احتمال ممنوع‌الخروج شدن پزشکان فراری از کارتخوان همه می‌گویند سهمیه بنزینی که به ما می‌دهید کم است/کارت سوخت قدیمی شده است برخی از هنرمندان می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و قهرمان شوند پدران اغتشاش آبان به فکر آینده نظرات کاربران درباره نامزد نشدن پروانه سلحشوری در انتخابات مجلس گفتگو با مهدی جمشیدی| چرا جنبش دانشجویی دچار انفعال است؟/ تحرکات اخیر دانشجویی در حد نام \\ سرایت بیماری دستمزد نجومی از سینما به تئاتر/ بازیگرسالاری آفت است پروژه تحریم تلویزیون شروع نشده تمام شد! کاهش 22 میلیون لیتری مصرف بنزین پس از بازگشت سهمیه بندی/ مصرف گاز بالا رفت ورود پلیمرهای ضد قارچ و کپک به صنعت صادرات خشکبار و آجیل
یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸ - ۱۹:۴۸
کد خبر: 60715
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۷
یادداشت/

مسئله بینش خبرنگاری در گام دوم انقلاب

پیمودن گام دوم انقلاب در همه ی ابعاد، الزامات خاص خود را می طلبد.یکی از این الزامات شکل دهی به نهاد رسانه متناسب با آرمانها و اهداف گام دوم انقلاب است.

به گزارش دیار آفتاب؛ پیمودن گام دوم انقلاب در همه ی ابعاد، الزامات خاص خود را می طلبد.یکی از این الزامات شکل دهی به نهاد رسانه متناسب با آرمانها و اهداف گام دوم انقلاب است رسانه ای که در تراز انقلاب اسلامی شکل بگیرد و بتواند به نقش حساس خود در این برهه تاریخی به خوبی عمل کند.

از آنجا که یکی از ارکان نهادرسانه،خبرنگاران هستند ضرورت دارد به این رکن مهم بیش از گذشته پرداخته شود و مسائل موجود در این حوزه احصاء گردد و با نگاه عالمانه به تحلیل و تبیین مسائل و در نهایت حل مسائل پرداخته شود تا بتوانیم رسانه ای را ساماندهی کنیم که در گام دوم انقلاب به نقش حساس خود عمل کند.

مناسبت روز خبرنگار فرصت خوبی برای طرح مسائل حوزه خبرنگاری است تا بتوانیم با گفتگو و ایراد نظر و ایده پردازی زمینه را برای حل مسائل و آمادگی برای ایفای رسالت خبرنگاری آماده کنیم.به نظر می رسد یکی از مسائل حوزه خبرنگاری در قیاس با مدل آرمانی،یعنی خبرنگار تراز انقلاب اسلامی،مسئله بینش خبرنگاری است.

گام دوم انقلاب اسلامی نیازمند خبرنگارانی است که از بینش و فهم دقیق و عمیق نسبت به کلیت جامعه خود برخوردارباشند.خبرنگارانی می توانند در گام دوم انقلاب به رسالت خبرنگاری خود عمل کنند که فهم درستی از موقعیت تاریخی کشور داشته باشند و بتوانند آن را در فرایند تاریخی این کشور بشناسند.

بینش خبرنگاری به خبرنگار کمک می کند تا با بصیرت به تحولات پیرامون خود نگاه کند و به سادگی از کنار آنها نگذرد.بینش خبرنگاری باعث می شود خبرنگار رخدادها را در کنار یکدیگر و در یک پیوستار مورد مطالعه قرار دهد و به ربط آنها و اصول و ضوابط حاکم بر این ارتباطات پی ببرد.

بینش خبرنگاری به هدفمندی خبرنگار در فرایند تولید و انتشار خبر،منجر می شود و بر اساس آن خبرنگار می داند که چه تولید می کند و چرا تولید می کند؟این بینش، خبرنگار را وادار می کند تا با نگاهی دغدغه مند و ذهنی مسئله مند پدیده های جامعه را ببیند.بینش خبرنگاری یعنی شناخت دقیق گذشته،فهم مقتضیات زمان و نگاه به افق آینده.خبرنگار دارای بینش در گام دوم انقلاب می داند که در جهان رسانه ای شده زیست می کند و باید اصول حاکم بر این جهان را بداند،با قواعد آن آشنا باشد و جایگاه خود را در آن پیدا کند.

