امروز انقلاب اسلامی هیمنه نظام استکبار را در هم شکسته /عزت و آزادگی یک ملت برخواسته از اراده ما می توانیم است صبحگاه مشترک نیروهای نظامی و انتظامی شازند با حضور جانشین سازمان بسیج واکنش طنز کاربران به توقیف کشتی‌های یونانی/ فروش 2 نفتکش در دیوار! هشدار فعالیت سامانه بارشی در ۹ استان/ روند تدریجی افزایش دما در ۵ روز آینده سوابق ساختمان‌های پرمخاطره عمومی استان باید در فرمانداری‌ ثبت شود/ پاساژ طلای اراک باید سریع تر ایمن سازی شود طارمی داماد شد اروپا نمی‌تواند از بازار انرژی ایران چشم‌پوشی کند/ اکنون برجام بیش‌ازپیش برای اروپا اهمیت دارد! بی‌نیازی از واردات با اصلاح یارانه کالاهای اساسی و حذف ارز ۴۲۰۰/ قاچاق آفت اقتصاد کشور است برگزاری مراسم یادبود جانباختگان آبادان در مساجد و مصلی‌های کشور خبر اصلاح قیمت سوخت تکذیب شد
یکشنبه ۰۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۳۸
کد خبر: 327
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۵

آقا مسعود خودشان را قربانی همه بچه ها کردند / شهید مرادی خیلی کم حرف و همواره تبسم خاصی بر چهره داشت

فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی در بیان خاطراتش با شهید مرادی گفت: همین که جرات داشتند و از خاکریز خودی جلوتر رفتند و به تانک دشمن اجازه ندادند جلوتر بیاید همین یعنی تثبیت خاکریز.
به گزارش دیار آفتاب به  نقل از پایگاه خبری نسیم خنداب، شهید مسعود مرادی در سال 1345 در روستای دهسد در بخش قره‌چای شهرستان خنداب متولد و در سن 14 سالگی با عنوان بسیجی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد.

قسمت اول گفتگو با سردار محسن کریمی فرمانده سپاه روح الله را در مورد شهید مرادی از نظر گذراندید و اکنون قسمت دوم این گفتگو تقدیم می شود:
 

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری نسیم خنداب، سردار محسن کریمی فرمانده سپاه استان مرکزی گفت: در ماموریت والفجر 3 عراقی ها خاکریز خودی را پس گرفته بودند، از نیروها فقط تعدای از ارتشی باقی‌مانده بودند، گردان علی ابن ابیطالب(ع) قرار بود این خاکریز را از دشمن پس بگیرد، آقا مسعود فرمانده یکی از گروهان‌های این گردان بود، در این جا رزم نزدیکی از آقا مسعود شاهد بودیم، کاری که شهید در این جا با همرزمان خود زیر آتش سنگین دشمن انجام داد، فاصله ما با عراقی ها کمتر از 10 متر بود، آنجا از جمله افرادی که بسیار موثر عمل کرد شهید مردای بود تا منطقه را از دشمن پس بگیرد.

سردار کریمی اظهار کرد: زمان به شهادت رسیدن شهید مردای نزدیک ایشان نبودم، فقط این را بگم که اگر ما توانستیم استقامت کنیم، اول خدا و آخر هم خدا، ولی اَمسال آقا مسعود خودشان را قربانی همه بچه ها کردند، همین که جرات داشتند و از خاکریز خودی جلوتر رفتند و به تانک دشمن اجازه ندادند جلوتر بیاید همین یعنی تثبیت خاکریز، در آن زمان اکثر بچه ها دنبال سنگر و پناه‌گاه مطمئن بودند تا از تیر و ترکش دشمن در امان باشند، قناسه چی و تانک با هم می‌زدند، روبروی تانک ایستادن جرات می خواهد، آنقدر صدای خشک و وحشتناکی دارد که تن آدم را به لرزه می اندازد، در همین حال آقا مسعود دندان های خود را به می فشرد و مردانه دفاع می‌کرد.

وی افزود: آقا مسعود در منطقه دهسد شناگر قابلی بود، در زیر آب بیش از یک دقیقه نفس خود را حبس می کرد، در آموزش های غواصی نیز، در کنار مربیان دیگر به بچه‌ها کمک می کرد، آقا مسعود خیلی کم حرف و تبسم خاصی بر چهره داشت، کم حرفی، شجاعت، و جوهره اش آن از دیگران بالاتر برده بود.

