نزاجا با نسل جدید سربازان آهنی به جنگ تهدیدات و تروریست‌ها می‌رود/ حالا آتش خودروهای انتحاری با ربات‌های مسلح خاموش می‌شود +عکس وزارت امور خارجه هنوز وارد جنگ اقتصادی نشده است سکوت مجلس دربرابر انحراف ۶۷ درصدی دولت از اجرای بودجه سال ۹۶ استفاده از بنزین برای خودروهای هیبریدی وارداتی!/ خروج ارز به بهانه واردات خودروی پاک؛ به نام محیط زیست به کام واردکننده بشار اسد در خط مقدم جنگ : نبرد اصلی ما پایان دادن به تروریسم در تمام مناطق سوریه است بنزین را گران کن! وسوسه لیلاز کنار گوش روحانی سناریوی وارداتچی‌هاکلیدخورد/ واردات گندم در سال رونق تولید فرزندم! دعوا و خشونت کار بدی است ایجاد 237 هزار شغل روستایی با منابع صندوق توسعه/ ترامپ پیغام داده بود کار ملت ایران تمام است اختلاف اصلاح‌طلبان و عارف بالا گرفت
چهارشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۸ - ۰۳:۲۸
کد خبر: 62387
تاریخ انتشار: ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۰
سازندگی؛ مبدأ فساد

متهمانی که زاده‌ی فرمان مانور تجمل‌اند/ تجلی اشرافیت حکومتی در پس پیوندهای سران قدرت و ثروت

یکی از اصلی‌ترین سؤال‌هایی که می‌توان در خصوص شکل‌گیری حلقه های به هم پیوسته قدرت و ثروت پرسید این است که، این حلقه ها چگونه و در کجا شکل گرفته اند؟ چه می شود که این ارتباط و پیوستگی گسترده بین افراد مختلف در حوزه فساد وجود دارد؟

به گزارش دیار آفتاب؛ این روزها با روی کار آمدن حجت الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جدید قوه قضاییه مسئله مبارزه با فساد در کشور در سطوح مختلف به خبر اول رسانه ها و جامعه تبدیل شده است. مبارزه ای که دست بسیاری از دانه درشت های اقتصادی را رو کرده و پای آنها، به عرصه پاسخ گویی باز شده است.

نگاهی دقیق به ابعاد مختلف فساد دانه درشت ها نشان از پیوستگی و وجود یک لایه ارتباطی بین همه این افراد دارد. افرادی که تا دیگری دستگیر می شود خود را به میدان می رسانند و با وثیقه و سند سعی بر جان فشانی و جوان مردی برای یکدیگر دارند. افرادی که حتی برای صلاحیت دادن به کار خود پای برخی از آقازاده ها را به میدان می کشانند و یا آقازاده جوان شناخته نشده خودشان را به میدان می فرستند.

طی روزهای های گذشته پس از دستگیری شبنم نعمت زاده دختر وزیر پیشین صنعت، معدن و تجارت به اتهام مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی (دارو) به منظور ایجاد انحصار و اخلال در نظام تولیدی کشور، وی با نوع پوشش خود در دادگاه و مغایرت آن با پوششی در عکسی که از او خارج از دادگاه دیده شده بود، حاشیه سازی ها و فریاد های رسانه ای بسیاری را بلند کرد.

نکته مهم در کنار حاشیه سازی پوشش دختر آقای وزیر در دادگاه، نام فردی متولد 73 بود که ریاست دادگاه از سند گذاری او برای دختر وزیر خبر داد.

فردی 25 ساله بنام امیر بارانی که سندی 20 میلیاردی را به دادگاه ارائه داده است. این گزاره تبدیل به یکی از مهم ترین اخبار رسانه ها شد تا که این فرد که به گفته قاضی مسعودی حتی در دادگاه نیز حاضر نشده بود توسط رسانه ها شناساسی شود و گذشته کاری وی مورد بررسی قرار گیرد.

