دولت لایحه پیشنهادی کاهش هزینه‌های اجرایی را به مجلس ارائه دهد/ امروز در یک جنگ تمام عیار اقتصادی هستیم تهیه طرح جامع 80 بقعه متبرکه استان مرکزی/ تکریم امامزادگان؛ گامی موثر در جهت تقویت ارزش های اسلامی «پوست اندازی» قوه مجریه همزمان با سالروز تحویل دولت/ روحانی 12 مرداد تغییرات کابینه را اعلام می کند؟ حضور شش نماینده استان مرکزی در مسابقات آسیایی قطعی شد ۳۶۳ کارتن لوازم یدکی قاچاق در استان مرکزی کشف شد كاروان «زير سايه خورشيد» به آشتیان رسید+عکس فراهم شدن زمینه اشتغال 476 نفر در حوزه گردشگری استان مرکزی موضع‌گیری‌های مقتدرانه، دشمن را به زانو درمی‌آورد/شفاف‌سازی؛ بهترین راه بازگرداندن اعتماد مردم به دولت قطع برق ادارات پرمصرف استان مرکزی/نظارت ۲۵ اکیپ بر مدیریت مصرف برق در ادارات از بلوف آمریکایی تا جولان جاسوسان در دانشگاه‌ها
چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۵
کد خبر: 34882
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۸
یادداشت؛

موج‌سواری بر یک بی‌قراری/عملکرد ضعیف مسئولان استخوانی در گلوی مردم

دستور اصلی این خیزش ها و تحرکات مردمی از بیرون مرزها داده شده و با چراغ سبز دشمن انجام می گیرد اما این پیاده نظام دشمن در داخل کشور است که می خواهد اعتراضات مردمی و مطالبات اقتصادی ایشان را به نوعی در راستای تقابل با نظام و جمهوری اسلامی تفسیر کند.

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از فراهان خبر؛ حتماً شما هم در فضای مجازی یا دیگر خبرگزاری ها، اخباری مبنی بر تجمع اعتراضی مردم عزیز مشهد در میدان شهدا، شهرستان­ های نیشابور، سبزوار، شاهرود و حتی برخی دیگر از استان های کشور را شنیده و یا مشاهده کرده اید.

نگاه عرفی این است که بگوییم عده ای بدلیل مشکلات معیشتی و بخاطر نابسامانی­ های اقتصادی با این تجمع اعتراضی خود خواستار بهبود شرایط و توجه بیشتر مسئولین اجرایی به ارتقای سطح معیشت و بهبود زندگی شان شده ­اند. اما اینکه واقعیت و حقیقت این قصه پر غصه چیست؟ آیا دست هایی در کار هست یا نه؟ مجال و فرصتی می طلبد تا اینکه بررسی این رخداد و تبیین نوع نگاه به آن بتواند ما را در تحلیل درست این واقعه یاری رساند.

مشکلات اقتصادی کادر را به استخوان مردم رسانده است

عده­ ای بر این باورند که اقدامات نسنجیده اجرایی و به دور از تدبیر دولت مخصوصاً در لایحه بودجه سال 97 و سیاست های نادرست اقتصادی دولت و عدم عزم جدی برای مقابله با پدیده های شومی از جمله مفاسد اقتصادی، واردات بی رویه و... کارد را به استخوان مردم رسانیده که برخی فارغ از هرگونه موضوعی و بدون هیچ نگرانی از هر نوع پیشامدی، اعتراضات و انتقادات خود را علنی و آشکار ساخته تا بلکه شاید در میان مدیران اجرایی و مسئولین دولتی گوش شنوایی پیدا شده و حرف آن ها را بشنود و برای درد و رنج شان تدبیر و چاره ای کنند.

فرصت طلبی افراد به ظاهر روشنفکر از اغتشاشات

گروه دوم کسانی هستند که خود را روشنفکر دانسته و بزعم خویش بسیار آکادمیک و فانتزی به تحلیل قضایا پرداخته اند. این گروه به جای آنکه این پدیده را ریشه یابی و بررسی کنند، به نوعی عقده گشایی کرده و در این فرصت پیش آمده تمام حقد و کینه ­ای را که از انقلاب و نهادهای انقلابی دارند، عیان ساخته و از هر دری سخن گفته اند.

