گزارش تصویری| آغاز جشنواره موسیقی ملی «آوای ایرانی» در دلیجان طرح تشکیل وزارت بازرگانی دوباره در دستور کار مجلس قرار گرفت/ پشت پرده دفاع تمام‌قد رئیس جمهوری از تشکیل وزارت بازرگانی! صدور نفت خام بلایی بزرگ است که به ضرر پیشرفت کشور تمام شده/ تولیدکنندگان رزمندگان جنگ اقتصادی با دشمن هستند لایحه «اصلاح قانون پولی و بانکی کشور» به مجلس ارسال شد «رسم ابرار»، از خاندان نبوت بیاموز/ عیار آدم ها در انفاق سنجیده می شود پوستر/ مسجد خانه بندگی سبک زندگی اسلامی خانواده را به آرامش می رساند/ اطعام به فقرا در سخت ترین شرایط از ویژگی های خانواده اصیل است چرا اتصال کارت سوخت به کارت بانکی اجرا نشد؟ تصاویر/ جانِ انجیر کشف 90 کیلوگرم مواد مخدر در عملیات مشترک پلیسی
پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۰:۲۰
کد خبر: 57239
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۴
دیارآفتاب گزارش می دهد

حکایت دوگانه جنگ و صلح از نهضت آزادی تا اصلاحات/ ترس از جنگ یا کاسبی از آن؟

گویا گروه فکری - سیاسی خاص هر سال و هر روز و هر ساعت از زندگی خود در جریان انقلاب را با ترس از جنگ پشت سر گذاشته اند و یا اینکه راه ارتزاق خود را در دوگانه سازی ها و پروژه ی توهم جنگ یافته اند و به عبارتی در مجموعِ این دو باید گفت کاسبان ترس بوده اند.

به گزارش دیار آفتاب؛ دوگانه جنگ و صلح از سری ابزارهایی است که برخی گروه های سیاسی داخلی سعی کرده اند که در جای جای تاریخ انقلاب اسلامی از آن استفاده کرده و به اهداف مد نظر خود برسند. گروه هایی که نگاه به اندیشه های آنها نشان از این دارد که اندیشیدن هیچ یک از آنها در تاریخ انقلاب جدای از هم نبوده و همگی در یک شاکله فکری به سمت اهداف معلوم و گاهی مجهولی در حال حرکت بوده و هستند.

دوگانه جنگ و صلح برای اهل فکر دوگانه ای تکراری است که هر چند وقت یک بار به شکلی جدید و متفاوت نسبت به اقتضائات زمان خود را به نمایش می گذارد و منبع شروع و گسترشش نیز همان هایی هستند که همیشه بوده اند! گویا این دست گروه ها هر سال و هر روز و هر ساعت از زندگی خود در جریان انقلاب را با ترس از جنگ پشت سر گذاشته اند و یا اینکه راه ارتزاق خود را در دوگانه سازی ها و پروژه ی توهم جنگ یافته اند و به عبارتی در مجموعِ این دو باید گفت کاسبان ترس بوده اند.

دوگانه جنگ و صلح چند خروجی دارد. ابتدا قدرت مند نشان دادن دشمن و ابزار های او. دوم ضعیف و کم شمردن ابزارهای خودی و سوم بحرانی نشان دادن وضع موجود داخلی و چهارم تجویز نسخه سازش. طی این مسیر که یا از روی خیانت و یا از روی نادانی اتفاق می افتد، جریان سیاسی خاص بدون تمرکز بر مبانی و آرمان های انقلابی این نسخه تکراری خود را تنها راه نجات کشور بر می شمرد و از آن به عنوان راهکاری فوق العاده که مورد بی توجهی سران کشور قرار گرفته است قلمداد می کند و سعی دارد تا افکار عمومی جامعه را تحت تاثیر صحبت های به ظاهر رنگ و لعاب دار خود کند.

نگاهی به حوادث انقلاب اسلامی از جنگ تحمیلی تا بعد از آن و تا امروز نیز ما را به این مهم می رساند که از همان ابتدا گروه خاص سیاسی سعی دارد با حرکاتی نسنجیده ولی شبه عاقلانه ابتدا خود را به دور از افراطی گری و به تبع آن، دیگر نیروها و بالاخص نیروهای انقلاب را افراطی و جنگ طلب معرفی کند و با افکار شبه عاقلانه به اهداف نامعلوم و یا شاید معلومی دست یابد.

