نزاجا با نسل جدید سربازان آهنی به جنگ تهدیدات و تروریست‌ها می‌رود/ حالا آتش خودروهای انتحاری با ربات‌های مسلح خاموش می‌شود +عکس وزارت امور خارجه هنوز وارد جنگ اقتصادی نشده است سکوت مجلس دربرابر انحراف ۶۷ درصدی دولت از اجرای بودجه سال ۹۶ استفاده از بنزین برای خودروهای هیبریدی وارداتی!/ خروج ارز به بهانه واردات خودروی پاک؛ به نام محیط زیست به کام واردکننده بشار اسد در خط مقدم جنگ : نبرد اصلی ما پایان دادن به تروریسم در تمام مناطق سوریه است بنزین را گران کن! وسوسه لیلاز کنار گوش روحانی سناریوی وارداتچی‌هاکلیدخورد/ واردات گندم در سال رونق تولید فرزندم! دعوا و خشونت کار بدی است ایجاد 237 هزار شغل روستایی با منابع صندوق توسعه/ ترامپ پیغام داده بود کار ملت ایران تمام است اختلاف اصلاح‌طلبان و عارف بالا گرفت
چهارشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۸ - ۰۴:۱۱
کد خبر: 62200
تاریخ انتشار: ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۸
زن در غرب و اسلام؛ تفاوتی از زمین تا آسمان

زنانی که بر سکوهای انسانیت فریادهای مادرانه سر می دهند/ هویتی که در غرب با شعار آزادی به فروش رسید

در قضیه‌ی زن، آنی‌كه باید جواب بدهد، آنی‌كه گریبانش گیر هست، غرب است، نه اسلام، نه جمهوری اسلامی. آنهائی كه مرزهای دو جنس را بكلی از بین بردند، آزادی جنسی را در عمل، در زبان، در تبلیغات، حتّی در فلسفه ترویج كردند، باید پاسخ بدهند.

به گزارش دیار آفتاب؛ یکی از اصلی ترین مباحثی که در جامعه امروز مورد بحث و بررسی است جایگاه زن در فعالیت های اجتماعی و سیاسی است. به دنباله همین بحث است که نقش زن در خانواده نیز مورد توجه قرار می گیرد. در این بین نگاهی به زن در جامعه غربی و زنِ مد نظر اسلام اختلافی از زمین تا آسمان به نمایش می گذارد. زن در غرب پس از انقلاب صنعتی با شعاری چون «آزادی زنان» رویه رو می شود و برای او و هر چیز که در ارتباط با اوست هیچ چارچوبی تعریف نمی گردد، اما در مقابل آن در جامعه اسلامی برای زن یک هویت مادرانه و زنانه تعریف می شود و فعالیت های اجتماعی و سیاسی او نیز در همین چارچوب هویتی جای می گیرد.

نکته حائز اهمیت این جاست که اهمیت به هویت زنانه یک زن ضربه و لطمه به جایگاه اجتماعی و انسانی او وارد نمی سازد بلکه حتی به رشد روحی و اجتماعی او چه در خانواده و چه در محیط اجتماعی کمک می کند. به همین دلیل قوانین جامعه اسلامی بر اساس همین ویژگی ها شکل می گیرد تا یک الگوی تمام عیار از انسان واقعی به نمایش بگذارد. اما این مهم در جامعه غربی مورد بی توجهی است و تمام مرز های هویتی و اخلاقی و جنسی بین مرد و زن شکافته می شود و زن نمی تواند آن چنان که باید خود را در یابد و در تلاش است که به ظاهربینانه ترین حالت ممکن خود را به جامعه ارائه دهد و به عبارتی تبدیل به کالایی چون دیگر کالاها شود.

در این خصوص شاید بهتر باشد که در زیر نگاهی به سخنان مقام معظم رهبری در بازه های زمانی مختلف در خصوص زن در جامعه غرب و جامعه اسلامی داشته باشیم و تفاوت ها و بایدها و نبایدهای این دو را با هم مرور کنیم.

