حامیان روحانی در تلاش برای سیاه‌نمایی و تخریب دولت سیزدهم/ پاشیدن بذر ناامیدی در جامعه با اخبار غیر رسمی برنامه‌ریزی تحویل 8 میلیون دُز واکسن «پاستوکووک»/ امکان تشخیص ۲۵۰ هزار آزمایش روزانه کرونا خانه‌دار شدن با 15 میلیون تومان در گرو همکاری شبکه بانکی/ آیا تسهیلات بانکی صرف رونق اقتصاد می‌شود‌ تاخیر در صدور روادید برای ورزشکاران/ کارشکنی یا ضعف روابط بین الملل فدراسیون‌ها؟ سوخت رسانی در تعدادی از جایگاه استان مرکزی برقرار شد/سهمیه سوخت در کارت‌های شهروندان محفوظ است حمله سایبری پمپ بنزین ها در سایه کم کاری در راه اندازی شبکه اطلاعات ملی بازگشت تدریجی عرضه سوخت در جایگاه‌ها به روال عادی/ مشکل جایگاه‌های سوخت در اسرع وقت حل می شود امکان رفع فیلتر توئیتر و تلگرام با اجرای طرح حمایت از کاربران/ نقاط قوت نسخه جدید طرح صیانت چیست؟ حمله سایبری به سامانه سوخت‌گیری در پمپ بنزین‌ها/ اطلاعات تکمیلی پس از جمع‌بندی نهایی منتشر می‌شود شروع خوب سریال جدید شبکه سه/ «سرجوخه» درباره کدام سلبریتی‌ها افشاگری می‌کند؟
چهارشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۰ - ۰۷:۱۴
کد خبر: 3189
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۵

چرا هاشمی اصرار به خروج از حاکمیت دارد؟

مرور مواضع رفسنجانی بر روی نمودار این نکته را بدست می دهد که مواضع رادیکال وی در طول تاریخ انقلاب سیر صعودی داشته است. لکن این مواضع بعد از فتنه 88 شکل شفاف تر و نیش دار تری را در تقابل با تفکر شخص حضرت امام(ره) و اصول حاکم بر انقلاب اسلامی به خود گرفته است.
به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از نسل فردا ؛ مرور مواضع رفسنجانی بر روی نمودار این نکته را بدست می دهد که مواضع رادیکال وی در طول تاریخ انقلاب سیر صعودی داشته است. لکن این مواضع بعد از فتنه 88 شکل شفاف تر و نیش دار تری را در تقابل با تفکر شخص حضرت امام(ره) و اصول حاکم بر انقلاب اسلامی به خود گرفته است. اینکه دلیل این مواضع رفسنجانی و آخرین انها به این عنوان: « آینده دنیا گفت و گو و مذاکره است و نه موشک» که با واکنش رهبر انقلاب و خیانت و یا نا آگاهی خواندن آن مواجه شد، چیست؟ دلایل متعدد و قابل بررسی دارد در ادامه به چند علت مهمتر اشاره خواهیم کرد:
  1. حسادت نسبت به یکی از بزرگان نظام: در سخنرانی حضرت آقا که با عنوان رویش ها و ریزش های انقلاب معروف شد ایشان میفرمایند اشخاص مختلفند البته ؛
بعضی ها یک عقده ای دارند!
بعضی یک کینه ای دارند!
 بعضی یک گله ای از کسی دارند!

برای خاطر یک دشمنی شخصی ، یک کینه شخصی ، یک محرومیت از فلان مسئولیتی که مایل بوده بهش بدهند و مثلا نشده، یک اشتباه در فهم، می بینید که یک حرفی میزنند، یک اقدامی می کنند، یک موضعی می گیرند یک کاری می کنند که به ضرر تمام می شود، این مایه غصه است.
به نظر می رسد شخص هاشمی در طول تاریخ انقلاب، بصورت تمام مواد ! حائز تمامی موارد بالا شده است
  1. خارج شدن زمام امور در 8 ساله دولت نهم و دهم : عملاً در دولت نهم و دهم کلیه ارتباطات رسمی او با خارج از کشور ممنوع شده بود همچنین بخش زیادی از بدنه مسئولین وابسته به او از چرخه مدیریتی کشور خارج شده بودند. حمایت های رهبری که شامل همه دولت ها بوده است در این فقره، سبب شعله ور تر شدن آتش کینه در سینه وی گردید.
  2. اختلاف فاحش در دیدگاه های او و قوه عاقله نظام حتی در زمان امام (ره) : هاشمی در موارد متعددی بر اساس کتاب خاطراتش نظراتی مخالف حضرت امام(ره) داشتند که به تندی آنها را مطرح می کردند لکن آن زمان به دلیل جو حاکم بر جامعه و اقتضائات اوایل انقلاب جرات بیان عمومی مسایل را نداشت هر چند که در قضایای مک فارلین و قطعنامه 598 نتوانست جلوی خودش را بگیرد.
  3. باج خواهی و انتظار های طلحه و زبیر مانندی که او از نظام داشت و به آنها ترتیب اثر داده نشد: شکی در این نیست که مقایسه فرزندان او باعبدالله بن زبیر ها قیاس بی جایی نیست.
  4. خود را در سطحی بالاتر یا هم طراز رهبری می بیند: کم نبودند افرادی که سابقه انقلابی گری،زندان، شکنجه شدن در زندان های کمیته مشترک عقبه ایدئولوژیکی و فکری آنها بسیار بیشتر از هاشمی بوده است لکن هاشمی به سبب روحیات اخلاقی و درونی، روحیه طلبکاری عجیبی از خود بروز داده است سرکوب شدن این توقعات نابجا در یک دوره کوتاه انباشت عقده های عجیب و غریبی از نظام را فراهم نموده است که امروزه در قالب مواضع ضد اصولی و بعضاً متضاد با اسلام و انقلاب و در راستای انتقام گیری و هزینه سازی برای نظام بروز و ظهور پیدا کرده است.
  5. هاشمی یک پراگماتیست به تمام معنا: تاریخ عمر سیاسی وی نشان می دهد که حاضر است حتی دین، رفاقت های گذشته با برخی بزرگان نظام، انقلاب، دوستان اصلاحاتی، بیت امام(ره)، نص قرآن و حدیث و هر چیز دیگری را در راه بدست آوردن قدرت فدا کند. اگر از کسی و یا جریانی حمایت می کند این را عملی تاکتیکی می داند هاشمی نه از کرباسچی حمایت کرد و نه در قضیه استیضاح عبدالله نوری ورود پیدا کرد. برای او تنها قدرت اصالت دارد حال اگر برای رسیدن به آن باید پا روی نیروهای خود بگذارد و یا خود را بنیانگذار جریانی بنامد که تا دیروز به او فحش می دادند و یا حتی پا روی اصول حقه اسلام و نظام و انقلاب بگذارد در این راه لحظه ای درنگ نمی کند هاشمی بارها نشان داده کهتنها خط قرمزی که می شناسد خود و فرزندانش هستند.
 
