همایش «خانواده، جایگاه و قداست آن» در اراک برگزار می‌شود مقابله با‌ خلق پول و تورم ‌با کاهش ناترازی بانک‌ها‌ تهران 7 سال بدون مازوت؛ اراک هر سال بیشتر از پارسال! نشست کمیسیون امنیت‌ ملی با مسئولان وزارت‌خارجه/باقری درباره مذاکرات به نمایندگان گزارش می‌دهد خطیب‌زاده: نه تعجیل داریم و نه اجازه می‌دهیم کسی با وقت و انرژی ما در وین بازی کند/ دور بعدی مذاکرات آخر هفته جاری هوای اراک در وضعیت قرمز قرار گرفت 185میلیارد ریال برای پرداخت حقوق فرهنگیان استان در اولویت قرار گیرد/ سند تحول بنیادین آموزش و پرورش برای اولین بار در اراک اجرایی می شود تزریق دوز سوم واکسن کرونا به افراد بالای ۴۰ سال آغاز شد اعتبار مالی ۸۵۴ طرح مصوب در سفرهای استانیِ رئیس‌جمهور چگونه تهیه می‌شود؟ تیم مذاکره‌کننده ایرانی از پشتوانه کارشناسی قوی برخوردار است/آشفتگی غرب از مواضع صریح و بسته‌های پیشنهادی رفع کلیه تحریم‌های ایران
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۲
کد خبر: 124
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵
یادداشت

از واقع گرایی دیپلماتیک تا دیپلماسی واقع بینانه

در دنیای امروز حتی طرفداران مکاتب آرمانگرایی، نیز نمی توانند منکر این اصل مهم باشند که اولین و اساسی ترین هدف هر دولتی در نظام بین الملل تامین منافع ملی است و این عامل دورنمای سیاست خارجی حکومت ها را ترسیم می کند
به گزارش دیار آفتاب ؛به نقل از پایگاه خبری شازند ما، در دنیای امروز حتی طرفداران مکاتب آرمانگرایی، نیز نمی توانند منکر این اصل مهم باشند که اولین و اساسی ترین هدف هر دولتی در نظام بین الملل تامین منافع ملی است و این عامل دورنمای سیاست خارجی حکومت ها را ترسیم می نماید.
 
 بنابراین دولت ها براساس ویژگی های انسانی، جغرافیایی و سرزمینی و بر پایه توان اقتصادی، نظامی و تکنولوژیک،  نوع و سبک سیاست خارجی خویش را ترسیم می کند؛ معمولاً اصول سیاست خارجی، ثابت و بلندمدت و ابزار رسیدن به این اصول، متغییر و متنوع است.
 
 هرچند ممکن است در برخی مواقع رویدادهایی همچون جنگ، انقلاب، کودتا و ... موجب تغییر یکباره اصول نیز شوند اما در حالت عادی، اصول و بنیان سیاست خارجی کشورها به راحتی تغییر نخواهد کرد؛ نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه مجموعه ای از اصول اعتقادی و دینی همچون مبارزه با استکبار جهانی، حمایت از مظلومان در برابر قدرت های استبدادی و متحد ساختن جهان اسلام در مقابل متجاوزان استعماری، شکل گرفته است.
 
 بر همین اساس در دولت های مختلف این اهداف پابرجا بوده و تنها ابزار رسیدن به آن ها تغییر کرده است؛ با روی کار آمدن دولت تدبیر، شاهد چرخش محسوسی در شیوه دستیابی به این اصول بوده ایم و این دولت تمام تلاش خود را برای بهبود روابط خارجی با دیگر کشورهای منطقه و جهان بکار بست تا از این طریق گره کور مسئله هسته ای را بگشاید و به استیفای حق ایران برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای بپردازد.
 