*از روزی که اروپاییها، صنایع جدید را به‌وجود آوردند - در اوایل قرن نوزدهم که سرمایه‌داران غربی کارخانه‌های بزرگ را اختراع کرده بودند - و احتیاج به نیروی کار ارزان و بی‌توقع و کم‌دردسر داشتند، زمزمه‌ی «آزادی زن» را بلند کردند؛ برای این‌که زن را از داخل خانواده‌ها به درون کارخانه‌ها بکشانند؛ به عنوان یک کارگزار ارزان از او استفاده کنند، جیبهای خودشان را پر کنند و زن را از کرامت و منزلت خود بیندازند. امروز آنچه که به عنوان «آزادی زن» در غرب مطرح است، دنباله‌ی همان داستان و همان ماجراست. لذا ظلمی که در فرهنگ غربی به زن شده است و برداشت غلطی که از زن در آثار فرهنگ و ادبیات غرب وجود دارد، در تمام دوران تاریخ بی‌سابقه است.

*غربیها درباره جنس زن باید پاسخگو باشند؛ چون آنها به زن خیانت کردند. تمدّن غربى به زن هیچ نداده است. اگر پیشرفت علمى، سیاسى و فکرى هم در زنان دیده مى‌شود، مال خود زنهاست. در هر کشورى چنین پیشرفتهایى نصیب زنان شود - که در ایران اسلامى و در کشورهاى دیگر هم شده است - مال خود زنهاست. آنچه که غربیها به آن دامن زدند و تمدّن غربى پایه‌گذار خشت کج و بناى کجش بود، بى‌بندوبارى و ابتذال زنانه است. زن را به ابتذال کشانده‌اند و داخل خانواده او را هم اصلاح نکرده‌اند. مکرّر در مطبوعات آمریکایى و اروپایى، میزان بالاى زن‌آزاریها و شکنجه‌ها و بى‌مهریها منتشر شده است. فرهنگ غربى در مورد زن و بى‌بندوبارى و به ابتذال کشاندن زنان آن مناطق، موجب شده است که بنیان خانواده، سُست و متزلزل گردد و خیانت زن و مرد به یکدیگر، در داخل خانواده چندان مهم شمرده نشود. این گناه نیست؟ این خیانت به جنس زن نیست؟ با این فرهنگ، از همه دنیا هم طلبکارند؛ در حالى که باید بدهکار باشند! فرهنگ غربى در مورد زنان باید در موضع مدافع قرار گیرد؛ باید از خودش دفاع کند؛ باید توضیح بدهد؛ اما غلبه و سلطه سرمایه‌دارى و رسانه‌هاى مستکبرِ جبّارِ غربى، قضیه را بعکس مى‌کنند؛ آنها مى‌شوند طلبکار؛ آنها مى‌شوند مدافع حقوق زن به قول خودشان و به اصطلاح خودشان! در حالى که چنین چیزى نیست. البته در بین غربیها هم مسلّماً متفکّرانى، فلاسفه‌اى و انسانهاى صادق و صالحى هستند که صادقانه فکر مى‌کنند و حرف مى‌زنند. آنچه که بیان می شود، گرایش عمومى فرهنگ و تمدّن غربى به زیان زن و علیه زن است.

*در قضیه‌ی زن، آنی‌كه باید جواب بدهد، آنی‌كه گریبانش گیر هست، غرب است، نه اسلام، نه جمهوری اسلامی. آنهائی كه مرزهای دو جنس را بكلی از بین بردند، آزادی جنسی را در عمل، در زبان، در تبلیغات، حتّی در فلسفه ترویج كردند، باید پاسخ بدهند. نتیجه این شد كه با توجه به خوی تجاوزگری طبیعی و قوّت طبیعی‌ای كه مرد نسبت به زن دارد، زن مظلوم واقع بشود و نسبت به زن حق‌كشی انجام بگیرد. زن را وسیله‌ای برای فروش كالاهایشان قرار بدهند؛ مثل یك كالا، مثل یك متاع! شما این مجلات فرنگی را نگاه كنید؛ برای فروش یك متاع، پیكر لخت یك زن را نشان میدهند! آخر اهانتی از این بالاتر برای یك زن ممكن است؟ آنها باید جواب بدهند.

*گناه بزرگی که تمدن غرب در مورد جنس زن مرتکب شده است، نه به این زودی قابل پاک شدن است، نه به این زودی قابل جبران شدن است، حتّی نه به‌آسانی قابل بیان کردن است.

*زن، در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی؛ و در تعریف غالباً غربی، بمثابه‌ی موجودی که جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد.

