ستاره هواداران استقلال به دنبال بازار گرمی و حضور در استقلال + عکس ایران به اقدام هر متجاوزی در عرصه فضا پاسخی پشیمان‌کننده می‌دهد سکونشینی در اروپا و بی‌اثری در ترکیه؛ آخر و عاقبت بازیکنانی که از پرسپولیس جدا شدند دستگیری ۱۳۰ دلال ارزی/ طرح کاهش به زودی اجرایی می شود کدام اعضای دولت روحانی توقع مردم از برجام را بالا بردند؟ «سهمیه هیات‌علمی» چیست؟/ همه برابرند، فرزندان اساتید برابرتر! ولایت‌پذیری برادر بزرگ‌تر حضرت امام #گنبد_پوشالی اسرائیل در برابر راکت‌های فلسطینی استانی که می‌توانند سر تا پایش را طلا بگیرند! + تصاویر سانسور پیام ویژه خارجی‌ها به مقامات دولتی/ فوتبال ایران در آستانه تعلیق!
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ - ۰۴:۰۶
کد خبر: 46046
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۲

استکبار و استکبار ستیزی در منظومه فکری امام خمینی و امام خامنه ای

مبارزه با استکبار جهانی که از اصول اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی و پس‌ازآن خلف صالح ایشان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)است.

به گزارش دیار آفتاب؛ در طی ۴ دهه که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد یکی از مسائل اصلی و اصولی انقلاب، مبارزه با استکبار بوده است. اهمیت این مسئله به‌قدری است که امام خمینی(ره) انقلاب ۱۳ آبان را به‌عنوان روز ملی مبارزه با استکبار نام‌گذاری کرد.

با توجه به تثبیت روز ۱۳ آبان به‌عنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی که از اصول اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) و پس‌ازآن خلف صالح ایشان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) است، لازم است برخی از زوایا و ابعاد جلوه‌های این تفکر و دیدگاه‌های ژرف موردتوجه و تعمق قرار گیرد تا نسل امروز به معرفت و بینش سیاسی لازم در این موضوع مهم و حیاتی و پیوند خورده با استقلال و اقتدار ایران اسلامی برسد.

تعریف استکبار

امام خامنه ای(مدظله العالی) تعریف جامع و مشخصی برای استکبار ارائه دادند. این تعاریف پایه های فکری انقلاب در مبارزه با دشمنان است.

"استکبار یعنی چه؟ استکبار یک تعبیر قرآنی است؛ در قرآن کلمه‌ی استکبار به کار رفته است؛ آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنی آن کسانی و آن دولتی که قصد دخالت در امور انسانها و ملّتهای دیگر را دارد، در همه‌ی کارهای آنها مداخله میکند برای حفظ منافع خود؛ خود را آزاد میداند، حقّ تحمیل بر ملّتها را برای خود قائل است، حقّ دخالت در امور کشورها را برای خود قائل است، پاسخگو هم به هیچ‌کس نیست؛ این معنای مستکبر است. نقطه‌ی مقابل این جبهه‌ی ظالم و ستمگر، گروهی هستند که با استکبار مبارزه میکنند؛ مبارزه‌ی با استکبار یعنی چه؟ یعنی در درجه‌ی اوّل زیر بار این زورگویی نرفتن؛ معنای استکبارستیزی یک چیز پیچ‌وخم‌دارِ پیچیده‌ای نیست؛ استکبارستیزی یعنی یک ملّتی زیر بار مداخله‌جویی و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معنای استکبارستیزی است."

همین عدم تحمل زورگویی ها و زیاده خواهی مستکبران از ملت ها بود که امام خمینی(ره) همه را به این مبارزه دعوت کرد:

«ای مسلمانان جهان وای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید، و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش کنید.» ( همان، ج10، ص339- 30/8/1358)

تعریف دشمن استکباری

"دشمن که ما میگوییم، به یک موجود خیالی و توهّمی اشاره نمیکنیم. مراد ما از دشمن عبارت است از نظام استکبار؛ یعنی قدرتهای استکباری؛ قدرتهایی که حیاتشان متوقّف بر سلطه‌ی بر دیگران است، دخالت در امور دیگران، در اختیار گرفتن منابع مالی و حیاتی دیگران؛ اینها استکبارند؛ یا به تعبیر دیگری، سردمداران نظام سلطه. ما یک عنوانی داریم در ادبیّات سیاسی‌مان و آن عبارت است از نظام سلطه؛ یعنی تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ این، نظام سلطه است. آن کسانی که سردمداران نظام سلطه‌اند، آنها دشمن هستند. اگر یک مصداق خارجی هم بخواهیم برایش مشخّص کنیم، رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا است. مظهر کامل نظام سلطه، رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا است."

