جام جهانی فوتبال هر ۲ سال یک بار/ پیرمرد فرانسوی نقش اول بازی فیفا وضعیت تولید واکسن های برکت و پاستور/خبر خوش برای ۲ تا ۱۸ ساله ها وحدت؛ مهمترین نقطه هراس دشمنان از جامعه اسلامی/ سیستان و بلوچستان سمبل وحدت و اتحاد در کشور اظهارات طارمی بعد از درخشش مقابل میلان و پیروزی ارزشمند پورتو مشکلات دنیای اسلام تحمیلی و خواست قدرت‌های ضد اسلام است/ استقبال از مذاکرات میان ایران و عربستان کشف ۴۰۰ کیلوگرم تریاک در دلیجان «پرونده بنزینی» زنگنه و ابتکار به قوه قضائیه ارسال شد رویکرد برگزاری جشنواره مالک اشتر الگوسازی و تربیت الگو است جهاد علمی مهمترین ماموریت بسیج در گام دوم انقلاب است پیوند کلیه حیوان به انسان برای نخستین بار در جهان
پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۵۲
کد خبر: 2247
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۵

شورای نگهبان از وظیفه تا نتیجه

از وظایف شورای نگهبان تا چه میزان اطلاع داریم؟ اعضای این نهاد چگونه انتخاب میشوند؟ آیا مردم نقشی در انتخاب این اعضا دارند؟ آیا وجودش ضروری است یا تشریفاتی؟ و چندین و چند سوال و شبهه دیگر پیرامون این شورا در این نوشتار بررسی شده است .
به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از نسل فردا ؛ جمهوری اسلامی، به معنای مردم سالاری دینی است. مردم ایران حکومتی را برگزیدند و جایگزین نظام طاغوتی گذشته کردند که شکل و خصوصیات آن همخوان با موازین اسلامی و دیدگاه های دینی درباره حکومت است. از این رو لازم است جمهوری اسلامی با تمام معنا، در جامعه اجرا شود و جمهوریت نظام نباید مقابل اسلامیت آن قرار گیرد و دستمایه انحراف اهداف انقلاب اسلامی شود.
جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی به این منظور نیست که هر فردی را مردم خواستند، گرچه مخالف اسلامیت نظام هم بود، مقبول است. بلکه این تفسیر کاملا با دین اسلام در تضاد است. زیرا در نظر دین اسلام، حق حاکمیت و تشریع، مختص به خداوند است. اِنِ الحُکمُ اِلّا لِلّه (یوسف/40)
جمهوری اسلامی به این معنی است که مردم در چارچوب اسلام می توانند در سرنوشت خویش موثر باشند.
حال با این مقدمه، در نظام جمهوری اسلامی ایران، یکی از ارکان قانون اساسی که نقش بسیار حساس و کلیدی در پاسداری از اسلامیت و جمهوریت نظام دارد، نهاد شورای نگهبان است که دارای وظایف و اختیارات ذیل است:
1-مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی
2-مرجع تشخیص مغایرت و عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با اسلام و قانون اساسی
3-متولی نظارت بر انتخابات
وظیفه سوم که در اینجا مورد بحث ماست، دارای ابعادی است، از جمله نظارت استصوابی.
نظارت استصوابی به این معناست که ناظر حق اظهار نظر و نفی و اثبات و تکذیب داشته باشد؛ به تعبیر دیگر نظارت حقیقی به این معنی است که رای و سخن ناظر رسمیت و مقبولیت داشته باشد و مرجع و نهاد دیگری بعد از اظهار رای و نظر ناظر نتواند به بررسی مجدد بپردازد و پذیرش رای ناظر بر همگان قطعی باشد.
نوعی نظارت دیگر، نظارت استطلاعی است. این نوع نظارت به این معنی است که ناظر شبیه به یک تماشاگر عمل میکند و تنها میتواند کیفیت کار را به مجریِ کار یا مقام بالاتر اعلام نماید و خود نمیتواند اظهار نظری کند و اگر نظری هم بدهد از اعتبار و نفوذ قانونی برخوردار نیست.
در اصل 99 قانون اساسی آمده است: شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد.
 