اگر بخواهیم در خصوص این نوع جریانات وارد مصداق های تاریخی شویم باید بگوییم که جریان فکری-سیاسی خاص که در هر برهه ای از تاریخ با نامی خاص خود را به نمایش می گذارد با اقدامات خود درصدد این است که کشور را آماده هر گونه سازشی با قدرتمندان نشان دهد و با این خیال مسیر خود را ادامه می دهد که گویا زورمندان عالم چون فرشته نجاتی بال بر سر آنها می گشایند و کشور را از تمام مشکلات رهایی می بخشند.

نهضت آزادی در گیر‌و‌دار ارسال پیام صلح و سازش!!

به عنوان نمونه شاید کمتر کسی علت اصلی تعلیق قرارداد خرید 160 فروند هواپیمای اف16، یازده فروند فانتوم4-ای، هفت فروند هواپیمای آواكس، 25 فروند بالگرد كبرا، 1000 فروند موشك ضد رادار، 516 موشك هوا به هوای اسپارو، 186 فروند موشك هوا به هوای ساید ویندر، 10000 فروند موشك سبك قابل حمل از آمریكا، چهار فروند كشتی جنگی بزرگ اژدرافكن و شش فروند زیردریایی از آلمان فدرال، سی فروند بالگرد از ایتالیا، 175 فروند موشك ضدرادار و 1200 دستگاه تانك و دو فروند كشتی دفاعی ازانگلستان و... همچنین تلاش برای برگرداندن f 14 های ارتش ایران به آمریکا، توسط دولت موقت بازرگان و یا به عبارتی نهضت آزادی ها را بداند. اما اگر در خوشبینانه ترین حالت ممکن از کنار مسئله خیانت بگذریم. مطمئنا این دست اقدامات در راستای نشان دادن کشور به عنوان یک کشور صلح جو صورت می گیرد و در ادامه آن اندیشه سازش با قدرت طلبان جهانی را می توان یافت.

البته این را از این جهت باید گفت که تک تک اعضای دولت موقت اعتراف می کنند که حمله عراق به ایران پس از پیروزی انقلاب کاملا قابل پیش بینی بود و در نگاهی ساده می توان فهمید این دست سلاح ها که تقریبا هیچ کشوری در منطقه صاحب آنها نبود قدرت بازدارندگی بسیاری را به کشور می داد و می توانست مانع جنگ تحمیلی باشد.

این دست اقدامات دولت موقت به جایی می رسد که حسن روحانی در 15 آذر 1364 در سخنرانی پیش از خطبه های نمازجمعه، تحمیل جنگ را با مشی سازشكارانه دولت موقت مرتبط می داند و می گوید: «ممكن است بگوییم آمادگی همواره باید برای دفاع باشد؛ ولی باید بالاتر از این سخن گفت كه یك ملت باید حتی آمادگی برای تهاجم داشته باشد. اگر ملتی صلح پایدار و استقامت می‌خواهد باید آمادگی جنگ داشته باشد. بسیاری از تئوریسین‌های دنیا می‌گویند برای استقرار صلح در یك جامعه تنها نیروهای دفاعی نیاز نیست بلكه آمادگی جنگی باید باشد. تنها راه دفاع تعرض است آن‌وقتی دشمن می‌ترسد به ملتی هجوم آورد كه بداند اگر هجوم كند مقابله‌به‌مثل می‌شود و هجوم متقابل را باید تحمل كند اگر ملتی قدرت تهاجم را نداشته باشد قدرت دفاع هم نخواهد داشت و اگر جامعه‌ای بخواهد مصون از حملات دشمنان باشد باید دارای یك بنیه نظامی قوی باشد و این مخصوص یك دوره مخصوص نیست. اگر نادانی دولت موقت نبود شاید جنگی این‌چنین بر ما تحمیل نمی‌شد، آن‌هایی كه حتی تصمیم داشتند هواپیماهای اف-14 ما را به آمریكا پس دهند و اگر شهید بهشتی‌ها و عزیزانی چون خامنه‌ای‌ها و هاشمی‌ها در شورای انقلاب نبودند، دولت موقت در تابستان 58 آن‌ها را به آمریكا پس داده بودند. من نمی‌گویم خیانت یا عدم خیانت بلكه این‌یك نادانی و عدم تفكر صحیح برای یك ملت انقلابی بود.»