از بودجه اختصاصی دولت به مؤسسات فرهنگی و حوزه های علمیه گرفته تا عدم رخصت و اذن کافی رئیس جمهور برای انجام امور اجرایی کشور و... و جالب اینکه همه این موارد را دلیلی بر اینگونه نابهنجاری ها و تحرکات مردمی ذکر کرده ­اند.

اینها معتقدند که اگر دولت به جای اختصاص بودجه به نهادهای فرهنگی و دینی به موضوعاتی از جمله محیط زیست، مسأله حصر و...می رسید، ما دیگر شاهد این دست اتفاقات و اعتراضات نبودیم.

در میان این گروه از استاد دانشگاه گرفته تا نماینده مجلس معتقدند که اینگونه اعتراضات نه برای تدبیر و رفع گرانی، نه برای موضوعی چون اشتغال و رفع بیکاری، نه برای ارتقای سطح درآمد و معیشت و بلکه برای امور مهمی چون رفع حصر، برگزاری کنسرت و... بوده است.

ریشه تحرکات اخیر در خارج از مرزها

گروهی هم ریشه و خاستگاه اینگونه تحرکات را در خارج از مرزها دانسته و معتقدند که در آستانه حماسه نهم دیماه جریاناتی از داخل و خارج بر آن شده اند که حماسه عظیم ملّت در سال 88 را به چالش کشیده و با رفتارهای اعتراضی، اصالت و هویّت آن حماسه عظیم را تحت الشعاع قرار دهند.

اینها معتقدند هر چند که دستور اصلی این خیزش ها و تحرکات مردمی از بیرون مرزها داده شده و با چراغ سبز دشمن انجام می گیرد اما این پیاده نظام دشمن و اعوان و انصار او در داخل کشور است که می خواهد اعتراضات مردمی و مطالبات اقتصادی ایشان را به نوعی در راستای تقابل با نظام و جمهوری اسلامی ترسیم و تفسیر کند.

جای بسی تأسف است که در این میان پیاده نظام دشمن که خود در برخی منصب های اجرایی و دولتی بوده و یا امروز هستند و به جای آنکه در قامت خدمتگزاری و نوکری مردم عمل کنند، در نقش مخالف خوان سخن می رانند.

مردم باید خواسته های خویش را از مسیرهای قانونی پیگیری کنند

فراز و نشیب در هر حکومت و کشوری أمری طبیعی بوده و باید بدانیم که مسیر حرکت یک مجموعه، همیشه راه یکنواخت و هموار نیست.

در ظهور و بروز چنین اتفاقاتی، شیوه عملکرد و چگونگی برخورد عالمانه و تعامل سازنده با اینگونه جریانات بایستی حساب شده و مطلوب باشد که علاوه بر بازگرداندن آرامش به فضای جامعه و کاهش التهابات، هم قضاوت صحیح دیگران را برانگیزد و هم تأیید تاریخ و آیندگان را بدنبال داشته باشد.

نظام جمهوری اسلامی در حدوث و بقای خویش، همواره نقش اصلی را به مردم داده و معتقد است که صاحبان اصلی این انقلاب و کشور مردم هستند.

مردمی که از آغاز حرکت در سال 42 ه.ش به هدایت های داهیانه مرجعیت دینی و روحانیت انقلابی مهر تأیید زده و با نهضت امام عزیز(ره) همراهی کردند و تا دستیابی به نصرت و پیروزی از هیچ ایثار و فداکاری دریغ نکردند.

قاموس نظام اسلامی ما، تئوری مردم سالاری دینی را باور دارد و معتقد به آزادی بیان است. مردم می توانند آزادانه سیاست ها را نقد کنند و مشکلات را بگویند. اما برای مردم پر واضح است که باید هوشیار و آگاه باشند و هیچگاه نباید با اقداماتی ابتر و نسنجیده، بهانه بدست بدخواهان و دشمنان نظام داد بلکه باید خواسته های خویش را از مسیرهای قانونی پیگیری کنند و مطالبه گر باشند.

باید عملکرد مسئولان را به زیر ذره بین دقت کشانده و از آنها بپرسند که چه کرده و چه می کنند؟ این حق طبیعی مردم است.

گلایه مندی از وضعیت اقتصادی زنگ هشداری برای مسئولان است 

مشکلات اقتصادی و گله مندی مردم یک واقعیت و حقیقت است. یک زنگ هشدار به آن دسته از مسئولینی که سفره زندگی خود را از متن و بطن جامعه جدا ساخته و از پشت شیشه های دودی، جامعه و مردمش را می بینند.

