پیری و فرسودگی برخی مسوولین اجرایی، دلیل نگرفتن آرایش جنگی در اقتصاد است/ تبدیل فضای تهدیدمحور به فرصت محور؛ اصلی‌ترین وظیفه سازمان فضای مجازی بسیج تاثیر سطح تحصیلات بر رابطه زوجین کش و قوس بین نمایندگان مجلس و دولت نتیجه داد/ احراز تخلف آشکار دولت در انجام مصوبه افزایش حقوق جبهه پايداری برای انتخابات مجلس به مدلی برای هم‌افزايی و وحدت رسيده است چرا از جشن ۴ سالگی برجام در روزنامه‌های اصلاح‌طلب خبری نیست+ تصاویر رد پای ۱۱ کارمند وزارت صمت در پرونده تخلفات پتروشیمی هفته آینده؛ جلسه غیرعلنی مجلس درباره هدفمندی یارانه ها فعالیت هفت هزار نفر در شبکه نظارتی انتخابات استان مرکزی/در حوزه رسیدگی به تخلفات انتخاباتی با هیچ‌کس تعارف نداریم چشم در چشم با پلنگ ایرانی/ نمی‌گذارم پسرم محیط‌بان شود علم نوروبیولوژی بر حکم حجاب صحه می‌گذارد
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸ - ۰۶:۲۷
کد خبر: 58469
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۷

یک خاطره و عکس نادیده از شهید احمدی روشن

صفحه اینستاگرام شهید احمدی روشن مطلبی با عنوان خاطره خانوادگی، نوشت

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از مشرق، صفحه اینستاگرام شهید احمدی روشن مطلبی با عنوان خاطره خانوادگی، نوشت:

قبل از ازدواج بعضی از دوستانم که او را دیده بودند، گفتند: «تو می‌خوای با این ازدواج کنی؟ این آدم اخموی بداخلاق که همیشه سرش پایینه؟»

بهد که تحقیق کردیم، هم خوابگاهی‌هایش می‌گفتند: «این وارد هر اتاقی که می شه، بمب‌خنده است.»

واقعاً همینطور بود. جای نبودن‌هایش را با اخلاقش پُر می‌کرد.

خیلی وقت‌ها نبود. سال هشتاد و دو که عقد کردیم، چند ماه بعد وارد سایت نطنز شد. از همان ابتدا به خاطر لیاقت‌هایی که از خود نشان داد، مسئولیت برعهده‌اش گذاشتند.

دوازده روز، دوازده روز نبود. خیلی به من فشار می‌آمد. اعتراض‌هایم را با خنده و شوخی جواب می‌داد. با تفریحات بیرون، سورپرایز، هدیه، رفتار خوب و بزرگ منشانه.

به نقل از همسر شهید

captcha