این تنها مقدمه ای از اقدامات خوش شیرینانه ی یک جریان برای ارسال پیام سازش به زورگویان جهانی است اما این اقدام سازشگرانه کار را به جایی رساند که قدرت بازدارندگی را از کشور گرفت و نتیجه ای جز حمله عراق به ایران را نداشت.

آغاز پروژه جنگ و صلح

پس از عبور از این مرحله و بعد از گذشت مدتی از جنگ تحمیلی نهضت آزادی رسما وارد فاز دوگانه سازی شد و مدتی پس از آغاز جنگ جزوه ای و کتابچه ای تحت عنوان «تحلیلی پیرامون جنگ و صلح» را در سال 63 به چاپ رسانید. در این جزوه سعی شد تا زمینه های حرکت به سمت سازش ایجاد شود. ابتدا سران و فرماندهان نظامی مورد عتاب قرار گرفتند و سپس وضع داخلی بد ترسیم و مردم را خسته و نا امید از حضور در جبهه ها جلوه داد. تا جایی که در بخشی از کتابچه مدیریت جنگ در داخل را طوری جلوه می دهد که گویا تمام سران سعی بر دامن زدن به جنگ و تشدید و توسعه آن دارند:

«اگرچه از آغاز جنگ تاكنون مشاركت مردم یا گروه قابل توجه و ارزنده‌ای از مردم بسیار قوی و مؤثر بوده اما این مشاركت بیشتر در جهت اجرا و ایثار به صورت انفعالی نه به صورت ابتكار و صاحب نظر و تصمیم بوده است. دریافت اطلاعات و اتخاذ تصمیمات در محافل محدود و به دور از مردم و مجلس صورت می‌گیرد، آنچه بر ملت عرضه می‌شود اطلاعیه‌های مختصری بعد از وقوع جریان‌ها و تبلیغات مفصل و تشویق و تحریك برای شهادت و مقاومت یا ایثار و تحمل و خدمت است. گفتارها، نوشتارها، نظرها و اوامر كلاً در جهت واحد بوده چیزی گفته و نوشته و خواسته می‌شود كه در تأیید سیاست اتخاذ شده درباره جنگ و تشدید و توسعه آن است، آن هم طبق تدبیر و ترتیبی كه در بالا تشخیص داده و تصمیم گرفته شده باشد. چنین نیست كه صدائی از مردم ـ از مردمی كه جان و مالشان را به جبهه‌ها می‌فرستند یا در پشت جبهه‌ها و در شهرهای بی‌دفاع خانه و حیاتشان را از دست می‌دهند ـ برنخیزد و كلامی از آنها نقل نشود ولی تنها صداها و كلام‌هائی در رادیو و روزنامه‌ها و در خطبه‌ها و تلویزیون انعكاس پیدا می‌كند و به آن اجتماعات و اظهاراتی اجازه ابراز می‌دهند كه در جهت پذیرش و گسترش جنگ باشد، بدون آنكه كمترین مجال و میدان به كوچكترین نغمه یا ناله مخالف و معترض داده شود.»

این دست نگاه های نهضت آزادی برای بسیاری از افرادی که جریان انقلاب را خوب به نظاره نشسته باشند آشناست. جملات عامه پسند که شاید به دور از ژرف اندیشی و دوربینی سیاسی و بین الملل صورت بگیرد و سعی دارد که خود را در ذهن عوام جای دهد و بتواند برای خود پایگاه اجتماعی مناسبی ایجاد کند.

وقتی نهضت آزادی دایه مهربانتر از مادر می شود

نهضت آزادی در 8 سال جنگ تحمیلی كه غرب و شرق از صدام پشتیبانی می‌كردند، همواره به تخریب روحیه مردم، نفی دفاع مقدس، محكوم كردن ادامه جنگ، همراه اتهامات عدیده به مسئولان نظام اقدام كرد. تا جایی که در قطعنامه ششمین كنگره نهضت آزادی در اسفند 62 آمده است؛ «نگران آینده جنگ و فرجام نامعلوم آن و گسترش خرابی آن و گسترش خرابی و خسارات مادی و معنوی كه به صورت مسابقه‌ای برای دو ملت ایران و عراق درآمده می‌باشیم»