به نظر می رسد مشکل رفسنجانی نه با طیف رادیکال مشارکتی بود که هر روز انواع ناسزاها را نثارش می کردند و روزی او را عالیجناب سرخ پوش نام می نهادند و روز دیگر او را به خاطر ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر به تازیانه انتقاد و فحش می نواختند و نه با امثال احمدی نژادی که کل سابقه و دودمان او را در جریان مناظرات انتخاباتی در جلوی چشمان مردم به رژه درآورد، هاشمی نشان داده که نه اهل فالوده خوردن با سران فتنه است و نه اهل ذره ای احترام گذاشتن برای خواست مردم و بخصوص جریان حزب اللهی است برای مثال تنها به یک نمونه از اظهارات متناقض رفسنجانی در مورد اصلاحات اشاره می کنیم:


انتقاد هاشمی از جریان اصلاحات
این سیاه نمایی ها تقریبا بعد از دوم خرداد 76 شروع شده است،به طوری که حتی افتخارات نظام،دفاع مقدس و حضرت امام راحل را هم زیر سوال بردند.)هفته نامه پرتو سخن،7 بهمن 81،)
  • دوم خرداد ذاتا می توانست تکامل دوران سازندگی باشد، البته اگردرست عمل کرده بودند. با ترکیبی که به وجود آمده بود، می توانستند همان سیاست سازندگی، سیاست های باز و تنش زدایی را ادامه دهند و روشنفکرها  را هم با خودشان داشته باشند. ولی هرج و مرجی که حواشی آقای خاتمی و به خصوص در مطبوعات و رسانه های خارجی و جریان های حزبی راه انداختند، منفی بود یعنی به کشور ضربه زد. هم وحدت ملی را مخدوش کرد و هم در کشور القای دوگانگی در حکومت کرد که برای کشور بسیار ضرر دارد ). روزنامه کیهان،30 بهمن 82، ص 12
 
حمایت هاشمی از جریان اصلاحات
«من خودم را پایه گذار اصلاحات می دانم. ولی دولت خاتمی را مرحله ای پیشرفته تر از مرحله ی خودم می دانم که به تدریج می رفتیم؛ می دانم. جریان اصلاحات باید به جلو حرکت کند و کسی هم نمی خواهد با آن مخالفت کند»(روزنامه ایران،1 تیر 84،ص 3)
« آقای خاتمی تقریبا در مسیر سیاست های دوره ی مسولیت من پیشرفت کرد. البته با اقتضائات زمان هم همراه بود. شاید اگر من هم می خواستم ادامه دهم به همین جاها می رسیدم»(روزنامه همشهری،16 خرداد 84،ص 1و 2 تمام منابع به نقل از کتاب گفتمان مصباح می باشد)
 
به هر روی هاشمی فردی است قائم به خود اگر رویدادهای سیاسی نظیر انتخابات باب میل او باشند قابل قبولند و بر آمده از اراده مردم اما اگر با نگاه او زاویه داشته باشند آن وقت نوبت آتشفشان های درون سینه ایست که باید از ستاد قیطریه بر روی آن بنزین ربخت. هاشمی عنصری است که شبیه او در هیچ برهه ای از تاریخ انقلاب نه وجود داشته و نه وجود خواهد داشت مقایسه نحوه بر خورد نظام اسلامی و مدیریتِ راس این مجموعه با این عنصر و برخورد هر نظام مدرن و یا سنتی سیاسی در هر کجای این کره خاکی با مثل او ، تفاوتی است اساسی که تنها دانایان و معتقدان به نظام ولایی آن را درک می کنند.

یادداشت از امید منتظر

انتهای پیام/ش
captcha
آخرین اخبار