پس از گمانه زنی های رسانه ای ناگهان پرده از ماجرا برداشته شد و برخی از کاربران فضای مجازی، امیر بارانی را با نام کامل «سیدامیر بارانی بهبهانی»، یکی از شرکای شرکت «معین موتورز» معرفی کردند که این شرکت از واردکنندگان خودروی گرانقیمت «پورشه» است! و عده ای نیز او را فرزند سید معین بارانی مالک معین موتور معرفی کردند.

اولین سوالی که در خصوص این نام باید به آن پرداخت این سوال است که چگونه جوانی 25 ساله توان تهیه ی چنین سند سنگینی را دارد. سوال دوم این است که حالا که نام و محل اصلی تامین سند مشخص شده است ارتباط وارد کننده پورشه به ایران با وزیر صنعت، معدن و تجارت در چیست که این چنین جان فشانانه فرزند خود را به وادی قضاوت می کشاند تا اسنادی به ارزش 20 میلیارد برای دختر وزیر به دادگاه ارائه شود.

یکی از اصلی ترین سوال هایی که می توان در خصوص شکل گیری این دست حلقه های به هم پیوسته قدرت و ثروت پرسید این است که، این حلقه ها چگونه و در کجا شکل گرفته اند؟ چه می شود که این ارتباط و پیوستگی گسترده بین افراد مختلف در این خصوص وجود دارد؟ کافی است اندکی فساد های این روزهای کشور را دقیق تر مو شکافی کنیم و متوجه شویم که همه اینها تنها یک مبدا دارند.

نگاه به گذشته شاید کمک کننده ای برای فهم چرایی شکل گیری این حلقه قدرت و ثروت باشد. نگاهی به تحولاتِ بعد از جنگ تحمیلی و رسیدن اکبر هاشمی رفسنجانی به پست ریاست جمهوری با شعار سازندگی و تحول اقتصادی شاید پاسخِ گویایی برای این حلقه گسترده و عظیم داشته باشد.

باید گفت که در دوره سازندگی با روی کار آمدن تکنوکرات های مومن و مسلمان تربیت شده در غرب!، شیوه توسعه غربی نیز بالا گرفت و آرام آرام کشور وارد مسیر جدیدی شد. به عبارتی با این تغییر مدیریت در کشور، گفتمان انقلاب نیز دچار تغییراتی شد و توسعه آن هم با محور تفکرات لیبرالیستی ادامه یافت.

به عبارتی در دوره کارگزاران ادبیات زندگی تغییر کرد و برخی از نماد های تجملی و لوکس غربی، جایگاه نماد های فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی را تسخیر کرد. در همان دوران بود که برخی از مسئولین از زندگی ساده انقلابی برائت جستند و حکم حرکت به سمت تجمل را صادر کردند.  

هاشمی رفسنجانی با خطبه های نماز جمعه حرکت به سمت تجمل را عمومی کرد و گفت:« اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. زمان آن رسیده که مسئولین ما به "مانور تجمل" روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند. هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیر مسلمان "ملتی مفلوک" جلوه نکنیم لازم است تا "جلوه هایی از تجمل" در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رویت شود.»

بعد از این اعلام حکم رسمی و عمومی مناسبات و برنامه های کشور توسط تیم سازندگی به سمت این موریانه نابودکننده، تجمل، رفت و تغییر در ساختمان های دولتی و زندگی مسئولین آغاز شد.

نکته حائز اهمیت دراین میان این است که متاسفانه مردم از حرکت به سمت این مانور جا ماندند و تنها حلقه خاص و مشخصی توانستند خود را به این مانور برسانند و در آن سهمی داشته باشند.

حلقه ای که از پیوند بین قدرت و ثروت نهایت استفاده را کردند و با نفوذ هایی که داشتند  بهره کافی و وافی را از این تجمل و مانورش بردند. اما آنانی که صاحبان اصلی انقلاب بودند و دهه شصت و جنگ بردوش آنها چرخیده بود از این بازی عقب افتادن و جمله معروف «ایرادی ندارد اگر عده‌ای زیر چرخ‌های توسعه لِه شوند» شامل حالشان شد. عده ای فقیر تر شدند و عده ای ثروتمند تر و فاصله طبقاتی آغاز شد آنجا بود که هاشمی رفسنجانی گفت: «برای تحقق احکام خمس و زکات باید در جامعه حتما هم ثروتمند و هم فقیر و به عبارت دیگر اختلاف طبقاتی باشد.»