نهضت آزادی همچنین طی نامه‌ای در اردیبهشت 67، امام(ره) را در ادامه جنگ هشت ساله مقصر اعلام می‌كنند: «آیا وقت آن نرسیده است كه رهبر انقلاب، بازگشتی به خود، و به خدای خود كرده و تجدید نظری در تصمیم و تصورات گذشته بفرمایید»

در برهه ای از زمان پروژه دوگانه سازی نهضت آزادی وارد فاز سیاه نمایی و بعد از آن ایجاد ترس از  دخالت اجنبی در کشور می شود تا جایی که در بخشی از بیانیه پایان عادلانه جنگ بی‌پایان می نویسند:

«در طول دوران جنگ متولیان انقلاب و نظام، وعده‌های نزدیك و فوری برای پیروزی می‌دادند و پیشگویی‌هایی برای صدام در زمینه انتحار، شكست، جنون، سقوط یا سایر بلاهای ارضی و سماوی می‌كردند. اگر این وعده‌ها و پیشگوئی‌ها به موقع خود تحقق یافته بود و ملت ایران در آتیه‌ای نه چندان دور شاهد پیروزی خود و دفع غائله صدام گشته و حملات و پیروزی‌های چند ساله اخیر، بنا به تبلیغاتشان آخرین مرحله جنگ می‌بود، متولیان بهانه‌ای داشتند كه طرح كردن پایان جنگ را ناشی از ترس یا توطئه و تبانی تلقی نمایند. اما وقتی كه اوضاع اقتصادی و ضروریات حیاتی جمهوری اسلامی ایران روزبه‌روز بحرانی‌تر می‌شود و مملكت به آشفتگی و بهم ریختگی و كشتار یا دیكتاتوری و دخالت اجنبی نزدیك می‌گردد معلوم نیست چرا در چنین امر خسارت‌بار و هلاكت‌آور كه علیه ایران و اسلام است باز پافشاری و لجاجت می‌نمایند؟! اقلاً نگران حال خودشان بشوند!»

در جریان دفاع مقدس نهضت آزادی، در تحلیل‌های ارائه شده خویش، سعی در بزرگ جلوه دادن قدرت‌های استكباری و ضعف جمهوری اسلامی داشته و مجموعه مكتوباتی كه این نهضت در طول هشت سال دفاع مقدس منتشر كرده است، دائماً بر ضعف مدیران نظامی، بی تدبیری مسئولان، جنگ‌طلبی افراطی فرماندهان نظامی ایران، وضعیت اسفناك اقتصادی، كاهش رشد اقتصادی، فلاكت مردم در امور تولیدی، بحران مالی و اقتصاد ورشكسته و... مانور مطبوعاتی می‌داد و بدین شكل در جامعه فشار روانی ایجاد كرده و یاس و ناامیدی را به جامعه تزریق می‌كرد.

شاید بتوان گفت نوشاندن جام زهر به امام (ره) و پذیرش قطعنامه و هجوم دوباره عراق پس از پذیرش قطعنامه اشتباه بودن تحلیل های این جریان را به نمایش گذاشت.

اما نکته اینجاست که نهضت آزادی پس از استعفای بازرگان آرام آرام در حال هضم در چارچوب سیاسی کشور بود و به عبارتی تمام جایگاه ساختاری خود را از دست داده بود. به همین خاطر این دو گانه سازی و به اصطلاح صلح جو نشان دادن را دنبال می کرد تا خود را هنوز هم به عنوان یک جریان زنده و صلح طلب و آماده همکاری با دنیا معرفی کند و مابقی افراد انقلاب را افرادی جنگ طلب.

اما بعد... بد نیست با سرعت بیشتری از تاریخ بگذریم البته اگر بخواهیم ماندگاری بیشتری داشته باشیم تا به کارگیری این دوگانه پر کاربرد جریان خاص را بررسی کنیم پذیرش قطعنامه و نوشاندن جام زهر به امام (ره) خود مصداق دیگری از این دست دوگانه سازی هاست.

در تاریخ انقلاب اسلامی جلو تر که بیاییم با تفکر نهضت آزادی در لباس جدیدی به نام اصلاحات رو به رو می شویم. تفکری که او هم مانند پدران فکری اش در صدد ارتزاق سیاسی از مسیر جنگ است و همه چیز را در گرو سازش با زورگویان جهانی می بیند.