حال شاید این سوال به وجود آید که بر چه اساسی شورای نگهبان باید رای قطعی و نهایی را بدهد و نهاد یا گروهی نمیتواند به بررسی مجدد آن بپردازد؟ به عبارت دیگر چرا نظارت شورای نگهبان باید استصوابی باشد و نه استطلاعی؟
باید گفت هیچ قیدی برای نظارت در قانون اساسی نیامده است. همچنین میدانیم نظارت حقیقی همان نظارت استصوابی است، یعنی اصل در نظارت به این است که ناظر حق اظهار نظر و نفی و اثبات داشته باشد.
در اصل 99، مرجعی که شورای نگهبان باید گزارش خود را به آنجا تقدیم کند مشخص نشده است، در حالی که اگر نظارت استطلاعی باشد باید ناظر گزارش خود را به نهاد دیگری تقدیم کند. شاهد دیگری که میتوان بر استطلاعی نبودن نظارت ارائه داد، اصول دیگر قانون اساسی است. در اصل 134 قانون اساسی آمده است: رئیس جمهور بر کار وزیران نظارت دارد. میدانیم نظارت او بر کار وزیران استطلاعی نیست و میتواند به هر صورت که صلاح دانست امر و نهی نماید و از انجام برخی سیاست ها در وزارتخانه ها جلوگیری نماید.
همچنین در اصل 110 قانون اساسی و اصل 156 قانون اساسی به ترتیب در مورد نظارت رهبری بر حُسن اجرای سیاست های کلی نظام و نظارت قوه قضائیه بر حُسن اجرای قوانین مطالبی آمده است.
حال که وظیفه شورای نگهبان و معنای استصوابی و استطلاعی بودن نظارت را دانستیم به چند سوال و شبهه میپردازیم.
1-معیار و ملاک شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت ها چیست؟
استعلام از مراجع رسمی و قانونی مانند دادگستری و وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی یکی از راه های بررسی صلاحیت ها است. بدیهی است داشتن سو سابقه در این مراکز دلیلی بر عدم صلاحیت است اما نداشتن پرونده مجرمانه و سو سابقه نمیتواند دلیلی بر صلاحیت فرد باشد. زیرا تمامی افرادِ فاقد شرایط دارای سو سابقه در این مراکز نیستند و همچنین وجود شرایط اثباتی مثل داشتن تعهد و التزام به اسلام و ولایت فقیه از این راه بدست نمی آید.
راه دیگر برای بررسی صلاحیت تحقیقات محلی است. راه بعدی، بررسی و مطالعه اظهارات و سخنرانی ها، مصاحبه ها و نوشته های فرد است.

2- آیا نظارت استصوابی در کشورهای دیگر وجود دارد؟ اگر نه، چگونه ما میتوانیم آن را بپذیریم؟!
اولا فرض را بر این میگذاریم که چنین مساله ای در دیگر کشورها وجود ندارد، معنای آن این نیست که جمهوری اسلامی هم نمیتواند چنین چیزی را به رسمیت نشناسد. آیا همه اصولی که در قانون اساسی ما هست، دیگر کشورها ملزم به رعایت آن هستند؟
ثانیا اگر چه در دیگر کشورها نهادی با نام شورای نگهبان وجود ندارد ولی مراکز دیگری تقریبا نقش شورای نگهبان را به عهده دارند. مثلا در فرانسه اگر کسی بخواهد نامزد انتخابات شود، باید از پانصد نفر از نمایندگان، اعم از شوراهای محلی و مجلس تائیدیه بیاورد و فقط پنجاه نفر میتوانند از نمایندگی هر استان امضا بیاورند.
در ایتالیا نهادی به نام دیوان قانون اساسی وجود دارد که بر مصوبات مجلس ملی و سنای ایتالیا نظارت دارد. چنانچه این دیوان مصوبات آنها را رد کند، بی اثر و ملغی میشود.
بنابر این نظارت منحصر به کشور ما نیست و در تمام نظام های دموکراتیک به نوعی نظارت وجود دارد.
3- پیشفرض نظارت استصوابی این است که مردم از شعور و آگاهی و  قدرت تشخیص کافی برخوردار نیستند و دیگران باید به عنوان قیّم به جای آنها تصمیم گیری و انتخاب کنند و این نوعی اهانت به مردم است.
میدانیم گاهی صد ها و یا هزاران نفر جهت شرکت در انتخابات ثبت نام میکنند، آیا همه مردم اعم از پیر و جوان، با سواد و بی سواد، شهری و روستایی، از سوابق تک تک کاندیداها اطلاعات کافی دارند؟ آیا همه مردم از داشتن سو سابقه افراد در دستگاه های امنیتی و قوه قضائیه و ... و تعهد به التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه اطلاع دارند؟
حال اگر گفته شود که همه مردم به هر دلیلِ شغلی و کاری یا عدم دسترسی به این گونه مراکز اطلاعاتی از این همه اطلاعات برخوردار نیستند، این اهانت به مردم است؟
به تعبیر دیگر آیا واگذاری برخی از کارها به برخی از نهاد ها به معنای عدم بلوغ فکری مردم است؟
اگر چنین است پس وجود مجلس شورای اسلامی و مصوبات آن نیز نوعی توهین به مردم است چون ممکن است گفته شود چه اشکالی دارد خود مردم مستقیما در تمام موارد تصمیم گیری کنند و به جای نمایندگان خود مستقیما در سرنوشت خود دخالت کنند.
اگر گفته شود که نمایندگان مجلس منتخب مردم هستند اما شورای نگهبان منتخب مردم نیستند، در پاسخ میگوییم شورای نگهبان نیز منتخب مردم هستند اما با واسطه، همانگونه که وزرا و استانداران و فرمانداران و ... نیز منتخب مردم هستند اما با واسطه و گاهی با چندین واسطه.
ثانیا شورای نگهبان برای مردم انتخاب و تصمیم گیری نمیکند، بلکه به نمایندگی از مردم با بررسی های کافی واجدان صلاحیت را به مردم جهت انتخاب بهتر آنها اعلام میکند.

یادداشت از علیرضا نجمی

انتهای پیام /ش
 
captcha
آخرین اخبار