*نگاه فرهنگ غربی به زن یك نگاه اهانت‌آمیز است. اسم آن را آزادی می گذارند، لكن در حقیقت آزادی نیست...آزادی بر آنچه كه جهتگیری فرهنگ غربی نسبت به زنان است، یك نام دروغین است؛ این، آزادی نیست.

*زن را به عنوان وسیله‌ی التذاذ مردان معرفی کردند و اسمش را «آزادی زن» گذاشتند! در حالی که به واقع آزادی مردان هرزه برای تمتع از زن و نه آزادی زن بود.

*آیا ]در جامعه غربی[ جنبه‌های مثبت و ارزشهای والایی که در زن هست، مورد توجه قرار می‌گیرد؟ آیا آن عواطف رقیق، آن مهربانی و خوی مهرآمیزی که خدای متعال در زن به ودیعه گذاشته است - خوی مادری، روحیه‌ی نگهداری از فرزند و تربیت فرزند - مورد توجه است یا جنبه‌های شهوانی و به تعبیر آنها عشقی؟ (که این تعبیر غلط و نادرستی است. این شهوت است نه عشق!) زن را این‌گونه خواستند پرورش و عادت دهند

*زن در محیط اسلامی رشد علمی میكند، رشد شخصیتی میكند، رشد اخلاقی میكند، رشد سیاسی میكند، در اساسی‌ترین مسائل اجتماعی در صفوف مقدم قرار میگیرد، در عین حال زن باقی میماند.

*زن بودن، برای زن یك نقطه‌ی امتیاز است، یك نقطه‌ی افتخار است. این افتخاری نیست برای زن كه او را از محیط زنانه، از خصوصیات زنانه، از اخلاق زنانه دور كنیم. خانه‌داری را، فرزندداری را، شوهرداری را ننگ او به حساب بیاوریم. فرهنگ غربی خانواده را متلاشی كرد.

*در زمینه مسائل معنوى، زنان جزو پیشگامان حرکت معنوى انسان به سوى پیشرفتها هستند. در قرآن وقتى مى‌خواهد براى انسانهاى مؤمن مثال بزند، مى‌فرماید: «و ضرب اللَّه مثلا للذین امنوا أمرأة فرعون» « تحریم: ۱1» از یک زن مثال مى‌زند.

*در اسلام بیعت زن، مالکیت زن، حضور زن در این عرصه‌هاى اساسى سیاسى و اجتماعى، تثبیت شده است: «اذا جائک المؤمنات یبایعنک على ان لا یشرکن باللَّه». «ممتحنه: ۱۲» زنها مى‌آمدند با پیغمبر بیعت مى‌کردند. پیغمبر اسلام نفرمود که مردها بیایند بیعت کنند و به تبع آنها، هرچه که آنها رأى دادند، هرچه که آنها پذیرفتند، زنها هم مجبور باشند قبول کنند؛ نه. گفتند زنها هم بیعت مى‌کنند؛ آنها هم در قبول این حکومت، در قبول این نظم اجتماعى و سیاسى شرکت مى‌کنند. غربیها هزار و سیصد سال در این زمینه از اسلام عقبند و این ادّعاها را مى‌کنند! در زمینه مالکیت نیز همین‌طور؛ و در زمینه‌هاى دیگرى که مربوط به مسائل اجتماعى و سیاسى است.

