بازی‌های مجازی قابل لمس می‌شوند تولید ۳۴۰۰ کیلوگرم ژل رویال خاتمی باز هم «تَکرار» کرد/ بزک کردن برجام روحانی با اعتبار بخشیدن به پروژه نخ‌نمای گفتگوی تمدن ها! تشکر دکتر جلیلی از مجلس شورای اسلامی در پی تصویب طرح توسعه پالایشگاه‌های کشور/ کمک به دولت برای جلوگیری از خام فروشی و هدایت نقدینگی در نشست دولت سایه با نمایندگان و کارشناسان تکرار تجربه تلخ «الیگارک» ها در دولت روحانی / آیا اعتدالیون به دنبال ایجاد یک امپراتوری مالی هستند؟ +تصاویر یک سال حبس برای محسن افشانی گزارش تسنیم| ترامپ و افغانستان؛ نمایش وارونه واقعیت، لاپوشانی شکست با توهین دولت نسبت به تاسیس مراکز ترک اعتیاد اقدامات لازم را نداشته است هیچ‌کارة همه‌کاره! در آموزش مطالبه‌گری به مردم کم‌کاری کردیم/ مدیران متخلّف امروز، عدالت‌طلبان دهه 60 بودند
چهارشنبه ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۳:۳۰
کد خبر: 58561
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۸

یادداشت «محمدرضا کائینی» به‌مناسبت سالروز درگذشت دکتر شریعتی

آنان که دوران اوج شریعتی در حسینیه ارشاد را به یاد می‌آورند، اذعان دارند که او بدون هیچ مزاحمتی از سوی ساواک، سخنرانی‌هایی پرشور و مطول داشت و آثارش نیز بدون مانعی، در تیراژ‌های بالا منتشر می‌شدند...

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از سرویس تاریخ جوان آنلاین: محمدرضا کائینی، دبیر سرویس تاریخ روزنامه جوان، به‌مناسبت سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

حدود یک دهه قبل، حواشی‌ای از آیت الله سید علی خامنه‌ای بر کتاب "جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران" نشر یافت که بخشی از آن، در موضوع داوری‌های نویسنده درباره دکتر علی شریعتی بود. در این بخش از حاشیه‌ها، جمله‌ای وجود داشت که از منظر این قلم، یکی از دقیق‌ترین توصیفات درباب عملکرد شریعتی است: «او با تظاهر به مخالفت با مارکسیسم و روحانیت و انتقاد از آن‌ها، ساواک را فریب داد!» جالب اینجاست که نگارنده چند سال پیش از آن، چیزی شبیه به این را از آیت الله سیدرضی شیرازی از علمای تهران نیز شنیده بود و آن را در مصاحبه وی با کتاب ماه تاریخی-فرهنگی یادآور ویژنامه گروه فرقان، منتشر ساخت.

آنان که دوران اوج شریعتی در حسینیه ارشاد را به یاد می‌آورند، اذعان دارند که او بدون هیچ مزاحمتی از سوی ساواک، سخنرانی‌هایی پرشور و مطول داشت و آثارش نیز بدون مانعی، در تیراژ‌های بالا منتشر می‌شدند. شواهد نشان می‌داد که ساواک از در افتادن او با مارکسیسم و روحانیت و دعوای او با برخی اهل منبر تهران، بسا خشنود است. اما پس از مدتی، دستگاه امنیتی شاه خود را با معضلی بزرگ مواجه دید: کسانی که از حسینیه ارشاد به در می‌آمدند، درست است که مثلا درباره خواجه نصیر طوسی و علامه مجلسی نگرشی انتقادی یافته‌اند، اما از اعماق وجود از شاه و حکومت او نیز متنفرند، شهادت را با تمام وجود تقدیس و استقبال می‌کنند و بر این باورند که اگر نتوانسته‌اند کاری حسینی کنند، باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی‌اند و... الخ. در اینجا بود که ساواک دریافت که از شریعتی رو دست خورده و چاره‌ای جز تخته کردن درب‌های حسینیه ارشاد و تسلیم او به کمیته مشترک ضدخرابکاری ندارد!

از عجایب روزگار این است که این داستان به شکلی دیگر، در دوران جمهوری اسلامی و توسط جریان موسوم به “اصلاح طلب” تکرار شد! به حاشیه رانده شدگان سیاست در دهه اول و دوم عمر نظام اعم از لیبرال‌ها و جناح چپ، بر آن شدند تا شریعتی را به نمادی برای مخالفت با روحانیت و گفتمان سیاسی حاکم تبدیل کنند، اما به قول خودشان پس از دوم خرداد هفتاد و شش دریافتند که شریعتی به تنها دردی که نمی‌خورد، تثبیت گفتمان جامعه مدنی و قرائت رایج از حقوق بشر است، لذا از بهداشتی کردن اندیشه او و حتی نقش وی در صاف کردن جاده برای فاشیسم مذهبی سخن گفتند! آری، شریعتی دو دهه پس از مرگ خود نیز، اصلاح طلبان را به همان شیوه‌ای که ساواک را اغوا کرد، فریفته بود!

پ.ن: در این مجال، سخن از نقش طرارانه شریعتی در برابر مزاحمین فکری خویش بود و نه نقد آرای کلامی و تاریخی او، که این مجالی دیگر می‌طلبد.

captcha