همرزم شهید مردای گفت: در منطقه مریوان تمرین تیراندازی می کردیم، شهید مرادی تیراندازی خوب و دقیقی داشت، الاغی آورد و با قرارد دادن بطری لب خاکریز در حین حرکت با الاغ آنها را میزد، مهارت خاصی در تیر اندازی داشت، شهید مرادی در عملیات بدر تعداد زیادی تانک منهدم کرد، بین برجک و بدنه تانک از جمله حساس ترین قسمت تانک به شمار می رود، گوله آرچیجی را در همان قسمت می زد و برجک را از تانک جدا می کرد.

فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی به آخرین لحظات به شهادت رسیدن شهید مرادی رسید و گفت: در عملیات بدر، شهید مرادی یکی از جانشین های گردان علی ابن‌ابیطالب(ع) بود، حاج بشیر روشنی فرمانده گردان، شهید مسعود مرادی و بنده به عنوان معاون اول تا سوم قرار گرفته بودیم، آقا مسعود معاون اول گردان بود، لشکری از دشمن مقابل خاکریز لشکر 17 قرار گرفت و 3 روز مداوم پاتک شدید داشتیم، پاتکی که انبوهی از تانک و افراد بسیاری پیاده و هلی کوپتر هم به دشمن کمک می‌کرد، دشمن روز اول خود را به خاکریز رساند، بین ما و دشمن کانال آب بود، تانک های دشمن وقتی خودشان را به خاکریز می رساندند، آنرا ویران می کردند، صدای تانک وحشتناک و خشک بود، در اینجا اقدام بچه ها این بود که خاکریز خودی را رها کردند و جلوتر رفتند، در واقع نهایت شجاعت آقا مسعود بود، آنقدر این شهید گلوله آرپیجی شلیک کرد که تمام سر و صورت وی را خاک گرفته و با عرق مخلوط شده بود، و فقط دندان ها و چشم های ایشان دیده می شد، در نهایت شهید مسعود مرادی جلوی همان خاکریز به شهادت رسید.
 


شهید مسعود مرادی درطی عملیات آزاد سازی مهران 14 تانک و در عملیات بدر 90 تانک دشمن را منهدم کرد که به همین لحاظ به شکارچی تانک معروف شده بود.
شهید پس از هشت روز از ازدواجش با شادمانی از شهادتش خبر می‌دهد و چه زیبا در کارزار و میدان نبرد مجاهدانه می‌جنگد و به شهادت نایل می‌شود.
فرازی از وصیتنامه سردار شهید مسعود مرادی: «به برادر کوچکم دروغ نگویید من به سفر رفته‌ام و نگویید من از سفر بازخواهم گشت، به برادرم بگویید خون من به تمام مرزهای غرب و جنوب کشور افشانده شده است؛ بگویید، موشک‌های دشمن انگشتان برادرت را درسومار، پاهایش را درموسیان، دستانش را درمهران، چشمان برادرت را درهویزه، سینه‌اش را درشلمچه، حنجره برادرت را درارتفاعات الله اکبر، خون برادرت را در رودخانه بهمن شیر و قلب برادرت را درخونین شهر پرپر کرده‌اند، اما هنوز ایمان برادرت درتمامی جبهه‌ها می‌جنگد، به برادرم واقعیت را بگویید بگذارید قلب کوچک برادرم ترک بردارد و نفرت همیشگی از استعمار درآن ریشه بدواند و بگدارید برادرم بداند چرا عکس برادر بزرگش را بزرگ کرده‌اند، میخواهم برادرم دشمن را بشناسد، استعمار را بشناسد، امپریالیسم را بشناسد».

 شهید مسعود مرادی در عملیات بدر در شرق دجله در تاریخ 24 اسفند 63 هنگامی که 18 سال داشت و معاون گردان لشکر 17 علی ابن ابیطالب(ع) بود شربت شهادت نوشید و به دیدار معشوق شتافت تا یکی از راه‌ها و شاخص بصیرت شود.

  ادامه این گفتگو در قسمت سوم، در روزهای آتی منتشر می شود....​


انتهای پیام/س
captcha
آخرین اخبار