رویداد تولید محتوای دیجیتال بسیج تاثیر مثبتی در تولید محتوای سالم دارد/ این رویدادها باید مستمر باشد مراسم اختتامیه رویداد سراسری تولید محتوای دیجیتال بسیج آغاز شد دوران بزن در رو در فضای مجازی گذشته است/افسران جنگ نرم دشمن را پس زدند هشدار کارشناسان: دلار در 2021 سقوط می‌کند/ آمریکا باید خود را برای رکود سنگین آماده کند کاهش ۴ تا ۷ درجه‌ای دما در برخی استان‌ها بازیکن اسبق استقلال تصادف کرد + عکس نماینده ولی فقیه در سوریه: وعده انتقام خون حاج قاسم نزدیک است انواع موتورسیکلت را چند بخریم؟ صادرات نفت ایران به بالاترین میزان در یک سال و نیم گذشته رسید٫ روزی ۱.۵ میلیون بشکه بازیکن ایرانی درتیم هفته لیگ قهرمانان/حضور 3 استقلالی و 2 پرسیولیسی و سپاهانی
شنبه ۰۵ مهر ۱۳۹۹ - ۰۵:۲۲
کد خبر: 18325
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۰
گفتگو با مبارز انقلابی

خاطرات مبارز انقلابی ازسقوط طاغوت

یک مبارز انقلابی در فراهان به بیان خاطرات خود از دوران پیروزی انقلاب و نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت؛ از روزهایی که موج انقلاب در میان مردم شکل گرفت و نیروهای ارتش را نیز با خود همراه کرد.

به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از فراهان خبر، مهم‌ترین اقدام و همبستگی عمومی در تاریخ کشور در روزهای پایانی حکومت محمدرضا شاه پهلوی بوده است. مبارزات مردم استان مرکزی همپای دیگر شهرهای کشور، ابتدا به صورت مخفیانه و در دسته ها و گروه های کوچک و اغلب در مساجد شهر با دعوت از روحانیون سراسر کشور به ویژه شهر قم انجام می گرفت.

روحانیون در سخنرانی ها و خطابه های خود، با توصیف و ترویج مبارزه با ظلم و ستم بر اساس آموزه های شیعی به خصوص قیام عاشورا نسبت به ظلم، ستم و مفاسد حکومت پهلوی مردم را آگاه می کردند.

پس از آنکه در تهران اعتراضات شکل گسترده ای یافت، مردم اراک نیز به صورت جدی تر وارد میدان شدند.

با توزیع کتابهای دکتر علی شریعتی و اعلامیه های امام(ره) در بین جوانان در مدارس و مساجد، روحیه مبارزه و جهاد ترویج می شد.

فرهنگیان و کارگران از اولین گروه های مخالف بودند که خواسته های خود را به صورت علنی در شهر اعلام کردند. جامعه فرهنگیان اراک، در پانزدهم مهر سال 1357 قطع نامه ای صادر کرد و در چهارده بند مهم ترین خواسته های این جامعه را به اطلاع عموم رساند. پس از صدور این قطعنامه مدارس اراک تعطیل و معلمان در کلاس های درس حاضر نشدند و اعتصاب آنها آغاز شد. 

کارگران کارخانه آلومینیوم سازی اراک، تراکتور سازی، هپکو و شرکت خانه سازی در این اعتراضات نقش بسزایی داشتند، کم کم کارکنان و کارمندان ادارات اراک و جامعه بازاریان به صفوف معترضین پیوستند.


 

از مهم ترین فعالیتهای مردمی علیه نظام ستمشاهی بهره گیری از هنرهای هفتگانه برای ابراز افکار و اندیشه های ضد رژیم بود، در اراک نیز مانند اغلب شهرهای ایران، گروه های هنری با استفاده از ذوق و خلاقیت هنرمندان شهر به اشکال مختلف تلاش می کردند با زبان خاصی که اغلب وجوه نمادین و سمبلیک می یافت به نقد رفتار حکومت بپردازند.