امام خمینی (ره) تا آخرین لحظه دست از این مبارزه برنداشت و از این دشمن غافل نشد. تا جاییکه در میراث گرانقدر خود که همان وصیتنامه الهی-سیاسی ایشان است فرمود:

«وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست‏اندرکاران کشورتان یا قدرتهای‏ خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند... و شما ای مستضعفان جهان وای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمّال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می‏کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پر افتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.» (همان ، ج‏21، ص: 447 و 448)

پیشینه استکبار

"استکبار یک واژهی قرآنی است که در قرآن دربارهی امثال فرعون و گروههای بدخواه و معارض حقّ و حقیقت بهکار رفته است. استکبار در گذشته هم بوده است، تا امروز هم وجود دارد. استخوانبندی استکبار در همهی دورهها یکی است؛ البتّه شیوهها و خصوصیّات و روشها در هر زمانی تفاوت میکند. امروز هم نظام استکباری وجود دارد؛ رأس استکبار هم در دنیا، دولت ایالات متّحدهی آمریکا است. استکبار را باید بشناسیم، خصوصیّات استکبار را باید بدانیم، عملکرد و جهتگیرىِ استکبار را باید بدانیم تا بتوانیم خردمندانه رفتار خودمان را در مقابل او تنظیم کنیم. ما با برخورد غیرخردمندانه در همهی عرصهها مخالفیم؛ ما معتقدیم در همهی عرصهها، در همهی برنامهریزیها، در همهی جهتگیریهای جمعی و فردی باید با درایت و حکمت عمل کرد. اگر صحنه را نشناسیم، اگر دوست را نشناسیم، دشمن را نشناسیم، اگر امروز نظام سلطه را نشناسیم، استکبار را نشناسیم، چطور میتوانیم با حکمت و درایت حرکت کنیم؟ چطور میتوانیم درست برنامهریزی کنیم؟ لذا باید بشناسیم.

 آنچه من در مورد استکبار عرض میکنم، چند نمونه یا چند شاخص از رفتارهای نظام استکبارىِ امروزِ دنیا است و در بسیاری از موارد، با آنچه که در قرون گذشته و دورانهای گذشته استکبار داشته، شریک است."

شاخصه های استکبار

" یکی از ویژگیهای نظام استکباری، خودبرتربینی است. مجموعههای استکباری - آن کسانی که یا در رأس یک کشور یا در رأس یک نظام بینالمللی [یا] مجموعهای از کشورها کارها را به دست گرفتهاند - وقتی مجموعهی خودشان را از بقیّهی انسانها، از بقیّهی مجموعهها برتر دانستند، وقتی خودشان را محور دانستند، همه چیز را فرع بر خودشان دانستند، یک معادلهی غلط و خطرناکی در تعاملات جهانی بهوجود میآید. وقتی خود را برتر دانست، خود را محور دانست، خود را اصل دانست، نتیجه این میشود که برای خود حقّ مداخلهی در امور بقیّهی انسانها و بقیّهی ملّتها را قائل است. آنچه به نظر او ارزش محسوب میشود، بایست همه در دنیا تسلیم بشوند و قبول بکنند، گردن بنهند. اگر چیزی که او ارزش میداند، دیگران قبول نداشتند، این به خودش حق میدهد در کار آنها دخالت کند، به آنها تحمیل کند، به آنها زور بگوید، فشار بیاورد. این خودبرتربینی موجب میشود که ادّعای تولیت امور ملّتها را داشته باشند، ادّعای مدیریّت جهانی را داشته باشند، خودشان را رئیس مجموعهی عالم بدانند. میشنوید در حرفهای مسئولان و دولتمردان آمریکایی [که] از دولت آمریکا جوری حرف میزنند، مثل اینکه صاحباختیار همهی کشورها است؛ [میگویند] ما نمیتوانیم بگذاریم این کار انجام بگیرد، ما نمیتوانیم بگذاریم این شخص باشد یا نباشد! دربارهی منطقهی ما جوری حرف میزنند که کأنّه مالک این منطقهاند؛ دربارهی رژیم صهیونیستی جوری حرف میزنند که گویا ملّتهای این منطقه ناگزیرند که این رژیم تحمیلی و جعلی را بپذیرند؛ با ملّتهای مستقل، با دولتهای مستقل جوری برخورد میکنند که گویی آنها حقّ حیات ندارند. این خودبرتربینی، خود را دارای جایگاه ویژهای در مجموعهی اولاد آدم، مجموعهی ملّتها، مجموعهی انسانها دانستن، این اُسّاساس و بزرگترین مشکل استکبار است.

