پیری و فرسودگی برخی مسوولین اجرایی، دلیل نگرفتن آرایش جنگی در اقتصاد است/ تبدیل فضای تهدیدمحور به فرصت محور؛ اصلی‌ترین وظیفه سازمان فضای مجازی بسیج تاثیر سطح تحصیلات بر رابطه زوجین کش و قوس بین نمایندگان مجلس و دولت نتیجه داد/ احراز تخلف آشکار دولت در انجام مصوبه افزایش حقوق جبهه پايداری برای انتخابات مجلس به مدلی برای هم‌افزايی و وحدت رسيده است چرا از جشن ۴ سالگی برجام در روزنامه‌های اصلاح‌طلب خبری نیست+ تصاویر رد پای ۱۱ کارمند وزارت صمت در پرونده تخلفات پتروشیمی هفته آینده؛ جلسه غیرعلنی مجلس درباره هدفمندی یارانه ها فعالیت هفت هزار نفر در شبکه نظارتی انتخابات استان مرکزی/در حوزه رسیدگی به تخلفات انتخاباتی با هیچ‌کس تعارف نداریم چشم در چشم با پلنگ ایرانی/ نمی‌گذارم پسرم محیط‌بان شود علم نوروبیولوژی بر حکم حجاب صحه می‌گذارد
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸ - ۰۵:۴۳
کد خبر: 53481
تاریخ انتشار: ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳:۳۷
گزارش/

عادل، رفقا و بقیه؛ احساسات زدگی ممنوع!

مطمئنا یکی از راه های نجات جامعه امروز حرکت دادن مردم به سمت یک نگاه عقلانی به اتفاقات است نگاهی که احساسات جزیی از آن بوده اما در آن نمی توان از حاکمیت احساس سخن گفت.

به گزارش دیار آفتاب؛شاید بتوان گفت احساسات تک‌واژه ایست که گویا هیچ‌گاه قصد رخت بستن از زندگی این مردم را ندارد. البته بد هم نیست و احساسات قابل نهی شدن هم نیست اما در کورس احساسات و عقلانیت، گویا این احساسات است که گوی سبقت را ربوده و فاصله زیادی بین خود و عقلانیت ایجاد کرده است.

تصمیم‌گیری‌های احساسی، رفتار احساسی، سبک زندگی احساسی، انتخاب‌های احساسی در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سال‌های سال است که دست‌به‌گریبان جامعه ایرانی است. جامعه ای که با احساسات بزرگ شده و خود را در آن غرق ساخته.

گه‌گداری در فعل‌وانفعالات اجتماعی و یا نتایج متأثر از این فعل‌وانفعالات نمود بیرونی و دقیقی از این احساسات قابل‌رؤیت و بیان است که هیچ انکارکننده‌ی قَدری هم نمی‌تواند آن را منکر شود.

آخرین اتفاقی رقم خورده در جامعه که واکنش‌های بسیاری را در کشور بر جای گذاشته، انتشار خبری در راستای ایجاد تغییراتی در سیاست‌های ورزشی شبکه ۳ سیما و برنامه نود بوده است.  خبری که قبل از توجه به تغییرات در سیاست‌ها به  یک تغییر ساده‌اش توجه شد. آن چیزی نبود جز اینکه فردوسی پور از برنامه ۹۰ به‌جای دیگری از سازمان مانند قایم مقامی شبکه ورزش منتقل می‌شود و تا تجربیات و توانمندی‌هایش به هر چه تخصصی‌تر شدن شبکه ورزش بینجامد.

بعدازاین خبر هجمه‌های سنگینی از طرف برخی از رسانه‌ها و افراد به سمت صداوسیما بالأخص مدیر شبکه سه آغاز شد و سلبریتی ها و آدم‌های عادی و رسانه‌های دیگر در نگاه کاملاً سیاسی و بر خواسته از احساسات نسبت به این مسئله موضع گرفتند.

مثلاً در یکی از این مواضع پرویز پرستویی بازیگر سینما در پست اینستاگرامی ای با انتشار عکسی از فروغی مدیر شبکه سه سیما نوشت:

«این عکس متعلق به علی فروغی است

مدیر شبکه سه

کسی که باعث شده فرزند بیست‌ساله عادل فردوسی پور به گروگان گرفته بشه!

با دقت به چهره‌اش نگاه کنید بخصوص کاپشن اش .شما رو یاد کسی نمی اندازه؟

خیلی کم خوابی نداره؟

بگذریم .

می خوام گپی با دوستان هنرمند و ورزشکار بزنم.

من که تکلیف ام با تلویزیون روشنه ،قبلاً هم عنوان کردم که صداوسیما مرگ منم از رسانه‌اش اعلام نکنه .

اگه پشت گوشش و دید منم در صداوسیما خواهد دید.

حالا حرفم با دوستان هنرمند و ورزشکاره

امیدوارم جسارت بنده رو به بزرگی خودشون ببخش اند.

از دیشب در فضای مجازی پست های مختلفی گذاشته شده و همه به اتفاق از عدم حضور عادل عزیز در برنامه نود متأسف هستند .

مثلاً رامبد جوان عزیز از عادل خواسته نفس عمیق بکشه و حتی گفته نگران نباش مردم و ما در کنارت هستیم !

چجوری اش و نمیفهمم!