در تمامی صحنه ها تجربه نشان داده که مردم همیشه یک گام جلوتر بوده و به خوبی می دانند که کمبود یا وفور نعمت، کاستی یا فراوانی همه متعلق به ما و کشور است. هیچگاه چشم طمع به بیگانه نداشته و نداریم که نسخه ای برای رفع مشکلات و دارویی برای تسکین آلام و دردهای ما بپیچند.

مردم از مسئولین شیوه زندگی امام(ره)، رهبری و رجایی را می خواهند

ما از تجربه های تلخ و ناگوار تاریخی خود آموخته ایم و به خوبی واقف و آگاهیم که بیگانگان چگونه داشته ­ها و سرمایه ­های مادی و معنوی ما را به یغما و تاراج برده اند. در طول سالیان متمادی شاهد اراده پولادین ملت ایران در برابر توطئه و دسیسه دشمنان بودند.

مردم می دانند که در مسیر دستیابی به هدف، باید استقامت ورزید و مراقب بود تا دسیسه ها و ترفندها کسی را از مسیر اصلی جدا نکند اما ای کاش برخی از مسئولین هم آگاه می شدند و قدر این همراهی و ارزش این ایستادگی و استقامت مردم را می دانستند و به جای خواب های رنگین در لس آنجلس، لندن و کانادا به فکر خدمت به مردم بودند.

ای کاش برخی از مسئولین اندکی از مکان های زیبا و خوش آب و هوای منطقه یک تهران و خانه های مجلل و چند صد متری خویش جدا شده و در کف خیابان و پایین شهر، تمنّای زحمت و رنج مردم را ارج نهاده و عرق شرمندگی از پیشانی کارگر زحمتکشی را هم پاک می کردند و به کمر و شانه هایی که زیر فشار دردها و رنج های گرانی دیگر توان و قدرتی ندارد، کمی یاری و کمک می رساندند. مردم از مسئولین شیوه زندگی امام(ره)، رهبری و رجایی را خواهانند نه فئودال های متمکن و مرفّه بی درد را.

مسئولان هشدارهای رهبری را هیچگاه جدی نگرفتند

مردم در سایه شعارهای رونق اقتصادی، بهبود وضع معیشت، فراهم کردن زمینه اشتغال و رفع معضل بیکاری، تعامل سازنده با دنیا، بالابردن ارزش پاسپورت ایرانی به دولت آقای روحانی رأی دادند. چهار سال نخست در تب و تاب تعامل با دنیا گذشت ولی از این رفت و آمدهای دیپلماتیک، نان که نه حتی آبی هم برای ملت گرم نشد.

حال بعد از گذشت شش سال از عمر دولت آقای روحانی برخی از همین حامیان قلم فرسایی می کنند که چرا چنین و چنان است؟ همواره در نطق ها و سخنرانی ها و ...سعی می کنند با ایجاد تنش و مطالبات بی فایده ای، در حقیقت چراغ سبزی به برخی تحرکات و اقدامات نشان داده و شعله ای را برافروخته و روشن کنند.

حال جای این سئوال هست که بزرگواران؛ امروز اگر تیم اقتصادی دولت درست عمل نکرده و یا تدابیر اجرایی و اقدامات عملی دولت کارآیی لازم را نداشته، اندکی دور از انصاف است که شما این بی هنری ها را به پای کلیّت نظام اسلامی گذاشته و با کمال وقاحت کارآمدی حاکمیت دینی را زیر سئوال ببرید؟!

آن روزی که رهبر معظّم انقلاب اسلامی بر گفتمان اقتصاد مقاومتی و تکیه به توان داخلی تأکید داشتند، عده ای از همین طیف فرنگی مآب ها و به اصطلاح روشنفکرها بر طبل اقتصاد لیبرال می کوبیدند و هشدارهای مشفقانه رهبری را هیچگاه جدی نگرفتند.

آن روز که دلسوزانی با صداقت تمام تذکر می دادند و می گفتند بیایید به نسل جوان اعتماد کنید و مانند هسته ای و موشکی به توان داخلی و نیروهای جوان کشور کار را بسپارید...آنها را دلواپس لقب می دادید.

آن روزی که همه گفتند تنها راه سعادت کشور آن است که در همه حوزه ها و عرصه ها و خصوصاً سیاست خارجی می بایست همواره دست بر زانوی خود گذاشته و بلند شد و هیچگاه دلگرم به خنده های دشمن و بیگانه نشویم! و...برخی از همین شما آقایان با نثار بدترین توهین ها و جسارت ها از آنها استقبال کردید.