از جام زهر تا نامه به بوش؛ ترس از جنگ یا کاسبی از جنگ؟

اگر بخواهیم از کنار تمامی فعالیت های جریان خاص در لباس جدیدش طی سال های 76 تا 84 بگذریم اما باید گفت باز هم مقوله جنگ و صلح به فریاد این جریان سیاسی می رسد که این بار نه برای مطرح کردن خود بلکه برای به نتیجه رساندن اهداف سیاسی به کارش می آید.

بهترین اتفاق برای این جریان حمله آمریکا به دو کشور افغانستان و عراق طی سال های 2001 تا 2003 است. جنگی که ابزار فشار جدید را در اختیار جریان خاص قرار می داد تا بتوانند به خوبی جهت دست یابی به اهداف با ایجاد دلهره در افکار عمومی بار دیگر خود را صلح جو نشان دهند و دیگران را جنگ طلب.

این پروژه هر چند در این برهه از زمان هدفی جدای از هدف نهضت آزادی در دفاع مقدس را دنبال می کرد اما چارچوب حرکتی آن همان بود. چارچوب حرکتی ای برخواسته از قدرتمند نشان دادن دشمن، سیاه نمایی داخلی و در پایان ارائه نسخه سازش.

شاید بتوان نامه ی وقیحانه ای که اعضای مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب نوشتند و با عنوان جام زهر مشهور شد را یکی از مراحل این دوگانه سازی هدفمند دانست.

در بخشی از این نامه آمده است:

«با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه‌های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند با این وضع برای آینده کشور دو حالت بیش متصور نیست؛ یا دیکتاتوری و استبداد، که در خوشبینانه‌ترین حالت فرجامی جز وابستگی و در نهایت فروپاشی یا استحاله ندارد و یا بازگشت به اصول قانون اساسی و تمکین صادقانه به قواعد دموکراتیک.

چنین رویکردی، هم مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ملی این ملت است و هم قابل تعامل با همه جهان.

آنچه مانع عملی شدن تهدیدات خارجی می شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح بلکه افزایش مشروعیت نظام، وحدت ملی و یگانگی حکومت و ملت است تنها راه برطرف کردن تهدید خارجی است.»

از مسئله نامه جام زهر که بگذریم شاید دیدار مخفیانه مسئولین دولت اصلاحات با دیک چنی آمریکایی و ارسال نامه ای محرمانه از طرف خاتمی به جورج بوش و نوشتن بند هایی در آن نامه برای ایجاد فضای مذاکره و یا به عبارتی سازش اشاره کرد. اگر نگاهی به نظر افراد مختلف نزدیک به دولت اصلاحات در خصوص این نامه ارسالی بیندازیم دقیقا این ترس و یا وانمود به ترس را می توان در کلام آنها یافت.

صادق خرازي سفير وقت ايران در پاريس و از نزديكان محمد خاتمي در جلسه بررسي سياست خارجي دولت هشتم در بنياد باران گفت: «ما براي اعتمادسازي اقدام به نگارش اين نامه كرديم.» او افزود: «در سال 2003 ديوار بي‌اعتمادي بلندي ميان ايران و امريكا وجود داشت و هر لحظه ممكن بود امريكا به ما حمله كند(!). به همين خاطر به پيشنهاد من دولت هشتم نامه‌اي به امريكا نوشت و همراهي‌اش با برخي سياست‌هاي خاورميانه‌اي امريكا مثل سازش در فلسطين و لزوم تبديل حزب‌الله لبنان به يك حزب سياسي و شفاف سازي فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را اعلام كرد.» خرازي همچنين تصريح كرد: «اما ديوار بي‌اعتمادي ميان ايران و امريكا به قدري بلند بود كه امريكايي‌ها حتي نامه را بررسي نكردند.»