*هویّت اسلامى این است که زن در عین این‌که هویّت و خصوصیت زنانه خود را حفظ مى‌کند - که طبیعت و فطرت است و براى هر جنسى خصوصیات آن جنس ارزش است - یعنى آن احساسات رقیق را، عواطف جوشان را، آن مهر و محبت را، آن رقّت را، آن صفا و درخشندگى زنانه را براى خود حفظ مى‌کند، درعین‌حال، هم باید در میدان ارزشهاى معنوى - مثل علم، مثل عبادت، تقرّب به خدا، معرفت الهى و سیر وادیهاى عرفان - پیشروى کند، هم در عرصه مسائل اجتماعى و سیاسى و ایستادگى و صبر و مقاومت و حضور سیاسى و خواست سیاسى و درک و هوش سیاسى، شناخت کشور خود، شناخت آینده خود، شناخت هدفهاى ملى و بزرگ و اهداف اسلامى مربوط به کشورهاى اسلامى و ملتهاى اسلامى، شناخت توطئه‌هاى دشمن، شناخت دشمن، شناخت روشهاى دشمن باید روزبه‌روز پیشرفت کند و هم در زمینه ایجاد عدل و انصاف و محیط آرامش و سکونت در داخل خانواده باید پیشرفت داشته باشد. اگر قوانینى لازم است، اگر تصحیح و اصلاحى در مسائلى که به این‌جا منتهى مى‌شود، لازم است، زنان، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، در همه این میدانها بایستى پیشروى کنند؛ الگوى زن را نشان بدهند؛ بگویند زن مسلمان زنى است که هم دین خود را، حجاب خود را، زنانگى خود را، ظرافتها و رقّتها و لطافتهاى خود را حفظ مى‌کند؛ هم از حق خود دفاع مى‌کند؛ هم در میدان معنویت و علم و تحقیق و تقرّب به خدا پیشروى مى‌کند و شخصیتهاى برجسته‌اى را نشان مى‌دهد و هم در میدان سیاسى حضور دارد. این مى‌شود الگویى براى زنان.

*شخصیت زهرای اطهر، در ابعاد سیاسی و اجتماعی و جهادی، شخصیت ممتاز و برجسته‌یی است؛ به طوری که همه‌ی زنان مبارز و انقلابی و برجسته و سیاسیِ عالم می‌توانند از زندگی کوتاه و پُرمغز او درس بگیرند. زنی که در بیت انقلاب متولّد شد و تمام دوران کودکی را در آغوش پدری گذراند که در حال یک مبارزه‌ی عظیم جهانیِ فراموش نشدنی بود. آن خانمی که در دوران کودکی، سختیهای مبارزه‌ی دوران مکه را چشید، به شعب ابی‌طالب برده شد، گرسنگی و سختی و رعب و انواع و اقسام شدتهای دوران مبارزه‌ی مکه را لمس نمود و بعد هم که به مدینه هجرت کرد، همسر مردی شد که تمام زندگیش جهاد فی‌سبیل‌اللَّه بود و در تمام قریب به یازده سال زندگی مشترک فاطمه‌ی زهرا و امیرالمؤمنین(علیهماالسّلام)، هیچ سالی، بلکه هیچ نیم سالی نگذشت که این شوهر، کمر به جهاد فی‌سبیل‌اللَّه نبسته و به میدان جنگ نرفته باشد و این زن بزرگ و فداکار، همسریِ شایسته‌ی یک مرد مجاهد و یک سرباز و سردار دایمی میدان جنگ را نکرده باشد. پس، زندگی فاطمه‌ی‌زهرا(س)، اگر چه کوتاه بود و حدود بیست سال بیشتر طول نکشید؛ اما این زندگی، از جهت جهاد و مبارزه و تلاش و کار انقلابی و صبر انقلابی و درس و فراگیری و آموزش به این و آن و سخنرانی و دفاع از نبوّت و امامت و نظام اسلامی، دریای پهناوری از تلاش و مبارزه و کار و در نهایت هم شهادت است. این، زندگی جهادی فاطمه‌ی زهراست که بسیار عظیم و فوق‌العاده و حقیقتاً بی‌نظیر است و یقیناً در ذهن بشر - چه امروز و چه در آینده - یک نقطه‌ی درخشان و استثنایی است.

*باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه‌ی ما احیاء بشود. مثلاً مسأله‌ی حجاب، یک مسأله‌ی ارزشی است. مسأله‌ی حجاب، مسأله‌یی است که اگرچه مقدمه‌یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله‌ی ارزشی است. ما که روی حجاب این‌قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می‌کند تا بتواند به آن رتبه‌ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاههای بسیار لغزنده‌یی که سر راهش قرار داده‌اند، نشود.

*بدانید امروز در هیچ جاى دنیا زنانى که مثل این مادران شهداى ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه ما، مادرانى با این خصوصیات که از پدرها بهتر ، قویتر و آگاهانه‌تر ایستادند، در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامى است؛ این همان دامان پاک و مطهّر و نورانى فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیهاست، زنان ایرانی دخترانِ فاطمه هستند؛ فرزندان فاطمه زهرا هستند؛ دنباله‌روان فاطمه زهرا هستند.

انتهای پیام/

captcha