کاروان شهدای گمنام میلاجرد به دو روستای کمیجان رسید+عکس استقبال طلاب خارجی از پیکر مطهر شهدای گمنام در آشتیان+ عکس دفاع تمام قد حضرت زهرا(س) از اسلام/لزوم بزرگداشت عزاداری شهادت این بانو برای مقابله با هجمه‌ها علیه امامت و تشیع قطار اعطای تسهیلات روستایی استان مرکزی خارج از ریل است/پخش پول چاره اشتغال در روستاها نیست کشف بیش از ۲ تُن تخم مرغ فاقد مجوزهای بهداشتی در فراهان «رنو» به ایستگاه ساوه رسید/سرمایه گذاری 650 میلیون یورویی «رنو» در ساوه امضا شد چرا خروپف می‌کنیم؟ چرا روحانی ۲ روز در حیدرآباد هند ماند؟ معلم محوری؛ ضعف نظام آموزش/لزوم توجه به نیروی انسانی برای دستیابی به توسعه پایدار انتشار یک نامه برای اولین بار/هشدار تاریخی امام خامنه‎ای به خاتمی درباره انحلال جهاد سازندگی
دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۸
کد خبر: 29127
تاریخ انتشار: ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۶
یادداشت

11 سپتامبر؛ از بهانه تا بحران تروریسم

حمله به افغانستان فصل جدیدی از نا امنی در منطقه را رقم زد و منطقه غرب آسیا را به ورطه ی بحرانی کشاند که قدرت گرفتن گروه های تروریستی به ویژه داعش و بحران افغانستان، سوریه ، عراق و ... را در پی داشت.

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از نسل فردا؛ با ایجاد نهاد های بین المللی و تغییر رویه ی حاکم بر روابط بین الملل پس از جنگ جهانی دوم و تثبیت موقعیت، تفکرات به اصطلاح آزادی خواهانه و صلح گرایانه ی لیبرالی و تشکیل سازمان ملل متحد، دیگر آمریکا نمی توانست جز در پوشش «گسترش آزادی و دموکراسی»، «دفاع از حقوق بشر»، «جنگ علیه تروریسم»، «دفاع از امنیت مردم آمریکا» و «دفاع از حقوق و قوانین بین المللی» دست به اقدامات نظامی و دخالت در امور سایر کشورها بزند. پس در انتظار موقعیت های مقتضی بود تا با ایجاد بهانه ای، فرصت بهره گیری از حمله نظامی به مناطق هدف خود را بدست آورد.

حادثه یازده سپتامبر 2002 این بهانه را به دست آمریکایی ها داد و فضای اجتماعی را آماده پیاده کردن برنامه هایی کرد که هیئت حاکمه آمریکا از 10 سال پیش از آن، طرح و برنامه ریزی کرده و خیال انجامش را داشتند.

از سال 2002 و به دنبال حادثه ی حمله به برج های دوقلوی تجارت جهانی آمریکا در 11 سپتامبر، مفهوم «حمله ی پیشگیرانه» بخش جدایی ناپذیری از استراتژی دفاعی آمریکا شد و بدین سان فلسفه ی نظامی آمریکا از رویارویی با تهدید به فلسفه ی «توانایی لازم» برای رویارویی با تهدیدهای ناشناخته تغییر پیدا کرد. به تعبیر پاول (رئیس وقت ستاد ارتش آمریکا)، پس از شکست اژدهای بزرگ، زمان مقابله با مارهای سمی ناشناخته ی جهان فرا رسیده بود.

هنوز چند روزی از این اتفاق نگذشته بود که بر پایه ی ادعاهای واهی، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا فرمان حمله نظامی به کشورهای منطقه را صادر کرد و ایران، عراق و کره شمالی را «محور شیطانی» نامید.

بوش در آن زمان در برابر کنگره اعلام کرد که جنگ ما علیه تروریسم با القاعده آغاز می شود اما آنجا خاتمه پیدا نمی کند، این جنگ پایان نمی یابد تا زمانی که جلوی هر گروه تروریستی که در دنیا ظهور پیدا کرده گرفته شده و به زانو درآیند.

امروز اما می دانیم که چه تکبر احمقانه ای در این کلمات وجود داشت. امروز ما با گروه تروریستی سازمان یافته داعش مواجه هستیم که بسیار افراطی تر، وحشتناک تر و قدرتمندتر از القاعده است و می دانیم که این گروه تروریستی بدون سیاست های فاجعه بار آمریکا و متحدانش به این شکل امروز وجود نداشت.

حمله به افغانستان فصل جدیدی از نا امنی در منطقه

حمله به افغانستان فصل جدیدی از نا امنی در منطقه را رقم زد و منطقه غرب آسیا را به ورطه ی بحرانی کشاند که قدرت گرفتن گروه های تروریستی به ویژه داعش و بحران افغانستان، سوریه و عراق را در پی داشت.

آمریکایی ها در این کشورها به اصطلاح، جنگ خود با تروریسم را در پیش گرفته اند، در حالیکه بر اساس ارزیابی بسیاری از تحلیلگران، حادثه تروریستی 11 سپتامبر دستاویز و بهانه ای برای آمریکا شد تا در سایه به زعم خود مبارزه با تروریسم به دخالت در امور دیگر کشورها پرداخته و در این مسیر علایق و خواسته های منفعت طلبانه خود را جامه عمل بپوشاند.

نتایج معکوس طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ 

در سال‌های بعد از حادثه 11 سپتامبر، آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی و با هدف مبارزه با ریشه های تروریسم در خاورمیانه، درصدد تشکیل یک نظام سیاسی امنیتی و اقتصادی جدید در منطقه خاورمیانه بر مبنای منزوی کردن بازیگرانی نظیر ایران و سوریه برآمد. هدف کاخ سفید، ایجاد خاورمیانه‌ای بود که بیشترین تطابق را با اهداف ملی، منطقه‌ای و جهانی آمریکا داشته باشد و از طرف دیگر عرصه را بر رقبای ایالات‌متحده در منطقه تنگ کند؛ اما این طرح‌های آمریکا که از آن به‌عنوان طرح خاورمیانه بزرگ یاد می‌کرد نه‌تنها نتیجه نداد، بلکه می‌توان گفت نتیجه عکس داشت. هرچند آمریکا قصد داشت از حادثه 11 سپتامبر سکوی پرتابی برای دستیابی به قدرت بیشتر و اجرای سیاست‌هایش در منطقه غرب آسیا استفاده کند اما این مسیر، آمریکا را با بن‌بست‌های پیچیده‌ای در جهان و سیاست داخلی‌اش مواجه کرد.

سوغات نظم نوین جهانی به شیوه آمریکایی و سیاست‌های پوچِ ضد تروریستی این ابر تروریسم دولتی چیزی جز کشتار مردم کشورها، میلیون‌ها آواره، نابودی زیرساخت‌ها، ایجاد رعب و وحشت و قتل و غارت در جهان نبود. سال‌هاست سازمان ملل متحد نقش «عروسک خیمه‌شب‌بازی» امریکا را بر عهده دارد، اقدامات خود را با منافع آمریکا و صهیونیست‌ها تنظیم می‌کند و به بلای جان کشورهای توسعه‌نیافته تبدیل‌شده است.

یادداشت از احسان کیانی - دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی

انتهای پیام/ش

captcha