بینش خبرنگاری به ما خواهد گفت که خبرنگار صرفا تولید کننده و انتشار دهنده اخبار و اطلاعات نیست بلکه او قدرت تولید فضاها و موقعیت ها را دارد.بینش خبرنگاری کمک می کند تا خبرنگار بتواند وضعیت ها و حالت های خاصی را تولید و حتی بازتولید کند و بالاتر از آن می تواند تحول آفرین باشد.ما در گام دوم انقلاب به خبرنگارانی دارای بینش نیازمندیم که بتوانند تغییر ایجاد کنند،وضعیتی را تغییر دهند و یا وضعیتی را تثبیت کنند.

در گام دوم انقلاب خبرنگار تراز انقلاب یک ابزار یا یک عامل ساده در فرایند تولید خبر نیست.او شخصیتی است که دارای دیدگاه و چشم انداز فکری و نظری است و از ذهنی تحلیل گر برخوردار است.ما امروز به چنین بینشی در عرصه خبرنگاری نیازمندیم.

متاسفانه ما طی سالهای گذشته بیش از آنکه بر بینش خبرنگاری تاکید کنیم بر آموزش فنون و تکنیک های خبرنگاری تاکید کردیم.دانشگاه های ما در حوزه های تخصصی علم ارتباطات چقدر به مقوله بینش خبرنگاری پرداخته اند؟کارگاه های آموزشی ما در گوشه و کنار کشور در امر آموزش خبرنگاری چقدر به مقوله بینش خبرنگاری پرداخته اند؟بینش خبرنگاری یک توانمندی و قابلیت است که به خبرنگار ما کمک می کند موقعیت اکنون خود را درک کند،ارزیابی کند و به یک دیدگاه نظری نسبت به آن دست یابد تا بر اساس این دیدگاه به تولید خبر و امر خبرنگاری بپردازد.

انجام رسالت های خبرنگاری یعنی آگاهی بخشی به جامعه و نظارت بر عملکردها و به خصوص نهاد قدرت، بدون داشتن یک رویکرد نظری به موقعیت جامعه ای که در آن زیست می کنیم ممکن نخواهد بود.

متاسفانه غلبه رویکرد و تفکر فن سالارانه و مهارتی به خبرنگاری، آن را در حد یک شغل و حرفه فروکاسته است و رسانه را نیز در حد یک ابزار تقیل داده است.این در حالی است که اگر آن بینش خبرنگاری نباشد،مهارت ها،فنون و تکنولوژی به کار ما در گام دوم نخواهد آمد.

خبرنگار پرسشگر،متعهد،فعال،فهیم و متفکر از دل آموزش فنون و مهارت های خبرنگاری و تجهیز آنان به تکنولوژی های مدرن خبرنگاری بیرون نمی آید بلکه از دل بینش خبرنگاری بیرون می آید و گام دوم انقلاب برای تحقق آرمانهای خود به چنین خبرنگارانی نیازمند است.

فردی که دارای بینش خبرنگاری است فقط به روند معمول کسب خبر یا یادگیری مفاهیم کلیدی آن نمی پردازد بلکه می تواند از بند فوریت اوضاع و احوال شخصی خویش رها شود و همه چیز را در متن وسیع تری قرار دهد.بینش خبرنگاری به خبرنگار کمک می کند در نوشتن یک خبر یا گزارش یا انجام یک مصاحبه،به بررسی تاثیر متقابل ساختارها،تاریخ و رفتارها  بپردازد.بینش خبرنگاری کمک می کند تا خبرنگاران نسبت به مسائل جامعه حساس باشند و این حساسیت را به کلیت جامعه تسری دهند تا از این طریق از شکل گیری و گسترش آنها ممانعت به عمل آید.

