برخورد قاطع قوه قضاییه با اخلالگران سبب انتشار امید در جامعه شد ماجرای حقوق ۸۰ میلیونی مدیر یک شرکت معدنی! + اسناد رهبرانقلاب چگونه از فاجعه سینما رکس باخبر شدند؟‌ +عکس برگزاری نخستین دوره ملی توانمندسازی گروههای تولید محتوا آزادسازی خان شیخون؛ پیروزی راهبردی برای پایان اشغال ادلب «تمام نهج‌البلاغه» در کتابخانه سازمان ملل به نمایش درآمد محققان از آب کَره گرفتند فهرست سنگین‌ترین ‌وثیقه‌های ایران بازیگران ایرانی برای هر فیلم چقدر پول می‌گیرند؟ +جدول وضعیت کیفی مدارس عادی در سراشیبی/ پیش شرط صندلی بهتر در دانشگاه، هزینه بیشتر است؟!
جمعه ۰۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۵:۱۵
کد خبر: 60576
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۱۸
جولان غربگرایان از مشروطه تا برجام؛

تاریخ ایران، پر از ضربه های مهلک غرب گرایان به کشور/ مشروطه بهترین محل عبرت برای برجام دوستان

جلال آل احمد می نویسد: نعش شیخ شهید فضل الله نوری بر بالای دار، نشان و پرچم استیلای غربزدگی پس از دویست سال کشمکش، بر بالای بام و سرای کشور است.

به گزارش دیار آفتاب؛ در جریانات مختلف تاریخی 200 سال گذشته کشور یکی از اصلی ترین موارد تاثیر گذار، ظهور و بروز تفکرات جریان غرب گرا بوده است. جریانی که با ایجاد انحراف در مسیر، ارزش های ابتدایی و آرمان های یک حرکت آن را به سبک غربی تئوریزه کرده اند و تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا عملشان در راستای خوشایند غرب تنظیم شود.

مشروطیت یکی از بزنگاه های بزرگ تاریخی این کشور است که درآن جریان غرب گرا در مقابل جریان اسلام گرا ایستاده است و تلاش کرده تا اندیشه غرب زده خود را بر امورات داخلی حاکم سازد. نکته مهم در این حوزه این است که این جریان با اقدامات و دسایس روباه صفتانه خود عده ی زیادی از عوام و حتی علمای مطرح جریان مقابل را جذب افکار به ظاهر پر زرق و برق خود می کنند و بر این باورند که می توانند با این نسخه کشور را در بالاترین سطح از پیشرفت و آبادانی قرار دهند.

اگر نگاهی تحلیلی و نه تاریخی، به مسائل پیرامون نهضت مردم، علما و بزرگان ایران در اواخر قرن 13 داشته باشیم آن چیز که قابل بررسی است و باید به آن توجه شود چرایی تغییر جنبش عدالت خواه به مشروطه است.

ابتدا باید گفت که پایه ریزی اولیه نهضت مردم به رهبری علما با محوریت تشکیل عدالت خانه ای با حضور نمایندگانی از اصناف مختلف بود ولی در انتها نتیجه ای داشت بنام مشروطه.

علمای اقدام کننده در راستای عدالت خواهی از طرفی مبارزه با خودکامگی و استبداد شاه و از طرفی دیگر مبارزه با استعمارگرانی چون روس و انگلیس را دنبال می کردند و مطمئنا تصادف  نهضت عدالت خواهانه مردم و علما با عقد قراردادهای مابین روس و انگلیس در سال 1907 و تقسیم ایران بین خود شاهد و سندی بر این مدعاست.

مشروطه، نانی که غرب گرایان بر سر سفره مردم گذاشتند

تقابل اندیشه ای و عملی بین غربگرایان فرصت طلب و اسلام گرایان در این حرکت لحظه به لحظه در حال افزایش بود تا جایی که غرب گرایان با همراهی انگلیسی ها تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا نهضت عدالتخانه را از محور مردمی-علمایی آن دور کرده و به سمت مشروطه وارداتی سوق دهند. در همین راستا آن روزی که علما بعد از تحصن در حرم حضرت عبد العظیم(ره) یا همان مهاجرت صغری، قصد ترک تهران و مهاجرت به قم را داشتند تا که در حرم حضرت معصومه تحصن کنند در طرف دیگر عده ای از غرب گرایان داخلی خود را به سفارت انگلستان در تهران رساندند و دست به تحصن در آن زدند.