 نتیجه این میشود که خصوصیّت و شاخص دیگری برای استکبار به دست میآید و آن حقناپذیری است؛ نه حرف حق را میپذیرند، نه حقّ ملّتها را میپذیرند؛ حقناپذیرِ مطلق. در مباحثات جهانی بسیار اتّفاق میافتد یک حرف حقّی زده میشود، آمریکا به دلیلی نمیپذیرد؛ با انواع شیوهها حرف حق را رد میکنند، زیر بار حق نمیروند. همچنان که حقوق ملّتها را هم قبول نمیکند؛ اینکه ملّتها حق دارند انتخاب کنند، حق دارند آن حرکتی را که خودشان میخواهند، آن اقتصادی را که خودشان میخواهند، آن سیاستی را که خودشان میخواهند اتّخاذ کنند، این را برای ملّتها قائل نیستند، معتقد به تحمیل بر ملّتها هستند.

یکی از شاخصهای دیگر استعمار و استکبار این است که جنایت را نسبت به ملّتها و نسبت به آحاد بشر مجاز میشمرند و اهمّیّت نمیدهند. این یکی از بلایای بزرگ استکبار در دوران جدید است؛ دوران جدید یعنی دوران پیشرفت علم، پدید آمدن سلاحهای خطرناک، که این سلاحها هم [از وقتی به] دست مستکبرین رسید، بلای جان ملّتهای عالم شد؛ برای جان انسانها - هر انسانی که با آنها همراه نباشد، تسلیم آنها نباشد، تابع آنها نباشد - هیچ ارزشی قائل نیستند؛  غارت منابع حیاتی ملّتها برایشان آسان است.

 یکی از خصوصیّات استکبار که باز یکی [دیگر] از شاخصها است، فریبگری و رفتار منافقانه است؛ این را توجّه کنید. همین جنایاتی که گفته شد، همهی اینها را در تبلیغات خودشان سعی میکنند توجیه کنند و جنایت را در لباس خدمت نشان بدهند! این نظام استکبار که قصد سلطهی بر ملّتها را دارد، از این شیوه بهطور متعارف و معمول در همهی زندگیاش استفاده میکند؛ شیوهی توجیه جنایت و پوشاندن لباس خدمت به جنایت. [در] البتّه شاخصهای استکبار بیش از اینها است: جنگافروزی میکنند، اختلافافکنی میکنند، با حکومتهای مستقل درمیافتند، با ملّت خودشان حتّی آنوقتی که منافع گروههای خاص اقتضا میکند درمیافتند.

 نظام اسلامی با استکبار با این خصوصیّات طرف است؛ نظام اسلامی با ملّتها طرف نیست، با مردم طرف نیست، با انسانها طرف نیست، نظام اسلامی با استکبار طرف است. از زمان ابراهیم خلیل و نوح پیغمبر و پیغمبران بزرگ و پیغمبر اسلام تا امروز هم همین بوده: جبههی حق در مقابل استکبار قرار داشته است. چرا؟ مقابلهی امروز نظام اسلامی با استکبار از چه رو است؟ چون استکبار با این خصوصیّاتی که گفتیم، قادر نیست نظام اسلامیای مثل نظام جمهوری اسلامی ایران را تحمّل کند. چون نظام جمهوری اسلامی اساساً در اعتراض به استکبار پدید آمده است؛ انقلاب در اعتراض به استکبار و عوامل استکبار در ایران بهوجود آمد و بر این اساس تشکیل شد، رشد پیدا کرد، قوی شد، منطق استکبار را به چالش کشید. [استکبار] نمیتواند تحمّل کند، مگر وقتی که مأیوس بشود. ملّت ایران، جوانان ایران، فعّالان ایران، کسانیکه به هر دلیلی ولو به دلیلی غیراسلامی به میهنشان و خاکشان عقیده دارند، باید کاری کنند که این یأس در دشمن بهوجود بیاید؛ دشمن را باید مأیوس کرد. برای دستگاه استکبار و امروز برای دولت ایالات متّحدهی آمریکا بسیار دشوار است که ببیند در این منطقهی حسّاس عالم، در غرب آسیا - [که] یکی از حسّاسترین مناطق دنیا است؛ هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، حوادث اینجا بر همهی عالم اثرگذار است - یک کشوری، یک نظامی، یک ملّتی سربرآورده است که خود را متّصل و مربوط و تبعِ به آن قدرت ابرقدرت - که خودش را اَبَد قدرت میداند - نمیداند، مستقل حرکت میکند؛ علیه او اینهمه مخالفت انجام میگیرد، [امّا] از همهی این مشکلات و سختیها نظام اسلامی عبور میکند."