مسلم پورقاسمیان یکی از فعالان دانش آموزی شهرستان فراهان در دوران انقلاب در گفتگو با خبرنگار فراهان خبر، با اشاره به فعالیتهای خود در دوران انقلاب گفت: من در آن زمان 17 سال داشتم و در هنرستان فنی واقع در خیابان ادبجو در رشته مکانیک درس می خواندم. آرام آرام زمزمه های انقلاب که از سال 56 شروع شد و در مراکز علمی حرکت هایی علیه حکومت شکل گرفت؛ در مدارس فعال، اعلامیه ها را تا شده و چروک در فضای سبز مدرسه پخش می کردیم، آنها را می خواندیم و دوباره به جای اولش بر می گردانیدم.

وی افزود: روز بیست و یکم بهمن‌ماه برف خیلی کم باریده بود، آن سال در اراک هوا چندان برفی نبود. قاعدتا در آن فصل از سال می بایست کوچه ها پر از برف باشند، اما اینطور نبود و مردم شعار می دانند،«به کوری چشم شاه، زمستونش بهاره!»

این فعال انقلابی تصریح کرد: روز بیست و یکم در تهران حکومت نظامی شده بود. حدود ساعت دو بعد از ظهر این خبر از رادیو اعلام شد و از آن ساعت به بعد مردم همه در خیابان بودند. در اراک جمعیت زیادی به خیابانها آمده بودند. ژاندرمری را هم مردم تصرف کرده بودند و کسی نمی توانست کاری انجام دهد. خیابان پهلوی پر از جمعیت شده بود و همه دکانهای بازار هم بسته شده بود. عده ای آمدند و با بلندگو اعلام کردند؛ «اعلامیه امام! اعلامیه امام!» دو تا بلندگو ابتدا و انتهای خیابان گذاشته بودند و مکررا این را می گفتند.

وی افزود: البته پاسبان‌ها گاهی می آمدند و اذیت می کردند، شهربانی چی ها هنوز اسلحه داشتند، عده ای از اوباش هم می آمدند و مردم را کتک می زدند. خلاصه اعلام شد که هیچ کس خانه نرود! دوستان سوار موتور رکس شدند و دائم به مردم اعلام می کردند که کسی به خانه نرود. یک رادیوی باتری دار در خیابان گذاشته بودند و اخبار رادیو بی بی سی را پخش می کرد، مردم اراک نیروهای نظامی تسلیم شده را روی دست می گرفتند و می گفتند که «درود بر برادر ارتشی!»

پورقاسمیان ادامه داد: ما عصر بیست و یکم در خیابانها بودیم، از رادیو و تلویزیون تند تند اعلام می شد که این صدای انقلابیون است. حالا دیگر در کوچه صدای رادیوی خودمان را می‌شنیدیم. غروب روز بیست و یکم در اراک آتش بس شد. روز بیست و دوم هم شد روز انقلاب؛ مسجد آقا ضیاء اراک در روز بیست و دوم مرکز تجمع انقلابیون بود و ما به آنجا رفتیم.

وی افزود: روز بیست وسوم با عده ای از بچه های هنرستان با یک ماشین ژیان به تهران رفتیم، در میدان شوش دیدیم که مردم گل و شیرینی پخش می کنند و خیلی خوشحالند. تعداد زیادی عکس امام و عکس مسجد الاقصی و پوسترهای دیگر را گرفتیم و با خودمان به اراک آوردیم، در اراک عکس و پوستری نبود.

بعد از پیروزی انقلاب نیروهای نظامی رفتند و لباسهایشان را در آوردند، عده ای هم فرار کردند به جایی که دست کسی به آنها نرسد. ساواکی ها هم متواری شدند، به همراه عده ای از مبارزان انقلابی به مقر ساواک رفتیم و آنجا را به آتش زدیم. نیروهای انقلابی زندانهای اراک را هم گرفتند. در تصرف زندان حاج آقا میرجعفری اوضاع را مدیریت کرد، اراک دو زندان داشت؛ یکی در خیابان شهربانی و دیگری در میدان ارگ که هر دو تسخیر شدند.

انتهای پیام/م

captcha