اکبر گنجی نیز طي مقاله‌اي با عنوان «بررسي ساختار سياسي ايران» به بررسي روابط ايران و امريكا پرداخت و با اشاره به شرايط مساعد زمان خاتمي براي تعامل با امريكا نوشت: «وقتي كلينتون براي دست دادن با خاتمي به سراغ او رفت، خاتمي آنقدر در دستشويي ايستاد تا او به دنبال ديگر كارهايش برود.» گنجي همچنين با اشاره به جنگ‌هاي افغانستان و عراق تأكيد كرد: «خطر حمله نظامي امريكا به ايران در دوره خاتمي هم بسيار بالا بود...» او ادامه داد: «پس از حمله امريكا به عراق، صادق خرازي نامه‌اي بدون امضا (طرح مخفي 2003) به سفارت سوئيس در تهران تحويل داد. در اين نامه امكان شناسايي اسرائيل از طريق پذيرش طرح ملك‌عبدالله، مهار سازمان‌هاي راديكال منطقه و طرح امنيت منطقه‌اي در خليج فارس پيشنهاد شده بود اما دولت بوش، سرمست از پيروزي در عراق، طرح ايران را ناديده گرفت و بوش سخنراني محور شرارت را ايراد كرد.»

این دست اتفاقات نشان از آن دارد که این جریان خاص از هیچ نوع فعالیتی در راستای دوگانه سازی و نفع بری از این فضا کوتاهی نکرده است اما همیشه و همه جا با تحلیل های اشتباه خود جز هزینه چیز دیگری برای کشور به بار نیاورده است.

حربه ای تکراری، بانام جدید «سایه جنگ»

پس از پایان اصلاحات حالا نوبت به اعتدال رسید. اعتدالی که دوست نداشت تجربه شکست سنگین در انتخابات سال 88 برای خودش و هم فکرانش تکرار شود بنابراین نیاز داشت تا بار دیگر با به کار گیری حربه تکراری ولی کارساز همه چیز را در سال 92 به نفع خود تغییر دهد.

این بار روحانی با پشتوانه تمام اصلاحاتی اش  عدم حضور خود و به تبع آن عدم مذاکره را مساوی با جنگ دانست اما این بار همه چیز با یک نام جدید ارائه شد و آن چیزی نبود جز «سایه جنگ».

این نوع حربه این بار کارساز آمد و افکار عمومی در شرایط سخت تنش های اقتصادی موجود در جامعه در سال 92 و افزایش فشار تحریم ها به سمت این پروژه دو گانه سازی سر تعظیم فرود آورد و جریان جدید اعتدال که بر آمده از همان ساختار فکری خاص بود بر مسند قدرت نشست.

اعتدالیون با پشتوانه تمام اصلاحاتی با حربه سایه جنگ مذاکرات را با سرعت به نتیجه رساندند و نتیجه آن شد برجام. برجامی که بسیاری از تحلیل گران آن را ناقص و ضربه زننده می دانستند اما... .

این پروژه حتی پس از سال 92 و در انتخابات 96 هم به کار آمد و با خاص و ویژه نشان دادن برجام برای رفع سایه جنگ و اعلام مخالفت با نوشتن شعار مرگ بر اسرائیل برروی موشک های سپاه وارد فاز برجامی و دوگانه جنگ و صلح جدیدی شد.

نگاهی به برخی از صحبت های روحانی این مسئله را عیان می کند.

«یکی از موفقیت‌های برجام برداشتن سایه تهدید از سر مردم بود. پرونده ایران در شورای امنیت، در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار داده شده بود که زمینه را برای حمله نظامی به ایران آماده کنند و حتی در این زمینه به تفاهم هم رسیده بودند. مذاکرات توانست بهانه برای تهدیدات را برطرف و قدرت سیاسی، حقوقی و فنی ما را برای جهانیان آشکار کند و روشن شد فعالیت هسته‌ای و غنی‌سازی، حق مسلم ملت ایران است»

همچنین روحانی در سفر به رشت برای افتتاح چند پروژه می گوید: «رئیس جمهور فرانسه به من گفت در سال 91 متفقن تصمیم به جنگ علیه ایران گرفته بودیم وقتی انتخابات سال 92 پیش آمد ]و شما انتخاب شدید[ بیان شد که ممکن است شرایط عوض شود و دست نگه داشتیم. »

روحانی در سخنرانی خود در مراسم سالگرد ارتحال هاشمی رفسنجانی هم بر همین اساس صحبت می کند و به نقل از هاشمی این چنین می گوید که نظر بر این است که برجام سایه جنگ را از کشور دور کرده و کشور پس از برجام استقرار پیدا کرد.