پای عده ای از اهالی سفارت آرام آرام به این فضا باز شد و از سفارت خبر رسید که تحصن نیاز به حضور عده ای از علمای ساکن در تهران و مردم و بازاریان دارد. ناظم‌الاسلام کرمانی در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان، در خصوص درخواست های سفارت از متحصنین می نویسد:

«چند نفری از سادات و اهل علم را نیز با خود همراه کنید، هر چه عده زیادتر و هر قدر از سادات و طلاب با شما باشند، بهتر است. این شد که تجار در این دو سه روز جمعی از طلاب مدرسه صدر و دارالشفا را با خود همراه نموده، بعضی را پول داده، بعضی را بدون پول بردند سفارت‌خانه.»

مرحوم ضیاءالدین دری درباره تأثیر تحصن غرب‌زدگان در سفارت انگلیس می‌نویسد: «تا این وقت [تحصن] سخن از مشروطه در میان نبود و این کلمه را کسی نمی‌دانست. لفظ مشروطه را به مردم تهران اهل سفارت القا کردند... یک روز طرف‌عصر، بنده با سه نفر از معممین درب سفارت ایستاده بودم. درشکه شارژ دافر سفارت از قلهک وارد شد. همین‌که درشکه به محازات ما رسید، ایستاد. بعد خانم شارژ دافر از درشکه پیاده شد؛ با نهایت خنده‌رویی و تغمز به نزد ما آمد، گفت‌: آقایان! شما برای چه اینجا آمده‌اید؟ یک نفر روضه‌خوان‌... گفت‌: ما آمده‌ایم اینجا یک مجلس عدالت می‌خواهیم. گفت‌: نمی‌دانم مجلس عدالت چیست! گفت‌: یک مجلسی که دانشمندان ما، ریش‌سفیدان ما بنشینند، نگذارند حکام و سلاطین به ما ظلم کنند. گفت‌: پس شما یقین مشروطه می‌خواهید. این اولین دفعه بود که ما لفظ مشروطه از دهان خانم انگلیسی شنیدیم‌... گفت‌: نه، شما مشروطه نگویید. ما که مشروطه شدیم کشیش‌هایمان را کشتیم، سلاطین‌مان را کشتیم تا مشروطه شدیم‌... طولی نکشید که شنیدیم یکی فریاد می‌کرد: ما می‌خواهیم. یکی فریاد می‌کرد: ما شرطه می‌خواهیم و.»

بنابراین باید گفت مشروطه وارداتی به مردم ارائه شد و این  غرب گرایان بودن که سفارت در تار و پود وجودیشان نفوذ کرده بود و این چنین آرام آرام نهضت اصیل مردم را به باد طمع می دادند و شده بودند سربازان بی ادعای سفارت انگلستان!

وقتی پلوی غرب گرایان در دیگ های انگلیسی می پزد!

عدالتخانه نهضتی اصیل، ملی، اسلامی و مستقل بود که علما آن را رهبری می کردند و می توان از آن‌ به‌ عنوان‌ ادامه‌ و تکمیل‌ منطقی‌ جنبش‌ تحریم‌ تنباکو یاد کرد. اما جریان مشروطه سفارت پرورده، که مبنایش همان آزادی و برابری و دموکراسی تعریف شده غرب بود ناگهان غالب شد و دیگر اسمی از عدالت و عدالت خانه بر مبنای احکام اسلام به میان نیامد و این بود نانی که غرب گرایان بر سفره مردم گذاشتند.

ماهیت این مشروطه وارداتی به شکلی بود که مردم ابتدا حکومت را مقید و مشروط به قوانینی می دانستند که اگر بر آمده از دین و شریعت هم نباشد بر آن نیست و ابتدا دسایس انگلیسی بود که این چنین نمود اما آرام آرام پروژه حذف علما با اعدام شخصیتی و سپس فیزیکی شیخ فضل الله نوری و ترور بهبهانی و خانه نشین کردن طبابایی رقم خورد و مشروطه آن شد که غرب گرایان و انگلیسی ها می خواستند.

شیخ فضل الله که از این دست دسایس انگلیسی ها و همراهی غرب زده های داخلیشان آگاه بود در نامه‌ای به یکی از علمای شهرستان‌ها می‌نویسد: «... آیا چه افتاده است که امروز باید دستور عدل ما از پاریس برسد و نسخه شورای ما از انگلیس بیاید؟...» شیخ فضل‌الله‌‌ همان زمان در جایی گفته بود مشروطه‌ای را که از دیگ پلوی سفارت انگلیس سردرآورد، نمی‌خواهد.

در مقابل این جریان غرب زده و تشنه تایید غرب، شیخ فضل الله راهکاری دیگر به کار گرفت و از مشروطه مشروعه سخن به میان آورد که باید قوانین خروجی مجلس از زیر نظر چند نفر از بزرگان دینی عبور کند و مطابقت آن با دین و شریعت به تایید برسد و در همین راستا شورایی تشکیل شد تا که قوانین خروجی از مجلس غرب زده تحت نظارت علمای اسلامی باشد.

