جام جهانی فوتبال هر ۲ سال یک بار/ پیرمرد فرانسوی نقش اول بازی فیفا وضعیت تولید واکسن های برکت و پاستور/خبر خوش برای ۲ تا ۱۸ ساله ها وحدت؛ مهمترین نقطه هراس دشمنان از جامعه اسلامی/ سیستان و بلوچستان سمبل وحدت و اتحاد در کشور اظهارات طارمی بعد از درخشش مقابل میلان و پیروزی ارزشمند پورتو مشکلات دنیای اسلام تحمیلی و خواست قدرت‌های ضد اسلام است/ استقبال از مذاکرات میان ایران و عربستان کشف ۴۰۰ کیلوگرم تریاک در دلیجان «پرونده بنزینی» زنگنه و ابتکار به قوه قضائیه ارسال شد رویکرد برگزاری جشنواره مالک اشتر الگوسازی و تربیت الگو است جهاد علمی مهمترین ماموریت بسیج در گام دوم انقلاب است پیوند کلیه حیوان به انسان برای نخستین بار در جهان
پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۳۶
کد خبر: 2543
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۸

گرایش سکولار در ایران، طعم فاشیستی دارد

اگر بخواهیم با نگاه لیبرالیستی هم به برهه ای از تحرکات جریان سکولار در ایران نگاه کنیم باید گفت بدلیل انسان محور بودن نگاه لیبرالیستی ، برای رسیدن به امیال خود به هر گرایشی از جمله فاشیستی دست می زنند.
به گزارش دیار آفتاب؛به نقل از نسل فردا ؛ در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از پر شور ترین انتخابات، دوره ی دهم ریاست جمهوری بوده است. انتخاباتی با حضور حداکثری و نصابی بی سابقه(85درصد واجدین شرایط) که باعث بهت و حیرت بیش از پیش مدعیان دموکراسی شد. این حضور حداکثری فقط برای مردم ایران، جریانات و احزاب نبود بلکه گروهک ها، جریانات خارج از کشور و ضد انقلاب به پشتوانه ی رسانه ها و قدرتهای بیگانه حضور کم سابقه ای در این دوره از انتخابات رقم زدند.

با نگاهی گذرا به سیر انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری در ادوار مختلف، متوجه به قدرت رسیدن جریانات و گروه هایی می شویم که شاید نسل ها ی امروز کمتر از آن مطلع باشند. بعنوان مثال بیشترین جریاناتی که در مجلس شورای اسلامی و قوه ی اجرایی کشور از دولت موسوی تا به حال به قدرت رسیده اند از جریانات موسوم به چپ بوده اند.

 در حال حاضر جریانی که در فضای سیاسی کشور ژست های مظلوم نمایانه به خود می گیرد همان جریانی است که در طی چهار دهه مردمسالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی به هر نحو صاحب بیشترین دوره های ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی شده است.


از نخست وزیری موسوی تا ریاست جمهوری روحانی- که تقریبا همه ی وزرای کابینه اش از وزرای دولت های هاشمی و خاتمی است.    

   
این  بدین  معناست  که 26 سال از فرهنگ، سیاست و اقتصاد  کشور تا به امروز در دست این جریان بوده است. اما با این وجود ذره ای از خوی انحصار طلبی  خود  نکاهیده است. و مکررا برای تصاحب قدرت به هر وسیله ای سعی در تضعیف و تخریب نهادهای قانونی ازجمله شورای نگهبان قانون اساسی دارند.


لذا در سال 88 شاهد یکی از بزرگترین اعمال غیر قانونی در تمام سالهای  بعد از انقلاب از طرف کسانی بودیم که شاید بیشتر از همه شعار قانون مداری می دادند.


لذا می توان گفت آنچه درقبل و بعد از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری اسلامی ایران در سال 88 به وقوع پیوست نشان از همان خوی  مذکور دارد. برخی  از  نظرات در مورد رخداد های  سال 88 مبنی  بر این  است  که  یک  مثلث انتقام، خیانت و حماقت باعث این رخدادها شده است. لذا می بینیم  که با خوی ماکیاولی در صدد تخریب چهره ی رقیب برآمدند.


تا جایی که شاهد تخطئه ی  قریب  به  اتفاق  سیاست های رقیب در تمام حوزه ها بودیم همچنین در حال حاضر نیز می توان شاهد روند تخریب در روزنامه های زنجیره ای و گفتار بسیاری ازاعضای این جریان بود. تا جایی که  تمام  ناتوانی ها و ناکامی های خود را به بهانه های گوناگون ناشی از رقیب می دانند. این رفتار فقط  در تخریب رقیب خلاصه نشد بلکه می توان این رفتار را که مشتی از خروار است بعد ازانتخابات ریاست جمهوری در سال 84 مشاهده کرد.


 
از آنجایی که هدف این متن نشان دادن واقعیات است. لازم به ذکر است در این متن منظور از جریان چپ، تمام کسانی که در این طیف هستد را شامل نمی شود. همچنین نویسنده با عینک سیاه یا سفید به دولت ها نگاه نمی کند بلکه بخش کوچکی از عملکرد بسیار ضعیف آنها را اشاره می کند.


همزمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، سایت هفته نامه تایم مصاحبه ای را با موسوی منتشر کرد که هفته نامه ی تایم در قسمتی از این مصاحبه می نویسد:"او مؤکدا ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفته های گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت  و در واقع این اتفاق با فشار بررهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد آن وقت چه می شود.[اوپاسخ داد:] « تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می شود و بخش های دیگر ادامه خواهند یافت وهیچ عقبگردی در کار نخواهد بود».