این شاخصه ها در کلام امام خمینی (ره) نیز به وضوح و مکرر قابل مشاهده است:

««آمریکا که دشمن همه ادیان است حتی مسیحیت، آمریکا اصلاً اعتقاد به ادیان ندارد و جر منافع خودش را نمی‌خواهد، حتی منافع آمریکایی‌ها را هم نمی‌خواهد، منافع دولت آمریکا را می‌خواهد»(صحیفه امام، 1374، ج17: 194).

«کسانی که اندک تفکری در اوضاع کشورهای اسلامی بنمایند، به وضوح خواهند دانست که آن چه دو ابرقدرت جهان و قدرت‌های تابع این قدرت‌ها با هم اتفاق دارند عقب نگه‌داشتن کشورهای جهان سوم خصوصاً کشورهای پهناور و غنی اسلامی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی و تحمیل جهات استعماری در تمامی امور مذکور بر جهان سوم می‌باشد(صحیفه امام،1376، ج19: 203)

دلیل دشمنی استکبار با ایران

"دنیا در یکى دو قرن اخیر، با بُروز پدیده‌ى ننگین و شوم استعمار و استکبار بین‌المللى، دچار آفتهاى بزرگى شد؛ مهم‌ترینِ این آفتها نظام سلطه است. نظام سلطه به معناى آن است که در روى زمین، ملتها به دو گروه تقسیم بشوند: یک گروه سلطه‌گر، و یک گروه سلطه‌پذیر. دولتهاى استکبارى عادت کرده‌اند که سلطه‌گرى کنند، زور بگویند، در اقتصاد ملتها، در فرهنگ ملتها، در سیاست‌ورزى ملتها، در تربیت ملتها، در سبک زندگى ملتها، از سر استکبار و سلطه‌طلبى دخالت کنند؛ همه‌چیزِ دنیا در اختیار آنها باشد. دولتهاى غربى و در برهه‌ى چند ده سال اخیر در رأس آنها دولت آمریکا، به این پدیده‌ى نفرت‌انگیز عادت کرده‌اند؛ به اینکه زور بگویند، به اینکه اقتصاد دنیا در دست آنها، فرهنگ ملتها در اختیار آنها، و خلاصه اختیار کشورهاى دیگر در دست آنها باشد؛ به این عادت کرده‌اند. وقتى یک ملت و یک کشور، در مقابل این عادت زشت مى‌ایستد، آنها برآشفته میشوند. انقلاب اسلامى موجب شد یک کشور بزرگ، یک کشور واقع در منطقه‌ى حساس جغرافیا، یک کشور داراى منابع و معادن سرشار یعنى ایران عزیز، با ملتى مقاوم و شجاع و پراستعداد، در مقابل این رَوَند زشت و نفرت‌انگیز بِایستد؛ آنچه آنها را خشمگین میکند این است. آنچه استکبار جهانى را آشفته کرده است، این است که یک ملت در یک کشور مهم، با یک سابقه‌ى تاریخى بسیار غنى، با دارا بودن خصوصیات منحصربه‌فرد، در مقابل این عادت زشت سلطه‌گرى و سلطه‌پذیرى ایستاده است؛ این است که آمریکا را عصبانى میکند؛ این است که جبهه‌ى متحدى از مستکبران را در مقابل جمهورى اسلامى قرار میدهد؛ و باز اتفاقاً همین است که دل ملتهاى دنیا را به سوى ملت ایران جذب میکند؛ و همین است که اتفاقاً بسیارى از دولتهایى هم که خودشان جرأت نمیکنند در مقابل نظامِ سلطه بِایستند، از اینکه نظام جمهورى اسلامى ایستاده است، لذت میبرند؛ اگرچه این گستاخى و دلیرى را ندارند که آن را اظهار کنند؛ این را ما در مبادلات بین‌المللى بوضوح مى‌بینیم.

 دشمنىِ دشمنان ما به‌خاطر این است که نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظام سلطه ایستاده است؛ در مقابل عادت بدِ تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر ایستاده است."