جنگ و صلح راهی برای فرار از شکست برجام

حال بعد از شکست برجام و عملکرد مافوق ضعیف حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور و از این مهم تر حمایت تمام قد اصلاح طلبان در انتخابات 92 و 96 از او این جریان فکری-سیاسی را تحت فشار زیادی قرار داده است و سعی دارد که خود را از این شرایط سخت فراری دهد و این بار مانند همیشه تنها راهکار همان دوگانه همیشگی است دوگانه ای که مواد اولیه اش را کابینه آمریکا فراهم کرد و با ایجاد یک جنگ روانی ساده جریان داخل را به تب و تاب انداخت تا از آب گل آلود ماهی گرفته و خود را از تمام اشتباهاتش فراری دهد و باز هم همه چیز را به سمت سازش سوق دهد.

ایجاد جنگ روانی توسط آمریکایی ها به یک فرصت دوباره برای اصلاح طلبان تبدیل شد تا از این فضا به نفع خود دو گانه جنگ و صلح دیگری بسازند و باز کشور را که از تجربه برجام و عدم اعتماد به آمریکایی ها تازه بیرون آمده بود به سمت مذاکره اجباری و سازش با آمریکا بکشانند و به عبارتی مردم را از جنگ بترسانند تا بتوانند به سادگی اهداف خود را دنبال کنند.

نمونه ای از این دست اقدامات و جریان سازی ها را علاوه در نشریه صدا که پوستر جنگ و صلح را منتشر کرد می توان در روزنامه ابتکار هم دید که دقیقا بعد از اینکه تمام تحلیل ها و کارشناسان و سران دو کشور از عدم جنگ می گویند ولی باز در طبل جنگ می کوبد و از راهکارهای گریز از آن می نویسد.

در سر مقاله دوم خرداد ماه این روزنامه آمده است: «همزمان با تشدید تحریم‌های ایالات متحده آمریکا علیه ایران مبنی بر قرار‏دادن نام سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی، عدم تمدید معافیت خریداران نفت و همچنین تحریم صنایع مادر ایران، تحرکات نظامی این کشور در منطقه خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری موجب نگرانی جامعه جهانی نسبت به بروز یک درگیری مستقیم میان تهران و واشنگتن شده است».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «بروز تحولات مشکوک مانند حمله به چهار نفتکش در دریای عمان و نیز اصابت یک فروند راکت به نزدیکی‌های سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد در طول یک هفته گذشته، به‏صورت معناداری ادعای آمریکا را در خصوص عدم تمایل نسبت به یک درگیری نظامی با ایران زیر سوال می‌برد… سابقه درگیری‌های آمریکا در نقاط مختلف دنیا به‏خصوص پس از جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که این کشور علی‏رغم تاکید بر گفتمان صلح‌طلبی و بسط دموکراسی به واسطه هژمونی برتر در نظام بین‌الملل، همواره کنش در راستای تقابل سخت‌افزارانه را جزئی لاینفک از اصول سیاست خارجی خود می‌داند».

ابتکار در ادامه نوشت: «ترامپ در گفتمان فعلی خود و ژست عدم تمایل به جنگ نیز قابل اعتماد نیست و لازم است در این شرایط ایران به دنبال پادزهری و یا کلیدی باشد تا با تکیه بر راهبرد صبر استراتژیک که در تاکتیک می‌تواند صورت‌های مختلفی به خود بگیرد، نسبت به تغییر محاسبات استراتژیک کاخ سفید گام بردارد».

باید دید انتهای این دوگانه جدید کجا خواهد بود آیا مذاکره و سازشی هزینه آور یا برجامی جدید در حوزه های مختلف.

در کل نگاهی به سابقه تاریخی این جریان فکری –سیاسی نشان از آن دارد که  هر جا که جایگاه سیاسی خود را در خطر ببیند و حتی برای تکمیل برنامه های سیاسی خود و در بعضی از مواقع برای پنهان کردن ضعف عملکرد خود دست به دوگانه سازی جنگ و صلح می زنند و نیروهای انقلابی را جنگ طلب و خود را صلح جو معرفی می کنند و مانند همیشه تئوری سازش را تکرار.

نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی:

هدف جریانات غرب‌گرا از القاء جنگ، سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی خود در حل مشکلات مردم است

نماینده محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی در خصوص دوگانه سازی جدید اصلاح طلبان در گفتگو با دیارآفتاب گفت: متأسفانه برخی از دولتیان و یک‌لایه‌ای از جریان اصلاحات نشان دادند که مرد مقاومت نیستند و در زمان و شرایطی که خنجر دشمن زیر گلوی ماست می‌گویند بیایید و مذاکره کنید.

سلیمی افزود: این عین تسلیم و بزدلی است. این‌ها به دلیل واهمه و ترسی که در وجودشان هست پیوسته برای کشور نسخه ذلت پیچیدند و متأسفانه در پاره‌ای از موارد این نسخه ذلت مشکلاتی را برای کشور ایجاد کرده است.

وی ضمن تأکید بر اعلام با صراحت آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه قصد جنگ با ایران را ندارند عنوان کرد: این افراد زمانی که می‌دانند کشتی جنگ آمریکا در سوریه، عراق و افغانستان به‌گل‌نشسته است و همچنین درجایی که می‌دانند هر جنگی در منطقه مساوی است با نابودی اسرائیل و هر جنگی در منطقه مساوی است با به فعلیت رسیدن جریان گسترده مقاومت و فعال‌سازی این جریان برای مقابله با پایگاه‌های آمریکا چرا این نوع فضاسازی‌ها را در جامعه انجام می‌دهند.

نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: زمانی که این جریانات غرب‌گرای داخلی می‌دانند توان امروز جمهوری اسلامی بی‌نظیر است و حتی توان شکست دشمن را دارد، مشخص نیست بر چه اساس نسخه ذلت می‌پیچند.

القاء جنگ توسط جریانات غرب‌گرا برای مخفی کردن شکستشان در برجام است

وی با اشاره به اینکه فضاسازی در خصوص وقوع جنگ نشان‌گر یک نوع تزلزل باطنی در جریان غرب‌گراست اظهار کرد: این‌ها شکست‌خورده‌اند، این‌ها تصورشان این بود که با مذاکرات برجام آمریکایی‌ها می‌آیند و کشور را گلستان می‌کنند [که نشد].

سلیمی ادامه داد: این جریانات از افغانستان درس نگرفتند که آیا با حضور آمریکایی‌ها رشد و پیشرفتی در آن کشور حاصل شد؟ مگر آمریکایی‌ها در عراق نبودند، امروز وضع عراق را ببینید. مگر آمریکایی‌ها در سوریه نبودند مگر در مصر نیستند، همچنین در عربستان و اردن، آیا این کشورها را نمی‌بینند.

وی ضمن بیان اینکه یک ملت با عزم و اراده می‌تواند حق خودش را بگیرد تصریح کرد: یک ملت صرفاً بر اساس تکیه‌بر خدای متعال و توانایی خود می‌تواند در مسیر پیشرفت قرار بگیرد. این‌ها چون ذاتاً انسان‌های تنبلی هستند و پیوسته دنبال آسان‌ترین راه‌حل‌ها می‌گردند، به همین دلیل است که دنبال مذاکره هستند. البته باید گفت در مذاکره هم دیدید که چیزی عاید ما نشد و برجام با همه امتیازات داده‌شده هیچ امتیازی، بنا بر گفته آقای ظریف و آقای عراقچی، برای ما نداشت.

یکی دیگر از اهداف جریانات غرب‌گرا از القاء جنگ، سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی جریان اصلاحات در حل مشکلات مردم است

نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی تشریح کرد: متأسفانه وقتی برخی داخلی‌ها می‌آیند و توان دشمن را به رخ می‌کشند، به دنبال همان جنگ روانی هستند. دشمن امروز در داخل نفوذی‌هایی دارد که این نفوذی‌ها دقیقاً در پازلش بازی می‌کنند و به جنگ روانی موردنیاز دشمن دامن می‌زنند که برای ترساندن مردم تهدید خارجی به‌اضافه فعالیت نفوذی‌ها در داخل کشور، مکمل یکدیگر هستند.

وی خاطرنشان کرد: این جنگ روانی مکمل جنگ اقتصادی است منتهی هدف این‌ها سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی جریان اصلاحات در حل مشکلات مردم است. جریانی که امروز بدهکار مردم است.

انتهای پیام/

captcha