در این رهگذر، رئیس جمهور نیز در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از برگزیده شدن در انتخابات، بهبود و افزایش سطح مراودات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با همسایگان کشور را از اولویت های اصلی دولت خویش برشمرد. در این میان چگونگی سطح روابط ایران با عربستان همواره یکی از دغدغه های اصلی دستگاه دیپلماسی این دولت بوده است؛ هرچند در ابتدا مقامات دو کشور از داشتن اراده برای افزایش تعاملات سیاسی و اقتصادی خبر می دادند اما اختلافات آن ها بر سر مسائل منطقه ای بیش از حدی بود که بتواند منجر به بهبود روابط گردد.
 
 حمایت های سیاسی، اقتصادی و نظامی عربستان از گروه های تروریستی و تکفیری در سوریه و عراق از یکطرف و تلاش برای خطرناک جلوه دادن برنامه هسته ای ایران و جلوگیری از بهبود روابط این کشور با سایر بازیگران نظام بین الملل از سوی دیگر، موجب شد تا روابط دو کشور همچنان در سطح نه چندان مطلوبی ادامه یابد.
 
 مرگ عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان و جانشینی برادرش سلمان در اوایل سال 2015، را می توان عامل مهمی در مسیر افزایش اختلافات ایران و عربستان دانست؛ سیاست خصمانه عربستان نسبت به ایران در دوران حکومت ملک سلمان که به دلیل بیماری، حکومت را عملاً به دست فرزند بی تجربه و جاه طلبش محمد بن سلمان جانشین ولیعهد سپرده است، افزایش چشمگیری داشت و این رابطه را به سمت قطع ارتباط سوق می داد.
 
 اتهامات گاه و بیگاه مقامات عربستانی مبنی بر حمایت ایران از تروریسم در منطقه، افزایش تولید نفت در شرایط افت شدید قیمت نفت اوپک، تعرض به دو جوان ایرانی در فرودگاه جده و در نهایت تجاوز به خاک یمن و کشتار مردم بیگناه این کشور، از جمله اقداماتی بودند که ضرورت تجدید نظر در رابطه با عربستان را برای دولتمردان ضروری می انگاشت.
 
 هرچند توقف اعزام زائرین عمره به عربستان اقدامی مثبت ارزیابی می شود لیکن نمی توانست پاسخگوی کاملی برای اقدامات تجاوزکارانه سعودی ها قلمداد شود. وقوع فاجعه منا به دلیل ناتوانی و اغماض مسئولین عربستانی در کمک رسانی به حادثه دیدگان و کشتار مظلومانه زائرین حرمین شریفین و گستاخی در عدم پذیرش مسئولیت این حادثه و سهل انگاری در تحویل اجساد جانباختگان از اتفاقاتی بود که تعطیلی سفارت و فراخواندن سفیر ایران از ریاض حداقل کاری بود که دستگاه دیپلماسی می توانست تا مشخص شدن دلایل وقوع و معرفی مقصران این جنایت، انجام دهد، لیکن تنها این هوشیاری و تدبیر رهبر معظم انقلاب بود که با تهدید آل سعود به پاسخی قاطع و دندانشکن در صورت ادامه اغماض کاری، مقامات سعودی را سرجای خود نشاند و مرحمی بر دل داغدیده بازماندگان این حادثه شد.
 
با تمام این تفاسیر این دولت وقیح ریاض بود که پس از اعدام ظالمانه روحانی برجسته شیعه شیخ نمر باقرنمر و به بهانه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد، سفارتخانه خود را تعطیل و تمامی روابط سیاسی با ایران را قطع و به سفرای ایران 48 ساعت مهلت داد تا خاک این کشور را ترک نمایند.
 
حال و با وجودتمامی این اقدامات حتاکانه و در شرایطی که سفارت عربستان در تهران چندین ماه بدون سفیر و در سطح کاردار اداره می شده است، سئوالی که از دستگاه دیپلماسی کشور پرسیده می شود این است که آیا حق تعطیلی سفارت ایران در عربستان را زودتر از مقامات سعودی برای خود متصور نبودند؟
 
انتهای پیام/ک
captcha
آخرین اخبار