تامین داروی مورد نیاز مردم مهم ترین دغدغه معاونت غذا و دارو/ عدم رعایت کیفیت سبوس نان در نانوایی های آزادپز/16 واحد متخلف پخش عمده و عرضه مواد بهداشتی به مرجع قضایی معرفی شدند تجمع کارگران آذرآب در مسیر راه آهن شمال - جنوب بازداشت معاون سازمان صنعت، معدن و تجارت استان مرکزی آذرآب 2 ماه و هپکو بیش از 4 ماه با تکلیف جدید فاصله دارند/ چانه زنی سازمان گسترش و مپنا بر سر قیمت واگن پارس رهبر انقلاب از حضرت آیت الله مکارم شیرازی عیادت کردند نرم‌افزار جستجوی قبور در اراک راه‌اندازی شد واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به پوشش نامتعارف بازیگران در اکران خصوصی فیلم مسخره باز+ تصاویر انتصاب سؤال‌برانگیز در دفتر رئیس‌جمهور! شگرد تازه عربستان برای رونق صنعت گردشگری/ سعودی‌ها دست به دامان اینفلوئنسرهای چشم‌آبی شدند! + عکس معرفی برترین خودروهایی که به‌زودی وارد بازار خواهند شد
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۰
کد خبر: 58469
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۷

یک خاطره و عکس نادیده از شهید احمدی روشن

صفحه اینستاگرام شهید احمدی روشن مطلبی با عنوان خاطره خانوادگی، نوشت

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از مشرق، صفحه اینستاگرام شهید احمدی روشن مطلبی با عنوان خاطره خانوادگی، نوشت:

قبل از ازدواج بعضی از دوستانم که او را دیده بودند، گفتند: «تو می‌خوای با این ازدواج کنی؟ این آدم اخموی بداخلاق که همیشه سرش پایینه؟»

بهد که تحقیق کردیم، هم خوابگاهی‌هایش می‌گفتند: «این وارد هر اتاقی که می شه، بمب‌خنده است.»

واقعاً همینطور بود. جای نبودن‌هایش را با اخلاقش پُر می‌کرد.

خیلی وقت‌ها نبود. سال هشتاد و دو که عقد کردیم، چند ماه بعد وارد سایت نطنز شد. از همان ابتدا به خاطر لیاقت‌هایی که از خود نشان داد، مسئولیت برعهده‌اش گذاشتند.

دوازده روز، دوازده روز نبود. خیلی به من فشار می‌آمد. اعتراض‌هایم را با خنده و شوخی جواب می‌داد. با تفریحات بیرون، سورپرایز، هدیه، رفتار خوب و بزرگ منشانه.

به نقل از همسر شهید

captcha