حضرت امام(ره) نیز این آزادگی و استقلال را نه فقط برای ملت شریف ایران که برای همه مردم دنیا و همه ی به قولی مستضعفین که سالین زیادی زیر یوغ مستکبرین بودند می خواست. همانگونه که فرمود:

«امیدوارم که این انقلاب ما به همه دنیا و برای همه مستضعفین، برای نجات همه مستضعفین به همه دنیا صادر بشود و همه همان راهی که‏ برای شما هست و غلبه کردید بر دشمن اسلام و دشمن ملت، مستضعفین هم غلبه کنند بر مستکبرین. (همان، ج13، ص119 و 120- 26/5/1359)

«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‏کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است. و تا بانگ لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.» (همان، ج12، ص148- 22/11/1358)

همین گفته ها نشان از تفاوت رویکرد انقلاب اسلامی با خواسته ی مستکبرین دنیاست. چراکه آنها همه ملت ها را فدای خود می کنند اما دغدغه مندی امام خمینی (ره) برای نجات تمام مظلومان جهان است.

 13 آبان روز مبارزه با استکبار

«چنانچه این انقلاب اسلامی یک انقلاب عادی نیست و متکی به هیچ یک از دو قطب شرق و غرب نمی‏باشد، از این جهت، ویژگی های خاص خود را داشته و دارد. و با پیمودن صراط مستقیمِ «لا شرقیه و لا غربیه» در مقابل هر دو قطب ایستاده است و از هیچیک از قدرتهای افسانه‏ای نهراسیده است که همین موجب پیروزیهای معجزه‏آسایش گردید؛ گر چه موجب توطئه‏ها و آتش‏افروزیهای فراوان علیه خودش هم شد لکن در هیچ مرحله‏ای عقبگرد نکرد.» (همان، ج‏18، ص 462-5 7/3/1363)

نمونه ای از این توطئه ها و آتش افروزیها در تاریخ 13 آبان اتفاق افتاد. بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) به خوبی گویای توطئه های دشمن و در نهایت خنثی سازی این توطئه ها توسط ملت عزیز ایران است:

"در طول سالهای گوناگون - پیش از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب - در کشور اتّفاق افتاده است. سه حادثه است: حادثه‌ی تبعید امام در سال ۴۳، حادثه‌ی کشتار بیرحمانه‌ی دانش‌آموزان در تهران در سال ۵۷، و حادثه‌ی حرکت شجاعانه‌ی دانشجویان در تسخیر لانه‌ی جاسوسی در سال ۵۸؛ هر سه حادثه به نحوی مربوط میشود به دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا. در سال ۴۳ امام (رضوان الله تعالی علیه) به خاطر اعتراض علیه کاپیتولاسیون - که به معنای حفظ امنیّت مأموران آمریکایی در ایران و مصونیّت قضایی آنها بود - تبعید شدند؛ پس قضیّه مربوط شد به آمریکا. در سال ۵۷ رژیم وابسته‌ی به آمریکا در خیابانهای تهران دانش‌آموزان را به قتل رساند و آسفالت خیابانهای تهران به خون نوجوانان ما رنگین شد، برای دفاع از رژیم وابسته‌ی به آمریکا؛ این هم مربوط شد به آمریکا. در سال ۵۸ ضربتِ متقابل بود؛ یعنی جوانان شجاع و مؤمن دانشجوی ما به سفارت آمریکا حمله کردند و حقیقت و هویّت این سفارت را که عبارت بود از لانه‌ی جاسوسی کشف کردند و در مقابل چشم مردم دنیا گذاشتند. آن روز جوانهای ما اسم سفارت آمریکا را گذاشتند لانه‌ی جاسوسی، امروز بعد از گذشت سی و چند سال از آن روز، اسم سفارتخانه‌های آمریکا در نزدیکترین کشورها به آمریکا - یعنی کشورهای اروپایی - شده است لانه‌ی جاسوسی؛ یعنی جوانهای ما سی سال از تقویم تاریخ دنیا جلو بودند. این قضیّه هم مربوط به آمریکا بود. سه حادثه، هرکدام [هم‌] به‌نحوی مرتبط با دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا و مناسبات آن با ایران. لذا روز سیزدهم آبان را - که مثل فردا است - نامگذاری کردند :روز مبارزه‌ی با استکبار".

حضرت امام خمینی(ره) به همه مبارزان و همه کسانی که از مستکبرین و ظالمان در دل خود انزجار دارند، نوید پیروزی داد:

 «خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را با منت خودش و توفیق خودش بر مستکبرین غلبه دهد و آنها را امام قرار دهد پیشوا قرار دهد. وعده خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند؛ چنانچه تا کنون غلبه کردند.» (12همان، ج5،ص457- 81/135)

وعده خداوند تعالی نزدیک است...

اکرم شهوه

انتهای پیام/

captcha