پورعرب گذشته اش را فراموش کرده/ برخی سلبریتی ها اصلا ایرانی نیستند و پرچم 3 رنگ برایشان حرام است/ فلانی برای شمر طبل و برای امام حسین(ع) سینه می زند افزایش بیش از حد آهن عامل بیماری‌های کبد و اضافه‌وزن است بهره‌مندی ۱۳۵۲ نفر از طرح سربازی تخصصی شرکت‌های دانش‌بنیان یمن: فرودگاه‌های «أبها، جازان و نجران» به صورت مداوم هدف قرار خواهند گرفت کدام محصولات ایران خودرو ارزان شد؟ کودکانی که در گیم گم می‌شوند جزئیات توافق برانکو با الاهلی/ مخالفت با اولین گزینه جانشینی یک خاطره و عکس نادیده از شهید احمدی روشن از رانندگی در ۷ سالگی تا حمل کُلت کمری در ۱۱ سالگی/ ادعا‌های خبرنگار واشنگتن‌پست درباره رهبر کره‌شمالی+ تصاویر گزارش| «مقاومت» یا «سازش»؛ کدام‌یک به جنگ منتهی می‌شود؟
دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۰
کد خبر: 56886
تاریخ انتشار: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۲

یادداشت «محمدرضا کائینی» به‌مناسبت سالروز درگذشت آیت الله بهجت(ره)

ده سال پیش در چنین روزی، قم و در نگاهی کلان‌تر ایران و شیعه، یکی از لنگرگاه‌های آرامش و امنیت خویش را از کف داد! و در پی آن دریغی بزرگ به میان افتاد که قدر مسلم، تا مدت‌ها مانندی برای او نخواهد آمد!

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از سرویس تاریخ جوان آنلاین: محمدرضا کائینی، دبیر سرویس تاریخ روزنامه جوان، به‌مناسبت سالروز درگذشت آیت الله بهجت(ره) در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

حیاتش نمادی بود از شکوه و جلالت تاریخی مرجعیت شیعه. این را هر رهگذری که چند ساعت مانده به اذان ظهر یا مغرب، از حوالی مسجد فاطمیه قم گذر می‌کرد، در می‌یافت. جماعتی که از ساعت‌ها قبل در صفوف جماعت و طبقه دوم و حتی بامِ مسجد جا می‌گرفتند، یا در مسیر آن تا منزل محقرش می‌ایستادند، با این امید که لحظه‌ای او را بنگرند یا دعایی و تبرکی بجویند یا نمازشان را به امید قبول، به نماز او منضم سازند!

عارف فومنی، اما، این همه اقبال را بی تظاهر جلب کرده بود. نه مانند بسیاری، چندان خود را در معرض گذارده بود، نه حتی در حد متعارف سخن می‌گفت و نه قول اجابت و کرامت به کسی می‌داد! مردم خود به تجربه فهمیده بودند که او گاه چیز‌هایی را در می‌یابد که دیگران نمی‌دانند و گره گشایی‌هایی می‌کند که الباقی نمی‌توانند! با این همه هنگامی که اصرار‌های پی در پی خلق الله او را ملزم به پاسخ می‌کرد، نسخه‌های غریب نمی‌پیچید و راه‌های پرافسون نشان نمی‌داد. از دم دستی‌ترین جملاتش-که برای چند نفر نیز قلمی کرده است-این بود که: اگر به آنچه می‌دانید عمل کنید، آنچه نمی‌دانید بر شما مکشوف خواهد گشت!... یکی از غنی‌ترین و ناشناخته‌ترین جنبه‌های شخصیت او، فهم غنیِ تاریخی و سیاسی اش بود. وی همواره در داوری‌های اجتماعی وسیاسی خود، گریزی به مشروطیت داشت و توالی فاسد آن را دامنگیر جامعه ایران می‌دانست. (شمه‌ای از تقریرات او در این باره را، در فصل ضمیمه کتاب ماه تاریخی-فرهنگی یادآور، جشن نامه سی امین سالگرد پیروزی انقلاب آورده‌ام) تلقی او از پیامد‌های مشروطه، بیش و پیش از همه از مشاهدات وی در نجف مایه می‌گرفت و منقولات استادانش. همین نگاه پخته به سیاست-با وجود آنکه هرگز بدان تظاهر نمی‌کرد-موجب می‌گشت که در مقاطع خطیر، زنهار‌هایی دهد و پیغام‌هایی محرمانه بفرستند یا ادعیه و عباداتی کارگشا توصیه کند. او خردترین تا کلان‌ترین مشکلات جامعه را، به خداترسی مردم و مسئولان منتسب می‌ساخت و به هر مناسبتی، اشارت خویش را بدان معطوف می‌کرد.

ده سال پیش در چنین روزی، قم و در نگاهی کلان‌تر ایران و شیعه، یکی از لنگرگاه‌های آرامش و امنیت خویش را از کف داد! و در پی آن دریغی بزرگ به میان افتاد که قدر مسلم، تا مدت‌ها مانندی برای او نخواهد آمد!

پ.ن: تصویر فوق آمده، آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت فومنی را در حال عتبه بوسیِ آستان قدس رضوی (ع) نشان می‌دهد.

captcha