حامیان روحانی در تلاش برای سیاه‌نمایی و تخریب دولت سیزدهم/ پاشیدن بذر ناامیدی در جامعه با اخبار غیر رسمی برنامه‌ریزی تحویل 8 میلیون دُز واکسن «پاستوکووک»/ امکان تشخیص ۲۵۰ هزار آزمایش روزانه کرونا خانه‌دار شدن با 15 میلیون تومان در گرو همکاری شبکه بانکی/ آیا تسهیلات بانکی صرف رونق اقتصاد می‌شود‌ تاخیر در صدور روادید برای ورزشکاران/ کارشکنی یا ضعف روابط بین الملل فدراسیون‌ها؟ سوخت رسانی در تعدادی از جایگاه استان مرکزی برقرار شد/سهمیه سوخت در کارت‌های شهروندان محفوظ است حمله سایبری پمپ بنزین ها در سایه کم کاری در راه اندازی شبکه اطلاعات ملی بازگشت تدریجی عرضه سوخت در جایگاه‌ها به روال عادی/ مشکل جایگاه‌های سوخت در اسرع وقت حل می شود امکان رفع فیلتر توئیتر و تلگرام با اجرای طرح حمایت از کاربران/ نقاط قوت نسخه جدید طرح صیانت چیست؟ حمله سایبری به سامانه سوخت‌گیری در پمپ بنزین‌ها/ اطلاعات تکمیلی پس از جمع‌بندی نهایی منتشر می‌شود شروع خوب سریال جدید شبکه سه/ «سرجوخه» درباره کدام سلبریتی‌ها افشاگری می‌کند؟
چهارشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۰ - ۰۶:۱۰
کد خبر: 2815
تاریخ انتشار: ۱۰ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۵

زمینه های ظهور جنبش های اسلامی از نگاه یک دانشمند مسیحی

دانشمندی مسیحی بنام هرایر دکمجیان معتقد است رهبران فرهمند فکری و سیاسی در شکل گیری و تداوم جنبش های تجدید حیات طلبی در طول تاریخ اسلام، نقش اساسی ایفاء کرده اند و بدون وجود آن ها حرکت های رستاخیزی به وقوع نمی پیوندد.
به گزارش دیار آفتاب؛به نقل از نسل فردا ؛  تاکید چندین باره مقام معظم رهبری در خصوص بررسی و فهم دقیق انقلاب اسلامی ایران بعنوان یگانه گوهر درخشانی که تشعشعات عاشورایی و مهدوی آن امیدی تازه در جان دوستان و هراسی دایم در دل دشمنان اسلام راستین انداخته است ما را بر آن داشت که نگاهی نو و در قالب سلسله نوشته هایی (بصورت آکادمیک و با توجه به ساختار و اصول حاکم بر مراکز آموزشی) برای دانشجویان و دوست داران انقلاب ارائه کنیم.

به اذعان بسیاری از علمای جامعه شناسی معاصر در میان تئوری های مختلفی که با شدت و ضعف های گوناگون سعی در تحلیل چگونگی وقوع انقلاب ها داشته اند هنوز هیچ تئوری و جامعه شناسی نتوانسته است به طور جامع به تبیین زمینه ها، ساختار، ارکان و چگونگی بروز انقلاب اسلامی ایران بپردازد لکن در این میان دانشمندی مسیحی بنام هرایر دکمجیان با عبور از قواعد خشکِ حاکم بر نظریه های مارکسیستی و نیز نوسازی سیاسی سعی نموده با فهم انگاره های حاکم بر جوامع مسلمان، پاسخی هر چند ناقص برای موارد فوق الذکر بیابد.

دکمجیان در نظریه ادواری خویش سعی نموده با درک شرایط بومی جوامع اسلامی، فهم انگاره ها و اعتقاداتی که چون نقشی بر سنگ در قلب و ذهن مسلمانان شکل گرفته است مدلی ارائه نماید که قرابت بیشتری به واقعیت های موجود در جوامع اسلامی داشته باشد. هر چند که تمرکز وی بیشتر بر جنبش‌های کشورهای اسلامی و اغلب اهل تسنن و بالتبع منابع مطالعاتی وی نیز معطوف به منابع اهل سنت بوده است و نیز در برخی موارد به کسانی استناد کرده که در تاریخ، معروف به حدیث سازی برای حکام وقت بوده اند.