این مانورِ تجملِ حلقه ی خاص نه تنها بر اقتصاد کشور بلکه به طور طبیعی زندگی مردم را نیز تحت تاثیر خود قرار داد و مردمی که دستشان به تجملِ مطرح شده از سوی آقایان نمی رسید هم، برای رسیدن به آن تلاش می کردند و آرام آرام تحول فرهنگی شکل گرفت و در مغایرت با آموزه های انقلابی، سرمایه و رفاه اصالت پیدا کرد.

شاید در آن زمان همگان غافل از این بودند که شکل گیری چنین حلقه تجمل محوری که به بهانه ارج نهی به جمهوری اسلامی شکل گرفت خود با عنوان فساد، گریبان جمهوری اسلامی را بگیرد و تبدیل به یک مسئله چالشی برای نظام شود. البته در آن دوران نیروهای دلسوز انقلاب در عرصه های مختلف فریادهای بسیاری را بر سر این حرکت کشیدند اما این حلقه آن قدر سریع قدرت یافت که کاری از دست کسی ساخته نبود و قلم های آوینی در سوره هم نتوانست جلوی حرکت این مانور را بگیرد.

حالا باید گفت وزیر چند هزار میلیاردی و دختر میلیاردی اش زاده همان تفکر تجملی هستند. بابک زنجانی ها کارشان را از همان روز ها آغاز کردند . مطمئنا رابطه بین بارانی و نعمت زاده که دو بال قدرت و ثروتند نیز در همان حلقه تجملی شکل گرفت. کرباسچی، بانک سرمایه، پتروشیمی ها و برادر و آقازاده فلانی و بهمانی نیز ته ماجرایشان به همان زمان بر می گردد؛ نه عقب تر و نه جلوتر. همان زمانی که مانور تجمل به جان برخی دو آتیشه های انقلابی و برخی به ظاهر انقلابی ها و به باطن لیبرال ها افتاد و کارشان را ساخت. فاجعه شد. امروز حالا همان ها را با کلی سبقه، گاهی خودشان و گاهی فرزندانشان را پشت میز پاسخ گویی به دادگاه و مردم می بینیم . مگر می شود؟ آری می شود! همه چیز از زمان مانور تکنوکراتی و لیبرالی آقایان شدنی شد.

این می شود که اشرافیت حکومتی شکل می گیرد و عجیب نیست اگر دختر وزیر و یا داماد و خواهر زاده وزیری دیگر، نامشان در دادگاهها برده و از پیوندهای نامعلوم آنها و پدرانشان با سران ثروت کشور، خبر هایی منتشر می شود.

دیگر تعجبی ندارد که حتی یک خصوصی سازی موفق وجود ندارد و همه چیز در اختیار عده ای خاص قرار می گیرد. کارخانه سود ده دولتی زیان ده جلوه داده می شود و در اختیار همان آدم های خاص قرار می گیرد. حالا کارگران هر چه قدر هم فریاد بکشند باید بدانند که نوع خصوصی سازی و بخشیدن رایگان صنایع بزرگ به برخی، جزیی از مانور تجمل است و حلقه قدرت و ثروت این بار نانشان را در کارخانه ها یافته اند.  

به عبارتی باید گفت که روحانی نیز فرزند همان مانور است. فرزندی که مشکلات صندوق ذخیره فرهنگیان را تنها یک معوقه بانکی می داند. مسئولی که شاید نمی تواند خودش را دیگر با زندگی انقلابی تطبیق دهد، چرا که چند سالی می شود که در حکم مانور تجمل هاشمی رفسنجانی زیسته است. حالا فرزندانِ این مانور، قیمه های ساده ی مهمانیِ ساده ترِ رئیسِ ساده ی قوه قضاییه برایشان یک شوخی محسوب می شود!

انتهای پیام/

captcha