرمنتظره من در راه است و من به زودی به آرزوی بزرگم می‎رسم». این جمله‎ای است که نویسنده فقید کتاب چهار اثر توصیه می‎کند هر روز بگوییم تا بالاخره نتیجه شگفت‎انگیز و بسیار بزرگ آن را در زندگی خودمان و حتی دیگران ببینیم. این تنها جمله‌ای نیست که چهار اثر تکرار کردنش را به ما پیشنهاد می‏کند، در این کتاب انبوهی از جملات مثبت و انگیزشی وجود دارد که به ما جهت تکرار کردن توصیه شده‏اند. بخشی از این کتاب بسیار مشهور و پرفروش بر روی قدرت کلام و گفتار تاکید می‏کند، در واقع بر اساس عقیده نویسنده هر آنچه بگوییم به واقعیت تبدیل می‏شود پس مراقب باشیم چه چیزی از دهانمان خارج می‏شود. آیا شما هم با چنین عقیده‏ای موافق هستید؟ نایگل براون استاد دانشگاه و روان‏شناس ایرلندی درباره تاثیر کتاب‏های انگیزشی بر روی افراد می‏گوید: «ما باید به این خوب توجه کنیم آنچه که در قالب قانون جذب به ما گفته می‎شود با وجود ادعا‌های بسیار، مبنای علمی ندارد. اما چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که کتاب‎های انگیزشی معمولا روی مخاطب خود تاثیر مثبت می‏گذارند و همین برای تایید آن‌ها کافی است».

این استاد دانشگاه گفت: «ما موضوع قانون جذب را تایید یا تکذیب نمی‏کنیم، اما چیزی که اهمیت دارد کتاب‏های انگیزشی مثل راز تاثیر بسیار مثبتی گذاشته‏اند. وقتی در یک فرد انگیزه‏ های جدیدی به وجود بیاید با شرایطی روبرو هستیم که چاره‏ای جز تایید کتاب‏های انگیزشی نداریم. مهم نیست قانون جذب واقعیت دارد یا نه، مهم این است که یک فرد با خواندن این کتاب مثلا به این تشویق شود که یکی از اهداف بلندبالای زندگی خود را در اولویت قرار بدهد و در راستای عملی شدن آن تلاش کند».

براون برخی از کتاب‏های انگیزشی را طلایی معرفی می‌کند. اما سوال مهم این است؛ این دست از کتاب‏ها واقعا هیچ جنبه‏ای منفی ندارند؟

برای اینکه جنبه منفی این کتاب‏ها را هم مد نظر قرار بگیریم بهتر است به بخشی از مقاله گردآوری شده دانشگاه مینه‎سوتا توجه کنیم: «هر پیشنهادی چه جنبه علمی داشته باشد و چه اجتماعی و هر زمینه دیگری باید راهکاری را هم در ادامه در نظر بگیرد. کتاب‏های انگیزشی فراوانی که در بازار وجود دارند همواره به مخاطب خود القا می‎کنند اگر تلاش کنند و فقط بر روی رویای خود متمرکز شوند قطعا به هدف خود می‎رسند، اما اگر یک فرد با تمام تلاش‎ها و رویاپردازی به هیچ چیز نرسید چه؟ آیا کتاب‎های انگیزشی پاسخی در برابر ناکامی یک فرد دارند و راهکارِ پس از آن را ارائه می‎دهند یا اینکه فقط جمله کلیشه‎ای بعد از شکست دوباره تلاش کن را به خورد مخاطبِ خود می‎دهند؟».

بله، واقعیت این است. اکثر کتاب‎های انگیزشی شکست مطلق یک فرد را پس از سلسله تلاش‎های بی‎وقفه و رویاپردازی‎های دقیقه و روزانه را در نظر نمی‎گیرند و مدام این طرز تفکر را به مخاطب القا می‎کنند که بالاخره از پسِ تمام این مشکلات و شکست‎ها بالاخره پیروزی و کامیابی خودش را نشان می‎دهد. آن‌ها حس مثبتِ مطلق را به خواننده خود القا می‎کنند این در حالی است که اصلا درست نیست. همیشه باید همه جنبه‎ها را در نظر گرفت و این ابدا ربطی به منفی‎بافی ندارد چیزی که در کتاب‎های انگیزشی کمتر به آن توجه می‎شود.

نویسنده باسواد، نویسنده بی‎سواد

کافی است سری به یک کتابفروشی معتبر در سطح شهر بزنید. از فروشنده بخواهید شما را به سمت قفسه کتاب‏های انگیزشی راهنمایی کند. آنجاست که انواع و اقسام این کتاب‏ها را می‎بینید. راز، قدرت، قانون جذب، بنویس تا اتفاق بیفتد، ۲۷ قانون معنوی، فکر برتر، باور ذهن، ماورای طبیعی شدن، از دولت عشق و ده‎ها کتاب بزرگ و کوچک دیگر که در برابر دیدگان شما قرار دارد. کتاب‏های دیگری مثل «خودت باش دختر» نیز از دیگر کتاب‎های انگیزشی به شمار می‎روند که با شکل و شمایل و شیوه جدیدی قصد القای انگیزه بیشتر به مخاطب خود دارند. اما مشکل اینجاست آنچنان بازار این دست از کتاب‎ها داغ و پرفروش است که هر کسی به خودش اجازه می‎دهد با کپی و بی کپی اقدام به گردآوری مطالبی در قالب یک کتاب انگیزشی کند. با خواندن محتوای برخی از کتاب‎هایی از این دست متوجه می‎شوید که این کتاب‌ها در واقع یک کپی دست چندم از نمونه‎های قدرتمندتر و محبوب‎تر هستند. به عبارت بهتر سودجویی عامل اصلی انتشار این کتاب‎های دست چندم و کپی شده است. شاید در این کتاب‏ها موارد غیرعقلانی را هم پیدا کنید، مثلا در کتابی انگیزشی نویسنده مدام به مخاطب خود توصیه می‏کند استدلال و عقلانیت را کنار بگذارد و فقط از حرف دلش پیروی کند که توصیه‏ای به شدت نادرست است.

بخوان و بگو و بنویس تا اتفاق بیفتد

نه، این چنین نیست که صرفا با فکر کردن درباره یک موضوع خاص مثلا داشتن اتومبیلی گران‏قیمت بتوانید به آن دست پیدا کنید. سلسله اتفاقاتی لازم است تا رویایتان محقق شود، از کار و تلاش گرفته تا پس انداز کردن پول. آنچه که در کتاب‎های انگیزشی عنوان می‎شود عموما یک طرز تلقی راحتی را در مخاطب ایجاد می‎کند.

اما با تمام این اوصاف باید گفت که کتاب‎های انگیزشی حداقل از لحاظ ایجاد انگیزه در مخاطب برای حرکت و تلاش به سمت هدف پدیده‎ای ارزشمند به شمار می‎روند.

captcha