رهبر معظم انقلاب به نقش آفرینی رسانه ها در زمینه "افزایش‌ قدرت‌ فهم‌ و درک‌ سیاسی‌ و تحلیل‌ و شناخت‌ امواج‌ و گرایش‌ها و انگیزه‌های‌ سیاسی‌ در مردم‌ لازمه‌ مقابله‌ با توطئه‌ها و ترفندهای‌ بنگاه های‌ بزرگ‌ خبری"‌ معتقدند و عمل به این وظیفه جز با برخورداری از بینش خبرنگاری ممکن نخواهد بود.

یکی دیگر از مصادیق بینش خبرنگاری برخورداری از خصیصه ورع مطبوعاتی است.ورع مطبوعاتی با فن و تکنیک و تکنولوژی بدست نمی آید.ورع مطلبوعاتی محصول بینش خبرنگاری است.بینش خبرنگاری به خبرنگار کمک می کند هم ورع مطبوعاتی داشته باشد و هم آن را با خودسانسوری اشتباه نگیرد.به تعبیر رهبر معظم انقلاب:"بعضي تصور مي كنند معناي خودسانسوري اين است كه روزنامه ها به خودشان اين حق را ندهند از هر چيزي كه به نظر آنها زشت است، به صورت يك زشتي حقيقي و با لحني تلخ ياد كنند و اگر اين حق را به خود ندادند، خود سانسوري وجود دارد؛ در حالي كه اين خودسانسوري نيست بلكه يك ورع حقيقي و لازم براي كسي است كه كارش روشنگري و ايضاح حقايق براي مردم است. ما بايد "ورع مطبوعاتي " را با خودسانسوري اشتباه نكنيم".دوری گزیدن از بی بندوباری مطبوعاتی و رسانه ای یکی دیگر از مصادیق بینش خبرنگاری است.

حضرت آيت الله خامنه اي در گفتگو با روزنامه اطلاعات مورخ 20/3/1364 پس از توضيح مفهوم "ورع مطبوعاتي " به مفهوم "بي بندوباري خبري " پرداخته و مي فرمايند: «تعبير ورع را بايد كاملاً از خودسانسوري جدا كرد. ما آن مرزي را كه بين بي بند و باري و خودسانسوري ست، ورع دانستيم؛ يعني خواستيم بگوييم چيزي كه نه اين طرف است (چون مقابل خودسانسوري هم بي بند و باري ست) و نه آن طرف است. بي بندوباري هم در واقع به 2 معنا ست: يكي به معني اين كه هر خبري دم دست رسيد، بدون توجه به عواقب و اثرات آن چاپ شود و معني ديگر آنكه، مصلحت مردم در انتشار خبر مورد اهميت قرار نگيرد يا يك خبري را مغرضانه و جهت دار در يك مورد نقل كند و در مورد ديگر اين كار را نكند، كه به هر حال هر 2 مورد بي بند و باري نام دارد و اين نشناختن مسئوليت است. ورع مطبوعاتي يعني ما خبر را بدهيم ولي كوشش كنيم در اين خبر رعايت حق و صلاح بشود؛ يعني در باب خبردهي به وادي احساسات ناپسند نيفتيم. بعضي خبرهايي كه غيرقابل تبيين است، قابل پخش هم نيست".

مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از دست اندرکاران مطبوعات کشوردر سال 1373 فرمودند:"دست اندرکاران مطبوعات باید نسبت به عموم مسائل زندگی و تحولات اجتماعی دارای معرفت،روشن بینی و قدرت تشخیص وروشن فکری بیشتری در مقایسه با دیگران باشند و بر همین اساس وظیفه دارند به مردم کشور و جامعه آگاهی های لازم را بدهند".رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه «گام دوم انقلاب » با مرور تجربه 40 ساله انقلاب اسلامی اعلام کردند:انقلاب «وارد دومّین مرحله خودسازی و جامعه پردازی و تمدن سازی شده است».گام دومی که باید در چارچوب«نظریه نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی » به سوی تحقق آرمان «ایجاد تمدنّ نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی(ارواحنافداه) برداشته شود.

عباس خسروانی

انتهای پیام/

captcha