متاسفانه به جای گرفتن درس از تاریخ و بررسی سابقه دشمنی غرب و خصوصاً دشمنی آمریکا با ملّت ایران، تمام وجهه همّت خود را در سبد برجام ریخته و با دستپاچگی زاید الوصفی به لبخند جان کری و دعوت تلفنی اوباما را لبیک گفتید و باور کردید.

امروز وقتی آفتاب تابان برجام نتابید و حضرات را به آمال و مقصودشان نرسانید، به جای پاسخگویی همگی طلبکار شده اید؟!

یادمان نرفته همان کسانی که در مناظره و تحلیل سیاسی شان می گفتند: « تا زمانی که ایدئولوژی حرف اصلی را در سیاست خارجی می زند و مادامی که این تفکر وجود دارد که ما با آمریکا و استکبار باید بجنگیم، منافع ملی محلی از اعراب ندارد». در حاکمیت دینی و اسلامی جهان بینی اساس و بنیان کار است اما این غرب مآبان و خودباختگانی که نمی فهمیدند که در قاموس حکومت دینی این یک اصل است که همه اهداف، آرمان ها و مسائل و مباحث در سایه ایدیولوژی معنا پیدا کرده و تعریف می شود.

هر چه خواستید، در اختیارتان گذاشتند. تمام امکانات کشور در قبضه اراده و تدبیرتان بود ولی چه کردید؟ به کجا رسیدیم؟ امروز به همان جایی رسیدید که چند سال قبل رهبر معظّم انقلاب فرمودند؛« اینها به عهدشان وفا نمی کنند».

تکنیک فرار به جلوی مسئولان

امروز به نظر می رسد دست هایی در کار است و آگاهانه و عالمانه تلاش می کنند تا مردم را از اصلاح امور و استمرار مسیر حق طلبی، استکبار ستیزی نظام اسلامی نا امید ساخته و به جای تلاش و کار جهادی و حرکت برای بهبود شرایط اقتصادی جامعه نگاه مردم را به خارج از مرزها بدوزند و با تقویت این روحیه یأس و نومیدی، به بدنه اجتماعی و مردم شوک وارد کرده و نابهنجاری و اردوکشی های خیابانی راه انداخته و مردم را در تقابل با نظام اسلامی و بالاخص رهبری معظّم آن قرار دهند تا شاید در پس این بیقراری ها آنها به خواسته های نامشروع خود برسند.

گاه برخی از روشنفکران این طیف با طرح این پرسش ها که چرا رهبری جلو فسادها را نمی گیرد؟ چرا در موضوع هسته ای رهبری اقدام مؤثری نکرد؟ و... سئوالات و پرسش هایی که خود نیز جوابش را می دانند و می فهمند که از جمله وظایف قانونی و اولّی رهبری نیست، می خواهند تا ضعف و کاستی های خود را بپو شانند و در حقیقت نوعی تاکتیک فرار به جلو است.

عملکرد ضعیف مسئولان؛ استخوانی در گلوی مردم

عملکرد ضعیف و مدیریت ناصواب اجرایی، وضعیت کشور را به اینجا رسانده و از طرفی هم دشمن با شبهه افکنی و هجمه های دروغین در صدد گرفتن روحیه اعتماد مردم و بدنبال بر هم زدن آرامش کشور است.

اندک دغدغه و حضور مردم در برخی شهرها آنچنان شبکه ها و سایت های بیگانه را به وجد آورده که گویا منتظرند تا هر روز غوغایی برپا شده و آنها موج سواری کنند ولی مردم نگران دشمنی دشمن نیستند، چرا که چهل سال است این دشمنی ها وجود دارد و از دشمن انتظاری غیر از این نیست.

اما مردم با این درد و غصه چه کنند که برخی از مسئولین با عملکرد ضعیف خود، همچون خاری در چشم می مانند و چون استخوان شکسته ای در گلوی مردم جای گرفته و راه تنفس آنها را بسته اند؛ مسئولینی که نه از جنس آنها بلکه از طیف هزار میلیاردی اند.

یادداشتی از حجت الاسلام علی درستکار/کارشناس مرکز پژوهش های حکومت اسلامی

انتهای پیام/ک

captcha