 خاتمی نیز در دوره ی ریاست جمهوری خود، در یکی از جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی  تصریح می کند«گریزی از سکولاریسم نیست».


 اما باید گفت این نوع سخنان از رئیس جمهور یک کشور، در حد حرف نبود، بلکه بسیاری از نظریاتی که این جریان در طی  26 سال  به  آن اعتقاد پیدا کرده بودند، در فاز اجرا عملیاتی کردند. لذا امروز که سی و چند سال از نظام جمهوری اسلامی می گذرد  می توان  بسیاری از مشکلاتی که مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند را حاصل سیاست های این جریان در حوزه های مختلف دانست. بعنوان مثال در طی هشت سال نخست وزیری موسوی این جریان با سیاست اقتصادی سوسیالیستی کشور را اداره می کرد که مضرات بسیاری برای کشور به همراه داشت و می توان سر منشا فسادهای اقتصادی و پی ریزی آنها را محصول این نوع سیاست ها درآن زمان دانست. که این سیاست های غلط امروزه باعث شکاف طبقاتی شده است.

همچنین در دوره ی سازندگی[ که بعد از نخست وزیری موسوی و با ریاست هاشمی رفسنجانی روی کار آمد] تفکری در هسته ی مرکزی دولت حاکم بود که رشد اقتصادی را بر عدالت اجتماعی ترجیح می داد. و در عین حال امور فرهنگی در اولویت  دوم و یا چندم بود لذا در این برهه از زمان برای اولین بار بود که رهبر معظم  انقلاب موضوع  تهاجم فرهنگی را مطرح کردند. همچنین  می توان شاهد هشدار های مکرر ایشان در این زمینه بود که مسئولین وقت و مردم را به شبیخون فرهنگی  هشدار دادند.


از آنجایی که گفتمان لیبرالیسم در دوره ی سازندگی قوام تازه ای گرفته بود در دوره ی دوم خرداد این گفتمان با حضور جدی در دولت و نظام اداری کشورخود را نشان داد. بعنوان نمونه رواج مسایل ضد ارزشی و تخریب در عرصه ی فرهنگ و مطبوعات به مقداری گسترده شد که نارضایتی مراجع دینی را در پی داشت و خاتمی، رئیس جمهور وقت رسما اعلام کرد: برخی از اصلاح طلبان در مسیر خواست بیگانگان حرکت می کنند.


ترویج لیبرالیسم به همراه بی توجهی به مشکلات اقتصادی مردم در سال  84 موجب رای مردم به گفتمان اصولگرایی شد. این گفتمان[اصولگرایی] تا جایی اسلام گرایانه عمل کرد که رهبری فرمودند:« دولت نهم روند غرب باوری و غرب زدگی را که متاسفانه داشت در بدنه ی مجموعه های دولتی نفوذ می کرد متوقف کرد.... گرایش های سکولاریستی که متاسفانه داشت در بدنه ی مجموعه های دولتی نفوذ می کرد جلویش گرفته شد ... این دولت از طرح گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمنده  نیست  و خجالت  نمی کشد.»


همان طور که در مطالب  فوق ذکر شد این جریان بیست و چهارساله به بهانه های متعدد در صدد تخریب چهره ی دولت برآمد و نتوانست آن را تحمل کند.


از طرف دیگر تفکرات کسانی که از فاز افراط  به  فاز تفریط پناه برده  بودند و خود را روشنفکر قلمداد می کردند با مبانی نظام سازگاری چندانی نداشت لذا مترصد "عوض کردن کتی شدند که دکمه اش به آن نمی خورد." لذا بعد از گذشت چهار سال از دولت و فرا رسیدن انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 برای بازگشت به قدرت به هر روشی دست زدند و با هر کسی در داخل و خارج از کشور ائتلاف کردند.همچنین از آنجایی که خوی انحصار طلبانه ی این جریان سابقه ی تاریخی دارد و به هر روشی برای رسیدن به اهداف خود دست می زنند لذا از گرایشات فاشیستی نیز پرهیز نکردند.


اگر بخواهیم با نگاه لیبرالیستی هم به این برهه از تحرکات جریان سکولار در ایران نگاه کنیم باید گفت بدلیل انسان محور بودن نگاه لیبرالیستی ، برای رسیدن به امیال خود به هر گرایشی از جمله فاشیستی دست می زنند.


برخلاف اظهاراتی که دارند در این نگاه نه تنها اعتقادی به پلاریزه شدن جامعه نیست بلکه تمامیت خواهی درآن موج می زند. حتی با صرفنظر و نادیده گرفتن دیدگاه های انحصاری آنها، نمی توان با جهانبینی و نگاه سکولاری که به همه چیز دارند سازش کرد. لذا در جهت به حاشیه نرفتن آرامش فضای جامعه و پیشبرد اهداف انقلاب و نظام اسلامی باید با جذب حد اکثری و دفع حداقلی در فضایی علمی و آزاد از کوته نظری های افراد عافیت طلب و محافظه کار درصدد آگاهی اقشار جامعه از جمله دانشجویان برآمد تا فرق بین اسلام و آنچه که از الگوهای غربی و شرقی در سایه ی نظام اسلامی و به نام اسلام در جامعه به اجرا گذاشته شده است بدانند.    


 پی نوشت:
1-مصاحبه ی مجله ی تایم(هفته نامه ی آمریکایی) با مهندس موسوی روز قبل از رای گیری، سایت الف، 2تیر1388


یادداشت از ناصر شفیعی

انتهای پیام/ش
captcha
آخرین اخبار