 لکن مدل وی علی رغم کاستی‌هایی که به آن اشاره خواهد شد مخاطب را تا حدود زیادی نسبت به فهم انقلاب اسلامی ایران قادر خواهد ساخت. وی با بر شمردن شش بحران در جوامع اسلامی، آنها را زمینه ساز وقوع جنبش اسلامی می داند لکن این شش بحران که تفاوت هایی نیز با بحران های مورد نظر لوسین پای دارند، زمانی منجر به خیزش اجتماعی می شوند که سه عامل دیگر شاملِ شخصیت بنیادگرا، ایدئولوژی منجی گرایانه و رهبری فره مند به هم بپیوندند.

 نظریه ادواری دکمجیان در حوزه ی جنبش های اسلامی به توصیف شرایط سیاسی-اجتماعی جوامع مسلمان و علل و عواملی که منجر به بروز پاسخ بنیادگرایانه جامعه اسلامی به وضع موجود می شود، می پردازد. این نظریه بر خلاف نظریه احمد خورشید بیشتر به عوامل اجتماعی و سیاسی داخلی که زمینه ساز بروز جنبش های اسلامی هستند پرداخته است.

     دکمجیان درصدد برآمده است تا یک نظریه جامع پیرامون علل و عوامل پیدایش جنبش های اسلامی به دست دهد. وی تجربه تاریخی جوامع مسلمان، ویژگی های فکری اسلامی و اعتقادات مسلمانان را با استفاده از نظریات موجود متفکران سیاسی و جامعه شناسی غرب(نظیر ماکس وبر، دورکیم، مارکس و اریکسون) مورد تحلیل قرار داده و یک چارچوب مفهومی که به نظریه ادواری معروف شده است، ارائه می دهد.

 دکمجیان معتقد است، جنبش های فکری-سیاسی اسلامی پدیده هایی دوره ای هستند که در دوران خاص ظهور کرده و تحول یافته اند.

     وی با استفاده از دو مفهوم سقوط و رستاخیز چنین عنوان می کند که جنبش های رستاخیزی در اسلام در واقع، عکس العمل ها و پاسخ های مسلمانان به دوران های سقوط و انحطاط بوده است. یعنی در طول تاریخ جوامع مسلمان، در برابر هر سقوط و انحطاط یک جنبش فکری یا سیاسی رستاخیزی به وقوع پیوسته که هدف آن احیای مجدد دین اسلام بوده است.

 اعتقاد مسلمانان(اهل سنت) به حدیث نبوی که می گوید: در آغاز هر قرن فردی را خواهیم فرستاد تا دین ما را احیاء کند(سارسل علی راس کل قرن مجددا لیجدد دیننا) انگیزه مهمی برای ظهور جنبش های فکری و سیاسی اسلامی در تاریخ پانزده قرنی اسلام بوده است.

دکمجیان نمونه های متعددی از جنبش های رستاخیزی سنی و شیعه را از دوران بنی امیه تا نیمه دوم قرن بیستم به عنوان حرکت های رستاخیزی در جهان اسلام ذکر می کند. این حرکت های رستاخیزی در شرایطی ظهور می کنند که جامعه اسلامی در یک محیط بحرانی گسترده گرفتار می آید.

این محیط بحرانی دارای چند ویژگی عمده است، که از قرن نوزدهم به بعد اغلب جوامع اسلامی در خاورمیانه کنونی را در بر گرفت. محیط دوران معاصر یک بحران فراگیر ایجاد کرده که شش بحران فرعی را در درون خود دربر دارد، بحران هویت، بحران مشروعیت، بحران آشوب و فشار، کشمکش طبقاتی، ضعف نظامی و بحران فرهنگ.

     دکمجیان معتقد است رهبران فرهمند فکری و سیاسی در شکل گیری و تداوم جنبش های تجدید حیات طلبی در طول تاریخ  اسلام، نقش اساسی ایفاء کرده اند و بدون وجود آن ها حرکت های رستاخیزی به وقوع نمی پیوسته است. به این ترتیب او وجود سه عنصر رهبر فرهمند، ایدئولوژی معتقد به ظهور یک منجی و شخصیت بنیادگرا را در فضایی آکنده از شش بحران فوق الذکر زمینه ای برای ظهور جنبش های اسلامی می داند.

یادداشت از امید منتظر

انتهای پیام/ش

captcha
آخرین اخبار