درگیری بین شیخ فضل الله و اهالی غرب زده مشروطه در خصوص تطبیق قانون اساسی با شرع بالا میگیرد و شیخ فضل‌الله در این باره با اشاره به قانون اساسی می‌نویسد: «... وقتی را صرف این کار با جمعی از علما کردم و بقدر میسور تطبیق به شرع، یک درجه شد... لیکن فرقه‌ای که زمام امور حلّ و عقد مطالب و قبض و بسط مهامّ کلیه بدست آن‌ها بود مساعدت نمی‌کردند بلکه صریحاً و علناً گفته که ممکن نیست مشروطه منطبق شود با قواعد الهیه و اسلامیه و با این تصحیحات و تطبیقات دول خارجه ما را به عنوان مشروطه نخواهند شناخت.»

در انتهای نوشتار شیخ نیز مشهود است که غرب زده ها فقط یک چیز را دنبال می کنند و آن رضایت پدران فکری خود است و غیر از آن هیچ نمی بینند.

علما و مردم در اسارت دسیسه انگلیسی

نکته قابل تامل در اتفاقات مشروطه این است که نه تنها برخی از مردم بلکه علمای زمانه مشروطه نیز خام دسیسه های انگلیسی شده بودند و می پنداشتند که راه صلاح کشور از مسیر متوسلین به غرب می گذرد. بهبهانی و طبابایی نیز از شیخ فاصله می گیرند و حکم اعدام شیخ فضل الله را یک آخوند صادر می کند. همه اینها نتایج نگاه سطحی عده ای از عوام و خواص به جولان انگلیسی ها در کشور است حتی این سطحی نگری در برخی از علمای نجف نیز اتفاق می افتاد.

مقام معظم رهبری در دیدار با شورای مرکزی و کمیته های علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت در این خصوص می فرمایند: «چه شد كه غربی‌ها، مشخصاً انگلیسی‌ها، در این مسأله[مشروطه] كامیاب شدند؛ از چه شگردی استفاده كردند كه كامیاب شدند. در حالی كه مردم كه جمعیت اصلی هستند، می‌توانستند در اختیار علما باقی بمانند و اجازه داده نشود كه شیخ فضل‌اللَّه جلو چشم همین مردم به دار كشیده شود؛ قاعده‌ی قضیه این بود. به نظر من مشكل كار از این‌جا پیش آمد كه اینها توانستند یك عده‌ای از اعضای جبهه‌ی عدالت‌خواهی را فریب بدهند و حقیقت را برای اینها پوشیده نگه دارند و اختلاف ایجاد كنند. انسان وقتی به اظهاراتی كه مرحوم آسید عبداللَّه بهبهانی و مرحوم سید محمد طباطبایی در مواجهه و مقابله‌ی با حرف‌های شیخ فضل‌اللَّه و جناح ایشان داشته‌اند، نگاه می‌كند، این مسأله را درمی‌یابد كه عمده‌ی حرف‌ها به همین است كه این‌طور می‌گفته‌اند. این حرف‌ها به نجف هم منعكس می‌شده و شما نگاه می‌كنید كه همین اظهارات و حرفهایی را كه از سوی روشنفكرها و به‌وسیله‌ی عمال حكومت گفته می‌شد و وعده‌هایی را كه داده می‌شد، حمل بر صحت می‌كردند. این‌طور می‌گفتند كه: شما دارید عجله می‌كنید؛ سوءظن دارید؛ اینها قصد بدی ندارند؛ اینها هم هدف‌شان دین است!»

این سکوت مردم و برخی از علما و فاصله گرفتن از آرمان عدالت خانه منجر شد که با اعدام شیخ فضل الله ضربه بزرگی به نهضت وارد آید. حتی بعد از این عدم واکنش نسبت به اتفاقات و سکوت عده ای از مردم و علما، آنان که اهل سکوت بودند خود یا ترور شدند و یا که آبرویشان از بین رفت  و این ها همه نتیجه دل خوش کردن به جریان غرب زده ای بود که کد خدا محور پیش می رفت.

در گذشت 17 سال از فرمان مشروطیت تا روی کار آمدن رضا خان 36 دولت روی کار آمد که میانگین حکومت هر یک از آنها کم تر از شش ماه بود. انتهای این مسیر پر فراز و نشیب و یا به قول برخی از بزرگان مجازات این همراهی با غرب زدگان روی کار آمدن رضا خان شد و اینجا بود که بزرگترین ضربه به نهضت مشروطه وارد شد و با رای مجلس حکومت در اختیار رضا خان قرار گرفت.

 رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام در سال 84 در این خصوص می فرمایند: «ملتی كه در شهر تهران ایستادند و تماشا كردند كه‌ مجتهد بزرگی مثل شیخ فضل الله نوری را بالای دار بكشند و دم نزدند؛ دیدند كه او را بااینكه جزو بانیان و بنیانگذاران و رهبران مشروطه بود، به جرم اینكه با جریان انگلیسی و غرب‌گرای مشروطیت همراهی نكرد، ضد مشروطه قلمداد كردند- كه هنوز هم یك عده قلمزن‌ها و گوینده‌ها و نویسنده‌های ما همین حرف دروغ بی‌مبنای بی‌منطق را نشخوار و تكرار می‌كنند- پنجاه سال بعد چوبش را خوردند: در همین شهر تهران مجلس مؤسسانی تشكیل شد و در آنجا انتقال سلطنت و حكومت به رضا شاه را تصویب كردند.»

نهضت مردمی عدالت خواهی به رهبری علما تبدیل به یکی از بزرگترین الگوهای تاریخ ایران شده است. الگویی که در آن نقش منفی غرب زدگان و ایجاد هزینه آنها برای کشور مشهود است. آنها حرکت بزرگ مردمی را غرق در دسیسه های انگلیسی خود کردند تا که اربابان غربی را از خود راضی نگه دارند.

البته باید گفت که مشروطه اولین و آخرین تجربه مانور غرب گرایان در کشور نبوده است و چه بسیار افرادی که از این تاریخ پر فراز و نشیب الگو نگرفتند و کشور را به طریق مختلف با هزینه های بسیاری روبه رو ساختند.

تنها کم تر یا بیشتر از چهار دهه از مشروطه گذشت که مصدق نیز در دام دسیسه های آمریکایی ها گیر افتاد و شد آنچه نباید می شد و خود مصدق نیز یکی از اصلی ترین افرادی بود که بزرگترین ضربه را از این جریان خورد و چیزی جز کودتای 28 مرداد 32 و تبعید نصیبش نشد.

برجام دوستانی که مشروطه را نمی بینند!

حالا بیش از 110 سال از اعدام شیخ فضل الله و اتفاقات مشروطه می گذرد. اگر آن روز مشروطه شده بود محل بحث غربگرایان و علما و مردم، اگر ارتباط با آمریکا شده بود محل امتحان مصدق، گویا امروز برجام و دنباله هایش محل امتحان شده است.

امروز برجام شده است محل بحث غرب گرایان و مخالفان غرب گرایی. مخالفانی که دستشان پر است از نمونه های تاریخی اما موافقان سنت غرب گرایی! هیچ نمونه تاریخی موفقی در رابطه با اعتماد به غرب ندارند اما همچنان پاشنه درب منطقشان را بر اعتماد به غرب می چرخانند. امروز برجام، اف ای تی اف، اینستکس شده است محل امتحان عده ای غرب گرا و مخالفان این جریان. غربگرایان همچنان شبیه همفکران تاریخی شان نگران ناراحتی غرب از خود هستند و در صدند که آنها را راضی نگه دارند. غرب را کد خدا می بینند و منتظرند تا که شاید درخت گلابی شان به برکت کد خدا گلابی بدهد.

برجام یک سند دیگر تاریخی شد اضافه بر تمام سند های شکست خورده غرب گرایان چون مشروطه و دولت مصدق و خیلی مسائل دیگر، اما عده ای همچنان چشم امید به غرب دارند و سعی بر این که یک سال دیگر هم صبر کنند تا تحریم های فلان و بهمان برطرف شود. چه میزان مردم و چه بسیار عمامه به سر ها که خود هم همراه با این انسان های غرب گرا شدند و با خود گفتند که این ها هم مسیرشان مسیردین است و نباید به آنها سخت گرفت اما...!

سخن شیخ فضل الله به اثبات رسید ولی او اعدام شده بود. کاشانی راست می گفت اما دیگر دیر شده بود. منتقدان برجام هم دقیق می گفتند اما همه چیز امضا و عملیاتی شده بود.

شاید هنوز هم زمان آن نرسیده باشد که غربگرایان بخواهند از راه و روش هم مسلکان خود الگو بگیرند و نهایت هزینه سازی خودشان و پدران تاریخ یشان برای کشور را ببینند. هنوز هم نمی خواهند الگو بگیرند از این ماجرای بزرگ نهضت عدالتخواهی که به واسطه غرب گرایان مشروطه شد و چه بسیار مردم و چه بسیارعلمایی که در این مسیر جان و آبروی خود به دست غرب گرایان سپردند و همه را از دست دادند. گویا غرب گرایی نیز سهم این کشور از بلا هستند!

انتهای پیام/

captcha