و از بزرگان جامعه ورزشی که تقریباً خبری نیست!

به خدا بنده قصد انقلاب ندارم .

ولی میخوام یه تقاضا اول از دوستان خودم

اگه ورزشی هستند و برنامه ۹۰ رو دوست دارند ،اگه ورزشکارانی که این برنامه براشون مهمه،در ایام عید در هیچکدام از برنامه های عید شرکت نکنند و برنامه پرکن نباشند ،که این به اصطلاح مدیران هر کاری که دلشون خواست با آدم هایی مثل عادل فردوسی پور، استاد شجریان،زنده یاد ناصر ملک‌مطیعی،محسن امیر یوسفی و.....بکنند.

بگذارید صداوسیما متوجه بشه که اگر هنرمندان ورزشکاران و فرهیختگان عرصه موسیقی و دیگر مفاخر نباشند ،باید کرکره صدا و سیما رو پایین کشید.

آقای حمید استیلی عزیز یه گل به آمریکا زده هنوز در طول سال چندین بار از ایشون و به مناسبت های مختلف دعوت می کنند تا احساس خودش و بعد از زدن گل به امریکا بگه.

آقای علیرضا بیرانوند عزیز پنالتی رونالدو گرفته کلی از ایشون در برنامه ها دعوت کردند و...

ولی امیر علی اکبری حریف آمریکایی خودش و در ۲۶ اسفندامسال، در چهار دقیقه ناک اوت کرد ،اما دریغ از یه خبر .

ولی تا دلتون بخواد این روزها بنا به تخریب جهان پهلوان تختی گذاشتند...

اگه جسارت میکنم‌ و میگم در ایام نوروز در هیچیک از برنامه های سال تحویل و ... شرکت نکنید به نظرم احترام به خودتان گذاشته اید .بگذارید حتی مسئولین مهم مملکتی بدانند که این مدیران تازه بدوران رسیده نه تنها کار درستی نمیکنند بلکه روز بروز نارضایتی مردم و بیشتر می کنند .

صدا و سیما متعلق به مردمه و انسان های لایقی که مردم دوستشون دارند .

حرف زیاده و در یه پست نمیشه همه حرف هارو زد.

یک بار هم شده بیاییم به حرف هایی که میزنیم عمل کنم .همین»

نگاهی به مجموعه ای از موضع گیری های در مورد این اتفاق و نگاهی دقیق در همین موضع گیری ذکر شده در بالا جز ارائه یک نگاه صرف احساسی و به دور از عقلانیت نمایش دیگری نخواهد داشت. به عبارتی می توان گفت منطق احساس زده ای سعی دارد از عنوان مردم و یا هر عنوانی که بتوان در ظاهر، عقل را با آن برای سکوت راضی نگاه داشت استفاده کند تا تمام شرایط را برای القا درونیات برآمده از احساسش آماده سازد.

از طرفی باید گفت که گویا این چنین افرادی هنوز هم از ظاهر سازی ها و بر قراری جنگ احساسات در جامعه عبرت نگرفته اند. هنوز مدت زیادی از انتخاب برآمده از احساسات حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور با همین حمایت های احساسی نگذشته است که حالا این جریانات، که احساسات را به جامعه پمپاژ می کنند و رسانه هایی که پشت سرشان از این فضا نهایت سوء استفاده را برای تخریب های سیاسی به کار می گیرند، خواسته یا ناخواسته این احساسات مخرب را در جهت تخریب افراد و مدیران به کار بگیرند. تخریبی که برای آن حتی یک دلیل هم ارائه نمی شود و تکیه بر یک نگاه سیاسی دارد.

مطمئناً یکی از راه‌های نجات جامعه امروز ما حرکت دادن مردم به سمت یک نگاه عقلانی به اتفاقات است نگاهی که احساسات جزئی از آن بوده اما در آن نمی‌توان از حاکمیت احساس سخن گفت.

آیا امروز نباید پرسید مدیر شبکه‌ای که نتواند حتی در ایجاد تغییرات در یک برنامه تأثیرگذار باشد یا در جابه‌جایی یک نیرو در سازمان تحت امرش اثرگذاری کند چه ارزشی دارد؟ باید پرسید امروز محوریت این نگاه بر مجری محوری است و یا بر برنامه محوری و محتوا محوری یا اصلاً به این مطالب نمی‌اندیشند و فقط فریادهای احساسی را خوب می‌دانند؟ از طرفی می‌توان پرسید دستاورد 20 ساله یک برنامه تلویزیونی مانند 90 جز جذابیت چندساعته که می‌توان گفت همان جذابیت اش را هم از جذابیت های موضوع و ورزش تحت بررسی اش به وام گرفته، چیست؟

آیا بهتر نیست جامعه اجازه دهد همه چیز در چارچوب عقل پیش رود؟ آیا نباید دقت شود که امروز دغدغه مردم یک تغییر ساده در یک برنامه تلویزیونی نیست بلکه دغدغه مردم معیشتی است که برخی از همین نگاه های احساسی و تشویق های آن ها برای انتخاب های احساسی مسببان اصلی این اتفاق هستند و امروز به‌جای پاسخ‌گویی تنها به همان سبک و روش احساسی‌شان دامن می‌زنند.

امید است اندکی به سمت عقلانیت درحرکت باشیم...

انتهای پیام/

captcha